◽️
📌صد و پنجمین سالگرد جان باختن کلنل محمدتقی پسیان
استعمار، سوسیالیسم، ناسیونالیسم و کلنل پسیان(احمد بهمنیار و مُسمَّط تاریخیاش)
کامیار عابدی
به نظر میرسد اغلب سرودههای احمد بهمنیار (1262-1334) ادیب، روزنامهنگار، و استاد دانشگاه، در سنجش ادبیِ دقیق و برآورد نهایی، تحت شعاع مُسمَّط بسیار بلندی، قرار میگیرد که او در سال ۱۳۰۰ با عنوان
«هدیۀ شرق ایران: به شرف قیام ملّی خراسان» سروده و منتشر کرده است.
بیشک، این شعر را باید سرودهای تاریخی خواند و تکخال این ادیب در عالم شعر و شاعری. در شعر بهمنیار لمحههایی از روح دوران با گرایشهای متفاوت اجتماعی و سیاسی و فرهنگی حضور دارد: شاعر، بهتفصیل، از بیداری شرق و آسیا در برابر استعمار غرب سخن میگوید، از اتحاد کارگران و رنجبران برای تغییر وضعیت موجود و رخنه در نظام سرمایهداری یاد میکند، ایران باستانیِ پُرفروغ را در مقابل ایران معاصرِ بیفروغ قرار میدهد، و سرانجام، به تمجید از نجاتدهندۀ مطلوب خود، که کلنل محمدتقی خان پسیان (1270- 11مهر 1300) باشد، میپردازد..
در دورۀ مورد بحث، علاقه و نیاز به یک نجاتدهنده در فضای اجتماعی ایران، بهویژه با افزوده شدن شعلۀ جنگ جهانیِ نخست، و ورود نیروهای بیگانه از چند سو به کشور، و عواقب بسیار مصیبتبار آن، روزبهروز در حال نیرو گرفتن بود.
در این دوره، نام چند شخصیت نظامی و غیرنظامی در مقام نجاتدهندۀ وطن شنیده و طرح شد. یکی از این نامها کلنل پسیانِ نظامی فرهیخته، میهندوست، و از خاندانی شناختهشده و مورد احترام در تبریز بود که پس از اتمام تحصیلات خود در آلمان به کار در تشکیلات ژاندارمریِ سوئدیها در ایران اشتغال داشت...
هدیۀ شرق ایران(به شرف قیام ملّی خراسان) مژده که دنیای پیر، از سرِ نو شد جوان
به جسمش اندر دمید، صورِ تکامل روان
پیکر رنجور شرق، گرفت تاب و توان
پنجۀ حق بر درید، پردۀ حق نشنوان
کوس حقیقت فکند، به رُبع مسکون طنین
*
کرد فلک گردشی، به کام بیچارگان
تا که به سامان رسند، از وطن آوارگان
ز بیخ و بُن برکَنند، بیخ ستمکارِگان
گیتی گلگون کنند ز خون خونخوارگان
ز ظلم سازند پاک، یکسره روی زمین
*
کشور خاور زمین، ز خواب بیدار شد
به کار دشوار خویش، آگه و هوشیار شد
مُسلم و هندو و گبر، به یک دیگر یار شد
کار از این اتحاد، به باختر زار شد
ز بیمِ انجام گشت، به بیم و وحشت قرین
*
مغرب بس خورده خون، گرفته دیوانگی
شده است مغزش تهی، ز هوش و فرزانگی
بشر نبیند مگر، به چشم بیگانگی
نپوید از حرص و آز، طریق مردانگی
به حیله آورد خواست، جهان به زیر نگین
*
دهند گه کنفرانس، کنند گه کنگره
گیتی قسمت کنند به نام مُستعمره
که زیر فرمان کشند جهانیان یکسره
به یک دگر در ستیز، که تا که یابد فَره
به مصر و شام و عراق، به روم و ایران و چین
*
از بس خون بشر، به غیر حق ریختند
به خون اَبناء نوع، خاک بیامیختند
فتنه و شرّ و فساد، به گیتی انگیختند
تیغ به روی جهان، ز کین بیاهیختند
زآتش بیدادشان، بر آسمان شد حَنین
*
مراکش و مصرکو، نوبه و سودان کجاست
هند و طرابلس چه شد، بصره و عُمّان کجاست
عراق و شام و حلب، مَسقط و کنعان کجاست
شوکت اسلام کو، قدرت ایران کجاست
تمام بر باد شد زآتش بیداد و کین
*
یکی پی حفظ هند، کشد جهان را به خون
وآن دگر از بهر شام، حیله نماید فزون
به قتل و غارت شوند، به یکدگر رهنمون
مگر شود زآه خلق، کشورشان سرنگون
که رامش و صلح و اَمن، شود به عالم مَکین
*
اگر مُعاهد شوند فرانس و ایتالیا
اگر به ژاپون شود، حلیف بِرِتانیا
وگر زند آمریک، طبل خلاف از ریا
جملۀ این کشمکش، بوَد سرِ آسیا
که بهر یغمای او، جمله نموده کمین
*
هنوز آلوده چنگ، به خون نوع بشر
که طرحریزی کنند برای جنگی دگر
اسلحه هر یک کند، ز دیگری بیشتر
تا زِ رقیبان فِتد، به شیطنت پیشتر
به مجمع رهزنان، گردد بالا نشین ...
📌 متن کامل را در وبسایت جهان کتاب بخوانید:
https://B2n.ir/qp4669#مجله_جهان_کتاب
#کلنل_پسیان
#احمد_بهمنیار
#کامیار_عابدی
@jahaneketabpub