TGViewer
Channel Public Channel
جهان کتاب

جهان کتاب

@jahaneketabpub

موسسه فرهنگی - هنری جهان کتاب علاوه بر انتشارات "جهان کتاب"، ناشر ماهنامۀ "جهان کتاب" نیز هست. "جهان کتاب" ماهنامه‌ای است با روش خبری، آموزشی و اطلاع‌رسانی.

برای اطلاعات بیشتر:

Tel: 66968097-8
Fax: 66968037

info@jahaneketab.ir
Subscribers
2.47K
Photos
2.9K
Videos
54
Links
1.6K
Recent Posts 20 shown
Post #6043 157
✨️ زویا پیرزاد دوباره با ماست؛
این بار با روایتی تازه.

📌 چاپ دوم در راه است.

@jahaneketabpub
@jahaneketabpub

📮 تهیه از
کتاب‌فروشی‌ها
سایت jahaneketab.ir

#زویا_پیرزاد
#اهالی_ماگنولیا
#رمان_جدید_زویا_پیرزاد
#پیرزاد_زویا
#نشر_جهان_کتاب
Post #6042 213
◽️

📌سرآغاز رمان «اهالی ماگنولیا»:


پیچیدم توی خیابان و گفتم «برو، سَرِ جدّت برو!»

با تویوتای قرمزم حرف می‌زدم که چند سال پیش خریده بودم دستِ خدا می‌داند چندم و تنها قسمتش که دم به ساعت خراب نمی‌شد برف‌پاک‌کن‌ها بود که چند روز پیش آرش عوضشان کرده بود.

رسیدم وسط‌های خیابان و از جلو خانه‌ی خانم و آقای دِسای گذشتم.  اولّین خانه‌ای که ساکنینش همسایه به حساب می‌آمدند.

ساکنین خانه‌های اوّل تا وسط خیابان را درست نمی‌شناختم و جز سلام علیک و سر تکان دادنی گاه‌به‌گاه رابطه‌ای با هم نداشتیم.  چند خانواده‌ی پاکستانی بودند و یک خانواده‌ی گمانم اهل لیتوانی یا لاتویا.  اسم این کشورهای استقلال‌یافته بعد از فروپاشی شوروی هیچوقت یادم نمی‌ماند.  خانه‌ای هم بود که خانواده‌ای در آن زندگی می‌کرد اهل کشوری که باز اسمش هیچوقت یادم نمی‌ماند که به قول آرش معلوم نبود خانواده‌اند یا قبیله بس که آدم‌های جورواجور وارد خانه می‌شدند و از آن بیرون می‌آمدند.

 ساکنین خانه‌های اوّل تا وسط خیابان  بیشتر اجاره‌نشین بودند.  می‌آمدند یکی دو سال می‌ماندند و می‌رفتند و آن شبِ اوّل‌های پاییز در خیابان ما که اسمش ماگنولیا بود و اسم درخت‌های کنار دو پیاده‌رو ماگنولیا نبود و نمی‌دانستم چه بود، باران انگار بیشتر از همه ‌جای انگلستان می‌بارید.

خانه‌های خیابان ماگنولیا همه عین هم بودند و اتاق‌های نشیمن و آشپزخانه‌‌ها پنجره‌های بزرگ داشتند رو به خیابان.  چراغ نشیمن و آشپزخانه‌ی دِسای‌ها روشن بود.

باران چنان شدید می‌بارید و حواسم آنقدر به خاموش نشدن تویوتا بود که به خانه‌ی زن و شوهر هندی نگاه نکردم ولی ندیده می‌دانستم حالا که ساعت از هفت شب گذشته آقای دِسای قوطی یا بطری آبجو به دست دارد تلویزیون تماشا می‌کند _ به احتمال خیلی زیاد مسابقه‌ی کریکت _ و خانم دِسای که اسمش راجیندِر بود و ما صداش می‌کردیم راج به احتمال خیلی زیاد در آشپزخانه  مشغول سرخ‌کردن سمبوسه است.  خوراکی مورد علاقه‌ی خودش و شوهرش و من. 

یاد پدرم افتادم و شوخی تکراری همیشگی‌اش.  «راج؟ هاها.  راج اسم مرد نیست؟ هاهاها.  راج‌کاپور یادتان نیست؟ هاهاهاها.»...
 
#داستان‌_‌های‌_‌زمانه
#اهالی‌_ماگنولیا
#زویا‌_پیرزاد

@jahaneketabpub
Post #6041 229
◽️

«امسال تولّدم آرش و دیوید برایم یک ماشین خریدند. تویوتا نیست و قرمز نیست و دم به ساعت خراب نمی‌شود. گاهی دلم برای تویوتای قرمزم تنگ می‌شود. بعد یاد حرف آراکس می‌افتم. گذشته قصّه‌ای است که مدام برای خودمان تعریف می‌کنیم. بی‌حاصل و بی‌فایده.»

📖 اهالی ماگنولیا
(رمان)
زویا پیرزاد

📮 تهیه از
کتاب‌فروشی‌ها و:
وب‌سایت jahaneketab.ir (ارسال با پست پیشتاز)

#داستان‌_‌های‌_‌زمانه
#اهالی‌_ماگنولیا
#زویا‌_پیرزاد

@jahaneketabpub
Post #6040 1.43K
◽️

📌 جهان کتاب سی‌ویک‌ساله شد.


#مجله‌_‌جهان_‌کتاب


@jahaneketabpub
Post #6039 486
◽️

«امسال تولّدم آرش و دیوید برایم یک ماشین خریدند. تویوتا نیست و قرمز نیست و دم به ساعت خراب نمی‌شود. گاهی دلم برای تویوتای قرمزم تنگ می‌شود. بعد یاد حرف آراکس می‌افتم. گذشته قصّه‌ای است که مدام برای خودمان تعریف می‌کنیم. بی‌حاصل و بی‌فایده.»
 
📖 اهالی ماگنولیا
(رمان)
زویا پیرزاد

📮 تهیه از
کتاب‌فروشی‌ها و
وب‌سایت jahaneketab.ir

#داستان‌_‌های‌_‌زمانه
#اهالی‌_ماگنولیا
#زویا‌_پیرزاد

@jahaneketabpub
Post #6038 381
📖 داستان کوتاهی از کتاب "دوز و کلک‌ها" به قلم پی‌یر بوالو و توماس نارسژاک و با ترجمه عباس آگاهی، از مجموعه "نقاب"

"سخت‌ترین کار اجباری! تحقیرکننده‌ترین کار همین است! نه. دیگر ممکن نیست. ژرژ در حال طغیان است. همه‌چیز برای توتوست، طفلکی، کوچولوی دردانه، دوست‌داشتنی؛ مراقبش هستند که عرق نکرده باشد، پیشانی‌اش، دست‌هایش را لمس می‌کنند… یا بوس کن… کیه که می‌ره لالا کنه، مثل یک فرشته… و من وظیفه‌ام چیه؟ یک مهتر، یک نوکر، یک برده…"

@jahaneketabpub
@jahaneketabpub

🔗 این داستان را در سایت جهان کتاب بخوانید و نظرتان را بنویسید.

#دوز_و_کلکها
#پی‌یر_بوالو
#توماس_نارسژاک
#ادبیات_معمایی
#نقاب
Post #6037 613
◽️

📌رمان تازه‌ای از زویا پیرزاد


#اهالی‌_ماگنولیا
#زویا‌_‌پیرزاد

@jahaneketabpub
Post #6036 460
📌 صد و بیستمین عنوان از مجموعه "نقاب"

📖 لس‌آنجلس، اواخر دهۀ ۱۹۴۰. یک قاتل زنجیره‌ای شب‌ها در خیابان‌های مه‌آلود پرسه می‌زند…

دیکس استیل، خلبان نظامی سابق، به لس آنجلس آمده تا یک زندگی جدید را آغاز کند. اما هراس از قاتل زنان جوان، شهر را فراگرفته است.

دیکس با دوست قدیمی‌اش براب، که اکنون کارآگاه پلیس است و در جست‌وجوی ردّ پایی از قاتل، همراه می‌شود… اما حقیقتی تاریک و وحشتناک پیش روست...

@jahaneketabpub
@jahaneketabpub

📖 در مکانی خلوت
دوروتی ب.هیوز
فروزان صاعدی

📮 تهیه از
کتاب‌فروشی‌ها
سایت jahaneketab.ir

#در_مکانی_خلوت
#دیکسون_استیل
#دوروتی_هیوز
#فروزان_صاعدی
#اقتباس_سینمایی
Post #6035 440

Forwarded from عکس نگار

‍ ◽️


📌صد و پنجمین سالگرد جان باختن کلنل محمدتقی پسیان
 
 
استعمار، سوسیالیسم، ناسیونالیسم و کلنل پسیان
(احمد بهمنیار و مُسمَّط تاریخی‌اش)
کامیار عابدی
 
به نظر می‌رسد اغلب سروده‌های احمد بهمنیار (1262-1334) ادیب، روزنامه‌نگار، و استاد دانشگاه، در سنجش ادبیِ دقیق و برآورد نهایی، تحت شعاع مُسمَّط بسیار بلندی، قرار می‌گیرد که او در سال ۱۳۰۰ با عنوان «هدیۀ شرق ایران: به شرف قیام ملّی خراسان» سروده و منتشر کرده است.
 
بی‌شک، این شعر را باید سروده‌ای تاریخی خواند و تک‌خال این ادیب در عالم شعر و شاعری. در شعر بهمنیار لمحه‌هایی از روح دوران با گرایش‌های متفاوت اجتماعی و سیاسی و فرهنگی حضور دارد: شاعر، به‌تفصیل، از بیداری شرق و آسیا در برابر استعمار غرب سخن می‌گوید، از اتحاد کارگران و رنجبران برای تغییر وضعیت موجود و رخنه در نظام سرمایه‌داری یاد می‌کند، ایران باستانیِ پُرفروغ را در مقابل ایران معاصرِ بی‌فروغ قرار می‌دهد، و سرانجام، به تمجید از نجات‌دهندۀ مطلوب خود، که کلنل محمدتقی خان پسیان (1270- 11مهر 1300) باشد، می‌پردازد..
 
در دورۀ مورد بحث، علاقه و نیاز به یک نجات‌دهنده در فضای اجتماعی ایران، به‌ویژه با افزوده شدن شعلۀ جنگ جهانیِ نخست، و ورود نیروهای بیگانه از چند سو به کشور، و عواقب بسیار مصیبت‌بار آن، روزبه‌روز در حال نیرو گرفتن بود.
 
در این دوره، نام چند شخصیت نظامی و غیرنظامی در مقام نجات‌دهندۀ وطن شنیده و طرح شد. یکی از این نام‌ها کلنل پسیانِ نظامی فرهیخته، میهن‌دوست، و از خاندانی شناخته‌شده و مورد احترام در تبریز بود که پس از اتمام تحصیلات خود در آلمان به کار در تشکیلات ژاندارمریِ سوئدی‌ها در ایران اشتغال داشت...
 
هدیۀ شرق ایران
(به شرف قیام ملّی خراسان)
 
مژده که دنیای پیر، از سرِ نو شد جوان
به جسمش اندر دمید، صورِ تکامل روان
پیکر رنجور شرق، گرفت تاب و توان
پنجۀ حق بر درید، پردۀ حق نشنوان
            کوس حقیقت فکند، به رُبع مسکون طنین
*
کرد فلک گردشی، به کام بیچارگان
تا که به سامان رسند، از وطن آوارگان
ز بیخ و بُن برکَنند، بیخ ستمکارِگان
گیتی گلگون کنند ز خون خونخوارگان
             ز ظلم سازند پاک، یکسره روی زمین
*
کشور خاور زمین، ز خواب بیدار شد
به کار دشوار خویش، آگه و هوشیار شد
مُسلم و هندو و گبر، به یک دیگر یار شد
کار از این اتحاد، به باختر زار شد
            ز بیمِ انجام گشت، به بیم و وحشت قرین
*
مغرب بس خورده خون، گرفته دیوانگی
شده است مغزش تهی، ز هوش و فرزانگی
بشر نبیند مگر، به چشم بیگانگی
نپوید از حرص و آز، طریق مردانگی
             به حیله آورد خواست، جهان به زیر نگین
*
دهند گه کنفرانس، کنند گه کنگره
گیتی قسمت کنند به نام مُستعمره
که زیر فرمان کشند جهانیان یکسره
به یک دگر در ستیز، که تا که یابد فَره
            به مصر و شام و عراق، به روم و ایران و چین
*
از بس خون بشر، به غیر حق ریختند
به خون اَبناء نوع، خاک بیامیختند
فتنه و شرّ و فساد، به گیتی انگیختند
تیغ به روی جهان، ز کین بیاهیختند
             زآتش بیدادشان، بر آسمان شد حَنین
*
مراکش و مصرکو، نوبه و سودان کجاست
هند و طرابلس چه شد، بصره و عُمّان کجاست
عراق و شام و حلب، مَسقط و کنعان کجاست
شوکت اسلام کو، قدرت ایران کجاست
             تمام بر باد شد زآتش بیداد و کین
*
یکی پی حفظ هند، کشد جهان را به خون
وآن دگر از بهر شام، حیله نماید فزون
به قتل و غارت شوند، به یک‌دگر رهنمون
مگر شود زآه خلق، کشورشان سرنگون
             که رامش و صلح و اَمن، شود به عالم مَکین
*
اگر مُعاهد شوند فرانس و ایتالیا
اگر به ژاپون شود، حلیف بِرِتانیا
وگر زند آمریک، طبل خلاف از ریا
جملۀ این کشمکش، بوَد سرِ آسیا
             که بهر یغمای او، جمله نموده کمین
*
هنوز آلوده چنگ، به خون نوع بشر
که طرح‌ریزی کنند برای جنگی دگر
اسلحه هر یک کند، ز دیگری بیشتر
تا زِ رقیبان فِتد، به شیطنت پیش‌تر
             به مجمع رهزنان، گردد بالا نشین ...
 
📌 متن کامل را در وب‌سایت جهان کتاب بخوانید:
https://B2n.ir/qp4669


#مجله‌_جهان_کتاب
#کلنل_پسیان
#احمد‌_‌بهمنیار
#کامیار‌_‌عابدی
 

@jahaneketabpub
Post #6034 606
📌از مجموعهٔ «ایرانِ ما»

خواندنی‌های نوباوگان ایران
کتاب کودک و نوجوان در نوشته‌های عصر قاجار
به‌کوشش و گزینشِ سیّد علی کاشفی خوانساری

#ایران‌ـ‌ما
#ادبیات‌ـ‌کودکان‌ـ‌و‌ـ‌نوجوانان‌ـ‌در‌ـ‌عصرقاجار
#سید‌ـ‌علی‌‌ـ‌کاشفی‌ـ‌خوانساری

@jahaneketabpub
Post #6033 443

Forwarded from عکس نگار

‍ ◽️

هوش مصنوعی و «معضل امنیتی»
 
معضل امنیتی ذاتاً «ناخواسته» است: غیرقابل‌تشخیص بودنِ تسلیحات (این‌که دفاعی‌اند یا تهاجمی) باعث می‌شود دولت‌ها به‌طور عقلانی ولی ناخواسته یکدیگر را تهدید کنند. این وضعیت می‌تواند بـه جرقـه‌ای بـرای شکل‌گیری مارپیچ‌های بی‌اعتمادی، رقابت‌های راهبردی و حتی اقدام نظامی بدل شود. در عصر دیجیتال، این خطرات شدّت بیشتری می‌گیرند. نخست، هرچند قدرت‌های هسته‌ای همگی منفعت مشترکی در جلوگیری از جنگ هسته‌ای دارند، هم‌زمان نیروهای هسته‌ای خود را به‌مثابه دارایی‌های حیاتی امنیت ملّی و نماد حیثیت بین‌المللی می‌بینند. بنابراین، حتی سلاح‌های متعارفی که برای مأموریت‌های دفاعی یا ضدّنیرویی طراحی شده‌اند، ممکن است از سوی دشمن به‌عنوان تهدیدی تهاجمی علیه توان بازدارندگی هسته‌ای او درک شوند. دوم، واکنش‌های پرخاشگرانۀ کشوری که خود را در معرض تهدید می‌بیند می‌تواند از سوی طرف مقابل به‌اشتباه به‌عنوان نشانه‌ای از نیّت خصمانۀ ذاتی تعبیر شود. سوم، فشار زمانی و شرایط تنش بالا در بحران‌های مدرن باعث می‌شود این چرخه‌های کنش و واکنش با سرعت بیشتری آشکار شوند و فرصت‌های کاهش تنش محدود گردد.

نظریۀ معضل امنیتی با «پارادوکس توانمندی/ آسیب‌پذیری»[1] نیز گره خورده است. این پارادوکس بیان می‌کند که تلاش یک کشور برای دستیابی به قابلیتی جدید بـرای رقابت با دیگران، هم‌زمان نوعی آسیب‌پذیری جدید می‌آفرینـد؛ آسیب‌پذیری‌ای که از سوی رقبا تهدیدآمیز تلقی می‌شود. هنگامی که یک قابلیت نظامی به منبعی خاص وابسته باشد (مثلاً داده‌های دیجیتال یا زیرساخت سایبری)، این منبع می‌تواند مورد سوءاستفاده قرار گیرد یا از کنترل خارج شود و همین امر انگیزۀ حملۀ پیش‌دستانه را افزایش می‌دهد. در پرتو «انقلاب اطلاعاتی» در جنگ مدرن _ که امروز شامل هوش مصنوعی نیز می‌شود _ این پارادوکس ابعاد تازه‌ای یافته است. همان‌طور که ریچارد دَنزیک یادآور شده: فناوری‌های دیجیتال در عین اعطای قدرت‌های بی‌سابقه، امنیت کاربران را نیز کاهش می‌دهند.

از این زاویه، معضل امنیتی نه‌فقط پدیده‌ای راهبردی بلکه مفهومی روان‌شناختی نیز هست؛ پیوندی عمیق میان ذهن انسان و منطق جنگ برقرار می‌کند.
 

📖هوش مصنوعی و بمب
جیمز جانسون
ترجمۀ محمدامین پورحسینقلی

#مجموعه‌_دانش‌_و‌_فن
#هوش‌_‌مصنوعی
#هوش‌_‌مصنوعی‌_‌و_بمب
#جنگ_افزارهای_‌جدید
#سلاح‌_‌هسته‌_‌ای
#جنگ‌_‌اتمی

@jahaneketabpub
 

[1]. capability/ vulnerability paradox
Post #6032 490

Forwarded from عکس نگار

‍ ◽️

کتاب بیانیۀ بالفور: امپراتوری، قیمومت و مقاومت در فلسطین نوشتۀ برنارد ریگِن پژوهشی تاریخی و تحلیلی درباره یکی از اسناد کلیدی و مناقشه‌انگیز قرن بیستم است: بیانیۀ بالفور (۲ نوامبر ۱۹۱۷). این نامۀ کوتاه که آرتور بالفور، وزیر خارجۀ بریتانیا، به لرد روتشیلد نوشت و در آن حمایت دولت بریتانیا از «ایجاد یک خانۀ ملی برای یهودیان در فلسطین» را اعلام کرد، نقطۀ عطفی در تاریخ خاورمیانه محسوب می‌شود و پیامدهای آن تا امروز ادامه دارد.
 
ریگِن بیانیۀ بالفور را نه به‌عنوان یک تصمیم صرفاً ایدئولوژیک یا اخلاقی، بلکه به‌عنوان بخشی از «بازی بزرگ» ژئوپلیتیک استعماری بریتانیا در دوران جنگ جهانی اول بازخوانی می‌کند. او نشان می‌دهد که این سند در بستر رقابت‌های امپراتوری‌ها (بریتانیا، آلمان و عثمانی)، منافع استراتژیک بریتانیا (به‌ویژه حفاظت از مسیر سوئز و نفوذ در منطقه)، و مذاکرات پیچیدۀ درون دولت بریتانیا و جنبش صهیونیستی شکل گرفته است. کتاب فراتر از روایت رسمی دولت‌ها و سیاست‌ها می‌رود و تصویری از زندگی جامعۀ فلسطینی آن دوره ارائه می‌دهد: واکنش‌های جامعۀ مدنی فلسطینی، مخالفت‌ها با سیاست‌های استعماری، و تلاش‌ها برای حفظ شیوۀ زندگی و حق تعیین سرنوشت مردم فلسطین.
 
کتاب شامل شش فصل است:
* جنگ، امپراتوری و فلسطین
* ابیانیۀ بالفور، خودمختاری و مقاومت فلسطینی
* قیمومت و خط‌مشی‌های سیاسی در فلسطین
* جنبه‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مقاومت فلسطین
* واکنش‌های بریتانیا به مقاومت فلسطین
* قیمومت بر بستر اوضاع زمانه
 
ریگِن با استفاده از اسناد دولتی بریتانیا، نامه‌ها و گزارش‌های آرشیوی، و منابع ثانویه، سیاست قیمومت بریتانیا را به‌عنوان پروژه‌ای امپریالیستی (نه صرفاً استعماری کلاسیک) تحلیل می‌کند که در آن منافع مالی و استراتژیک بین‌المللی نقش محوری داشته‌اند.
 
نقطۀ قوت اصلی کتاب در ترکیب دو سطح تحلیل است: از یک سو تاریخ سیاست‌های دولتی و رقابت‌های امپراتوری، و از سوی دیگر تاریخ مردمِ تحت استعمار و مقاومت آنان. ریگن بیانیه را «نخست و بیش از هر چیز تلاش آگاهانۀ یک قدرت استعمارگر برای پیشبرد اهداف خود» می‌داند و ابهام‌های موجود در متن بیانیه و سپس قیمومت جامعۀ ملل را نشان می‌دهد؛ ابهام‌هایی که در عمل به نفع پروژۀ «خانۀ ملی یهودی» و به زیان حقوق سیاسی و ملّی جمعیت بومی فلسطینی تمام شد. او به بحث‌های داخلی جنبش صهیونیستی و دولت بریتانیا نیز می‌پردازد و نشان می‌دهد که مسیر رویدادها خطی و اجتناب‌ناپذیر نبوده است.
 
نویسنده دیدگاهی انتقادی نسبت به نقش امپراتوری بریتانیا دارد و این دیدگاه مبتنی بر اسناد رسمی و تحلیل تاریخی است. این کتاب برای خوانندگانی که با تاریخ استعمار بریتانیا، شکل‌گیری مناقشۀ فلسطین-اسرائیل، مفاهیم حق تعیین سرنوشت در دوران پس از جنگ جهانی اول، یا مقاومت ضداستعماری آشنایی دارند دیدگاه‌های تازه‌ای ارائه می‌دهد. همچنین می‌تواند گام نخستِ مطالعه برای کسانی باشد که به‌تازگی علاقه‌مند به این مسئلۀ بزرگ خاورمیانه شده‌اند.
 
در مجموع، ریگِن بیانیۀ بالفور را نه رویدادی منزوی، بلکه حلقه‌ای کلیدی در زنجیرۀ سیاست امپراتوری بریتانیا می‌بیند که پیامدهایش تا تشکیل دولت اسرائیل در ۱۹۴۸ و پس از آن ادامه یافته است. کتاب او خواندنی، مستند و تحلیلی است و برای آشنایی با ریشه‌های تاریخی مسئلۀ فلسطین و نقش و مسئولیت بریتانیا در آن، یکی از جدیدترین و روشنگرترین منابع موجود است.
 
📖 بیانیۀ بالفور: امپراتوری، قیمومت و مقاومت در فلسطین
برنارد ریگِن
ترجمۀ رحیم قاسمیان


📮 تهیه از:
کتاب‌فروشی‌ها و
وب‌سایت  jahaneketab.ir

#برگی_از‌_‌تاریخ
#بیانیه‌_‌بالفور
#فلسطین
#اسرائیل
#لرد‌_‌بالفور
#امپراتوری‌_‌بریتانیا
#امپراتوری‌_‌عثمانی
#جنگ‌_‌جهانی‌_‌اول

@jahaneketabpub
Post #6030 503
‍◽️

آیا تا به حال فکر کرده‌اید: «داستان علمی‌تخیلی دقیقاً چیست و چرا این‌قدر جذاب است؟»

در کتاب آسیموف از ادبیات علمی‌تخیّلی می‌گوید پاسخ را مستقیم از زبان یکی از بزرگ‌ترین استادان این ژانر می‌خوانید. آیزاک آسیموف در این مجموعه (شامل بیش از پنجاه مقاله)، با همان نثر روشن، منطقی و گاهی شوخ‌طبعانه‌اش، ما را به قلب جهان علمی‌تخیلی می‌برد.
 
آسیموف از تاریخ پیدایش این ژانر، نام‌گذاری «علمی‌تخیلی»، تفاوت آن با فانتزی، نقش پیش‌بینی آینده، جایگاه دانشمند در داستان‌ها و حتی چگونگی نوشتن یک داستان خوب علمی‌تخیلی می‌گوید. او با وضوحی کم‌نظیر نشان می‌دهد که ادبیات علمی‌تخیلی صرفاً ماجراجویی در فضا نیست؛ بلکه ابزاری است برای اندیشیدن به تغییر، مسئولیت انسان در برابر پیشرفت، و امکان‌هایی که هنوز نیامده‌اند.
 
خواندن این کتاب مثل گفت‌وگویی طولانی و لذت‌بخش با خود استاد است؛ گفت‌وگویی که بعد از تمام شدنش، نگاه ما را به داستان‌های علمی و به آینده تغییر می‌دهد.
 
📖 آسیموف از ادبیات علمی‌تخیلی می‌گوید
آیزاک آسیموف
ترجمۀ سعید سیمرغ


📮 تهیه از:
کتاب‌فروشی‌ها و
وب‌سایت jahaneketab.ir

#آیزاک‌_‌آسیموف
@jahaneketabpub
Post #6028 505
◽️
کودکان سرشار از انرژی‌اند و هر آن در جست‌وجوی چیزی تازه. همین اشتیاق به جست‌وجو و کشف، گاهی حادثه‌آفرین می‌شود. اگرچه اکثر این حوادث عوارضی جزئی دارند، با وجود این ضروری است که بزرگسالان راه و روش کمک به کودکان را بدانند. و دقیقاً همین موضوع مورد توجّه این کتاب است.

هدف کمک‌های اولیه برای فرزندتان این است که به پدر و مادرها، پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها، مسئولان مهد کودک‌ها، اولیای دبستان‌ها و خلاصه هر که با کودکان سروکار دارد، این اطمینان خاطر را بدهد که می‌تواند در موقعیت‌های اورژانس به درستی فکر و عمل کند.

روش‌ها و موارد کمک‌های اولیه‌ای که در این کتاب آموزش داده می‌شود، شامل جدیدترین شیوه‌‌های امداد پزشکی است که امروزه در موارد اورژانس کودکان به کار می‌رود و برای امدادگران تدریس می‌شود.

خواننده از طریق این کتاب می‌تواند موارد اورژانس کودکان را بهتر بشناسد و روش‌های امداد در هر مورد را فرا‌بگیرد.

📖 کمک‌های اولیه برای فرزندتان
کولینگ براون
ترجمۀ دکتر ناصر زاهدی

📮 تهیه از
کتاب‌فروشی‌ها و
وب‌سایت jahaneketab.ir

#کمک‌_‌های‌_‌اولیه
#امداد‌_‌پزشکی
#دانش‌_‌و‌_‌فن‌_‌برای‌_‌همه

@jahaneketabpub
Post #6027 458
📖 در میان رمان‌نویسان سبک جنایی و پلیسی، آن‌ها که گرایش به واقع‌گرایی اجتماعی دارند و منعکس‌کنندهٔ واقعیات جامعهٔ خود و جهان امروز هستند با اقبال بیشتری روبه‌رو می‌شوند.

در این رمان‌ها، برخلاف رمان معمایی، سرنوشت یک فرد مطرح نیست بلکه مسائل بزرگ اجتماعی، سیاسی و تاریخ رمزگشایی می‌شوند و بهترین‌های این سبک نیز، مانند رمان‌های بزرگ واقع‌گرا، آن‌هایی هستند که نه بر مبنای جهان‌بینی نویسنده بلکه بر مبنای حقایق جامعه، راوی زمان خود هستند.

مطالب این کتاب، چه به صورت مقاله و یا مصاحبه، به نویسندگانی می‌پردازد که دغدغه‌شان مسائل جامعه و در بسیاری موارد مسائل جهان است.

@jahaneketabpub
@jahaneketabpub

📖 رمزگشایی از واقعیت: گفتارهایی در سبک پلیسی - جنایی تالیف و ترجمه از یاسمن مَنو

📮 تهیه از
کتاب‌فروشی‌ها
سایت jahaneketab.ir

#هزارتوی‌_نوشتن
#رمزگشایی_از_واقعیت
#ژانر‌_جنایی
#رمان‌_سیاه
#یاسمن‌_منو
Post #6026 436

Forwarded from عکس نگار

‍ ◽️

شبی تاریک در جاده‌ای خلوت نزدیک بارسلون. نور چراغ‌های ماشین ناگهان شبح زنی را روشن می‌کند که انگار از دل شب بیرون پریده. صدای ترمز، ضربه، و بعد... سکوت.
 
این آغازِ یکی از تأثیرگذارترین رمان‌های فردریک دار است:  دژخیم می‌گرید.
 
دانیل مرمه، نقاش جوان فرانسوی، برای چند هفته آرامش و نقاشی به کنار دریای مدیترانه آمده است. اما تصادفی که به‌ظاهر کاملاً اتفاقی است، همه‌چیز را زیر و رو می‌کند. زنی زیبا و مرموز، با یک جعبۀ ویولن شکسته، درحالی‌که حافظه‌اش را از دست داده...
 
هیچ‌کس نمی‌داند او کیست، از کجا آمده و چرا خودش را جلوی ماشین انداخته. دانیل او را نجات می‌دهد... و کم‌کم عاشقش می‌شود. عشقی دیوانه‌وار، خالص و بدون ‌گذشته. عشقی که انگار فرصت دوباره‌ای برای شروع کردن است.
اما گذشته هرگز کاملاً خاموش نمی‌ماند.
 
دار در این رمان کوتاه و فشرده (که در سال ۱۹۵۷ جایزۀ بزرگ ادبیات پلیسی فرانسه را از آن او ساخت) با مهارتی نفس‌گیر، عاشقانه‌ای وسواس‌گونه را با سایه‌های سنگین جرم، گناه و روان‌شناسی انسان درهم می‌آمیزد. روایت اول‌شخص دانیل، خواننده را مستقیم به درون ذهن مردی می‌کشاند که بین عشق و وحشت، بین نجات دادن و نابود کردن، گیر افتاده است. هر صفحه تنش را بیشتر می‌کند، هر کشف جدید لایه‌ای عمیق‌تر از وحشت و تردید را آشکار می‌سازد.
 
این کتاب نه یک رمان پلیسی معمولی است و نه یک عاشقانۀ سطحی. ترکیبی است از یک رمان نوآر روان‌شناختی، با نثری موجز، پر تصویر و آکنده از اضطراب. دار اینجا در این اثر نشان می‌دهد که چرا یکی از استادان بی‌رقیب ژانر نوآر در ادبیات فرانسه است. او می‌داند چطور عشق را به کابوس تبدیل کند و خواننده را تا آخرین سطر در تعلیق نگه دارد.
 
 
دژخیم می‌گرید با یک تصادف شروع می‌شود و با ضربه‌ای خاتمه می‌یابد. در این داستان مرز باریک میان نجات‌دهنده و دژخیم قابل لمس است و در پایان ذهن خواننده را رها نمی‌سازد.

 
📖 دژخیم می‌گرید
فردریک دار
ترجمهٔ عباس آگاهی


📮 تهیه از
کتاب‌فروشی‌ها و
وب‌سایت jahaneketab.ir

 
#نقاب66
#دژخیم_می‌_‌گرید
#فردریک_دار
#عباس_آگاهی
#ادبیات_سیاه
Post #6025 421

Forwarded from عکس نگار

‍ ◽️
آنچه از تاریخ فراموش می‌ شود
مُهَنَّد الکوفی
ترجمۀ پریسا عرب
 
 نیمه‌شب بود. هادی با شتاب از خانه بیرون زد. کیسه‌ای پر از آجر سیاه و سفال را به دنبال خود به سمت رودخانه می‌کشید. به چپ و راست نگاه کرد.
چهرۀ رنگ‌پریده‌اش بی‌پروا تاریکی شب را می‌زدود. گام‌هایش لرزان بود و باعث می‌شد کفش پلاستیکی‌اش هر بار رد جدیدی بر جای گذارد. صداهایی به گوشش می‌رسید.

گویی نامش را صدا می‌زدند. مطمئن بود که هیچ‌کس پشت سرش نیست؛ انگار در توهماتش کسی او را صدا می‌زد. به طرف رودخانه رفت، کیسه را انداخت، کنار ساحل ایستاد و خودکشی کرد.

هادی جمعه همراه پسرش حمید در روستایی در استان مثنی خانه‌های گِلی می‌ساخت. جسد غرق‌شدۀ همسرش، انتصار، پس از چهار روز در رودخانه‌ای نزدیک آن روستای دورافتاده پیدا شد.

پروندۀ حادثه به شکلی غیرمنتظره و بدون دلیلی قانع‌کننده بسته شده بود و هادی که تقریباً تمام خانه‌های روستا را ساخته بود دست از کار کشیده و بیشتر وقتش را صرف نشستن کنار رودخانه، ماهیگیری و استشمام عطر همسرش، که نسیم برایش به ارمغان می‌آورد، می‌کرد.

آوازی غمگین سر می‌داد و ماهی‌ها برای زیبایی صدایش و نه برای طعمه شدن گرد قلابش جمع می‌شدند. غروب به خانه برمی‌گشت، ماهی را به حمید می‌داد تا شام درست کند.

یک روز زمستانی، هادی با صدای رعدوبرق از خواب پرید. باران به‌شدّت می‌بارید و آب، اتاق‌خواب گِلی آن‌ها را فراگرفته بود. گمان کرد دوباره سیل آمده تا زمین را پاک کند و زندگی را پایان بخشد. جریان تند آب پی خانه را می‌لرزاند.

در تاریکی، چیزی پیدا نبود. همه‌چیز از دایرهٔ دیدگان بیرون بود. آب از سقف چکه می‌کرد. هادی با فریاد، تلوتلوخوران بیرون آمد. پسرش حمید هم همراهش بود.

جلوی خانه ایستادند، باران بدنشان را می‌شست، سرهایشان را بالا گرفتند، گویی رعدوبرق سرود ملّی‌شان باشد. به خانه‌شان زُل زده بودند که چطور فرومی‌ریزد و جز دعا کردن و گفتن جمله‌ای که هادی عادت داشت به ‌وقت مصیبت بگوید کاری از دستشان ساخته نبود. «بالگزیر و لا بالعزیز»...

📌 متن کامل را از مجموعه داستان «طلسم نرگال» در وب‌سایت جهان کتاب بخوانید:
https://B2n.ir/uf9509

#داستان‌_‌های‌_‌زمانه
#طلسم_نرگال
#مهند_الکوفی
#پریسا_عرب
#ادبیات_معاصر_عرب
#جهان_کتاب

@jahaneketabpub
Post #6024 543
📖 شاعران ایران و هجوم متفقین
(جنگ جهانی دوم در آیینۀ شعر فارسی)

کامیار عابدی
 
 
📌 جنگ جهانی دوم (۱۹۳۹ - ۱۹۴۵) یکی از مهیب‌ترین و خونبارترین جنگ‌ها در تاریخ بشر بوده است. چندین و چند کشور به طور مستقیم، و بسیاری دیگر  به نحو غیرمستقیم در آن درگیر شدند. ایران از کشورهایی بود که با وجود دور ماندن از جبهه‌های جنگ، از آسیب‌های آن در امان نماند.
 
آیا دورۀ به‌نسبت طولانی این جنگ در ایران (سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۵) نباید با آفرینش شعرهایی مرتبط با آن همراه بوده باشد؟

در این کتاب _ با بهره گیری از منابع متنوع و گاه کمتر  دیده شده _ فراتر  از سیصد شعر  از حدود شصت شاعر  در موضوعاتی چون خبرهای جنگ، ورود متّفقین به ایران، توجه به سوسیالیسم و کمونیسم، تأکید بر  مام میهن و زمینه‌های وابسته به آن‌ها ازجمله تقبیح نازی‌ها و تحسین اتحاد شوروی، و تأکید بر صلح  گردآوری شده است.
 
همچنین در بخش نخست کتاب، آگاهی‌ها و تحلیل‌های لازم دربارۀ جنگ جهانی دوم، ایران در این جنگ، و شعر  و شاعران ایران در این دوره ارائه شده است.

@jahaneketabpub
@jahaneketabpub


#هزارتوی‌_‌نوشتن
#کامیار‌_‌عابدی
#شعر‌_‌جنگ
#شعر
#جنگ_جهانی_دوم
Post #6023 476
📌 الآن چند سالی می‌شود که در آغاز هر سال، برای سندیکای روزنامه‌های فیلد مقاله‌ای چهار قسمتی می‌نویسم. حالا و در سال ۱۹۸۰، س‌ر‌ف که در فکر نزدیک شدن سال ۱۹۸۴ بود، از من درخواست کرد مقاله‌ای کاملاً انتقادی دربارۀ رمان ۱۹۸۴ نوشتۀ جورج اورول بنویسم.

دودل بودم. تقریباً هیچ‌چیزی از آن کتاب را به یاد نداشتم و همین را هم گفتم، ولی دنیسون دماک، خانم جوان و دوست‌داشتنی‌ای که رابط من با س‌رف است فقط یک نسخه از آن کتاب را برای من فرستاد و گفت: «بخوانیدش.»

🔗 نقد کتاب "۱۹۸۴" را به قلم آیزاک آسیموف در سایت جهان کتاب بخوانید، این مقاله برگزیده شده از کتاب "آسیموف از ادبیات علمی‌تخیلی می‌گوید" است که توسط سعید سیمرغ در مجموعه "دانش‌و‌فن برای همه" منتشر شده است.

@jahaneketabpub
@jahaneketabpub


#آیزاک_آسیموف
#نقد_کتاب
#ادبیات_علمی_تخیلی
#سایت_جهان_کتاب
#سعید_سیمرغ
Older posts →

About this channel

How can I read @jahaneketabpub without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for جهان کتاب: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does جهان کتاب have?
جهان کتاب (@jahaneketabpub) has 2.47K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does جهان کتاب know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →