TGViewer
Channel Public Channel
جهان شعر و ترجمه

جهان شعر و ترجمه

@jahan_tarjome

ادمین‌ها:
ابوالفضل پاشا
و علی‌رضا شعبانی

ارتباط و ارسال آثار:
@Alirezashabani33
Subscribers
8.21K
Photos
10.8K
Videos
523
Links
5.9K
Recent Posts 20 shown
Post #18527 145
‍ 〇🍂
🍂
■به استعاره ایمان دارم


هنوز به استعاره ایمان دارم،
دل‌واپسِ سرزمین و شهری هستم.
که در شعرِ من
قد کشید و بزرگ شد.

این زخمِ من است؛
که مدت‌ زمانی‌ست که به خواب نرفته،
در جست‌وجوی مادرش و گیسوانِ بافته‌ی زنانِ آزادى‌خواه.

هنوز تو
خطای مرا زیرِ نظر داری؛
من طاعون را ننوشته‌ام
و در روزگارِ جنگ
دوستِِ داستایفسکی نبوده‌ام.

در وهمِِ فلسفه نزیسته‌‌ام،
و پس از مهاجرت و یک ديدار،
از ضرب‌المثل‌های عامیانه فاصله گرفته‌ام.

ای مهاجرانِ رو به سوی «خود»،
آیا به اندازه‌ی کافی کفش دارید؟
زیرا راه دراز است
و سرنوشت
اشک‌ها را گدایی می‌کند
همه‌چیز آشفته بود:
خیابانِِ کریدون،
زبانِ اشاره،
دفترِ مهاجرت
و چمدان‌ام
که دردِ مرا در آغوش گرفته بود؛
آن نیز آشفته بود.

میانِ ما تفاوتی نیست،
مسیحی باشی یا مسلمان؛
زیرا دریا
دنده‌های پناه‌جویان را می‌درد.

••••••••••••

■ما زلتُ أُومنُ بالاستعارة

ما زلتُ أُومنُ بالاستعارة
خوفًا على أرض ومدينة
كَبُرت فيَّ القصيدة
هذا جرحي لم ينم منذ فترة
يبحث عن أُمه والظفيرة
ما زلتَ تراقبُ خطأي
أنا لم أكتب الطاعونَ
ولم أكن صديقًا لدوستوفسكي في زمن الحرب
لم أعش وهم الفلسفة
وابتعدتُ عن الأمثال الشعبية بعد هجرة وموعد
أيها المهاجرون نحو الأنا
هل لديكم من الأحذية ما يكفي
فالطريق طويلٌ
والمصيرُ يستجدي الدموع
كلُ شيءٍ كان فوضويًا
شارع كريدون
لغة الإشارة
مكتب ال Home Office
وحقيبتي التي عانقت وجعي
كانت فوضوية
لا فرق بيننا
مسيحيًا كنت أم مسلمًا
فالبحرُ يمخر أضلاع اللاجئين.


■شاعر: #جمال_نصاری [ ایران ]


■برگردانِ فارسی: #احمد_دریس


#جهان_شعر_و_ترجمه
〇🍂🆔 @jahan_tarjome
Post #18526 292
〇🍂
چشمان‌ام را برکن و من هنوز می‌توانم تو را ببینم
گوش‌هایم را ببند و من هنوز می‌توانم صدایت را بشنوم
و بی‌هیچ پایی می‌توانم به سوی تو بیایم
و بی‌زبان هر زمان که بخواهم می‌توانم تو را فرابخوانم
بازوان‌ام را بشکن تو را در آغوش خواهم گرفت
و با قلب‌ام چنان که با دستی تو را خواهم فشرد
اگر قلب‌ام را از تپش بازداری مغزم همان‌سان خواهد تپید
و اگر این مغزم را نیز به آتش بکشی
آن‌گاه باز تو را در جریانِ خونِ خویش با خود خواهم برد.

■شاعر: #راینر_ماریا_ریلکه [ Rainer Maria Rilke / چک، ۱۹۲۶-۱۸۷۵ ]


■برگردان: #تیارا_ظهرابی_اصل


#جهان_شعر_و_ترجمه
〇🍂🆔 @jahan_tarjome
Post #18525 384
‍ 〇🍂
🍂
دیوارِ تو یک سوراخ دارد
که از آن‌جا اگر نگاه کنم
باغ با درخت‌ها
باغ با برگ‌ها
و باغ با میوه‌های‌ آن دیده می‌شود.

من اما سرِ خود را هیچ پایین نمی‌آورم
که چشم‌های من
که لب‌های من
که زبانِ من مبادا به آن مالیده شوند.

کلاغ‌ها به من خیره‌اند
و سرِ خود را اگر که پایین بیاورم
چه قارها که فراوان به راه می‌اندازند.

تصمیمِ خود را می‌گیرم
که سرانجام کاری بکنم
ولی از کجا بدانم:
سوراخِ تو یک دیوار دارد.

■شاعر: #ابوالفضل_پاشا


📕●برگرفته از: مجموعه‌ی شعر #دو_لیوان_در_مقابل_یک_نفر
#نشر_کتاب_هرمز
🔺علاقه‌مندان برای تهیه‌ی این کتاب می‌توانند یا شهرام_فروغی_مهر، مدیرِ نشرِ کتابِ هرمز و با شماره‌ی ۰۹۱۶۷۳۰۴۷۱۱ تماس بگیرند و یا در پیام‌رسان‌های ایتا و روبیکا به همین شماره پیام بفرستند
#جهان_شعر_و_ترجمه
|🍂🆔 @jahan_tarjome
Post #18524 468
〇🍂
اگر می‌خواهی بدانی چه باقی می‌ماند
پرنده‌یی را دنبال کن، چطور سرگردان،
لحظه‌یی می‌چرخد، بال می‌زند،
دوباره مسیرِ باد را پیدا می‌کند و
اوج می‌گیرد، اوج می‌گیرد

حتا نقطه‌یی هم در آسمانی
که در آن ناپدید شده، باقی نمی‌ماند

■شاعر: #روتخر_کوپلاند [ هلند، ۲۰۱۲–۱۹۳۴ ]


■برگردان: #شهلا_اسماعیل‌زاده


#جهان_شعر_و_ترجمه
〇🍂🆔 @jahan_tarjome‌
Post #18523 439
〇🍂
چشم‌ها هم دروغ می‌گویند...



#şiir_sokakta
#دیوار_نوشته_ترکی | #شعر_در_خیابان
#جهان_شعر_و_ترجمه
〇🍂🆔 @jahan_tarjome‌
Post #18522 490
‍ 〇🍂
🍂
■لیلیث ۴۷

هوای لیلیث ابری نیست
امروز آسمون‌ش صافه
می‌شه توش یه چرخی‌خورد
لیلیث هی لیلیث می‌گی چه کار کنم
نتونستم ایلامو اتو کنم و برای همیشه بزارم‌ش تهِ چمدون گذشته‌ها
رنگی به این‌جا و هرجای تهران می‌زنم و می‌گم
این ایلامه
رنگ‌ها رو قاطی می‌کنم
قلاقیران می‌شه دماوند
دَرَکه می‌شه چغاوند
می‌خوام خیابان‌هاشو دور بریزم
راهو کج می‌رم و می‌گم:
اون یکی چی شد این یکی چی شد
اما می‌بینم سرِ فردوسی رو به سینه‌ام چسبوندم
با سعدی می‌رقصم و خیامو می‌بوسم
جنگل‌های خشک و آتش گرفته رو پاک می‌کنم درخت‌ها رو سبز می‌زنم
رودامنه‌ها گون، شقایق و پونه می ‌کارم
به چوارو شیش‌دار بلوط و سنجابو برمی‌گردونم گوزن‌های خوشگلو رها می‌کنم تو مانشت
توله می‌چینم، تره می‌کارم
رامو می‌کشم تا سیمره
مارماهی و شاه ماهی رو توش ولو می‌کنم
سیمره می‌گه:
- با من آبتنی کن!
- چرا باید این کارو بکنم سیمره؟
- اسم‌مو که نوشتی عاشق‌ت شدم
بیا پاهاتو غرق بوسه کنم
- نه! سیمره من آب‌تنی بلد نیستم
- بیا بیا این‌جا خیلی عمیق نیست
می‌برمت پیش پری دریایی
قصه‌ی بهت می‌گه
شعراتو از این رو به اون رو می‌کنه
- آه خدای من دارم غرق می‌شم
- بشین روی این موج، خوبه نترس
می‌برم‌تو دوباره برت می‌گردونم مینودر
می‌تونی دوباره این شعرو از سر بگیری
بیا این تو و این لیلیت‌ات
سو زی یاخو
شی زا چیادو
ورشا دوروخ
یوتی سازو کرائو

■شاعر: #آفاق_شوهانی


🔹پ.ن: مانشت، قلاقیران، ششدار، چغاوند، چوار کوه‌ها و مناطقی در استان ایلام
سیمره: رودخانه‌ی سیمره


#جهان_شعر_و_ترجمه
〇🍂| 🆔 @jahan_tarjome
Post #18521 464
〇🍂
زیبایی‌ام را پایانی نیست
وقتی که در چشمانِ تو به خواب می‌روم
و هراس کودکانه‌ام را از یاد می‌برم
در عطری که از تو بر سینه دارم
چه بی‌پروا دوست‌ات دارم
و چه بی‌نشان تو را گم می‌کنم
وقتی که دروغ می‌گویم
به زنی که در چشم‌های من تو را جست‌وجو می‌کند
و مردی که هر روز از نامِ تو می‌پرسد. 

■شاعر: #فرناندو_پسوآ [ Fernando Pessoa / پرتغال،۱۸۸۸-۱۹۳۵ ]

■برگردان: #نفیسه_نواب‌پور


#جهان_شعر_و_ترجمه
〇🍂| 🆔 @jahan_tarjome‌‌
Post #18520 485
〇🍂
به من گفت:
«پاییز را دوست دارم»
و من از آن روز در حالِ ریختن‌ام

■شاعر: #سنان_آنطون [ Sinan Antoon / عراق، ۱۹۶۷ ]


■برگردانِ فارسی: #سینا_کمال‌آبادی


#جهان_شعر_و_ترجمه
〇🍂| 🆔 @jahan_tarjome
Post #18519 685
〇🍂
تو در من، بیش‌تر از منی...



  #جداریات
#کانال_جهان_شعر_و_ترجمه
〇🍂|🆔 @jahan_tarjome
Post #18518 635
〇🍂
پاییز چمن‌زار زهرناک، اما زیباست                               
گاوها در آن می‌چرند                                                       
و به آرامی مسموم می‌شوند                                                        
گلِ سورنجان به رنگِ هاله‌ی کبود و یاس در آن‌جا می‌شکفد                
آن گلِ بنفش‌فام شبیه چشمانِ توست                                          
به رنگِ هاله‌ی آن و شبیه پاییز                                             
و زندگی من به خاطرِ چشمانِ تو به آرامی مسموم می‌شود

■شاعر: #گیوم_آپولینر [ Guillaume Apollinaire / فرانسه، ۱۹۸۰--۱۹۱۸ ]


■برگردان: #محمدعلی_سپانلو


#جهان_شعر_و_ترجمه
〇🍂🆔 @jahan_tarjome
Post #18517 657
〇🍂
چندان به دیدارِ مادرم نمی‌روم!
خانه‌اش آن‌جا
آن سرِ دنیاست!
سردِ سرد
حتا در تابستان بغداد!

آخرین بار
که به دیدارش رفتم؛
سخنِ چندانی نگفت.
سکوت، سنگ بود
که هنوز بر شانه‌هایم سنگینی می‌کند!

حتا همسایه‌هایش خاموش بودند
و با چشمانی بسته
به من می‌نگریستند!

باد چیزی در گوش‌ام زمزمه کرد
نفهمیدم
آن‌گاه
نگه‌بانِ گورستان
دست‌اش را دراز کرد و گفت:
«خدا بیامرزدش!»

■شاعر: #سنان_آنطون [ Sinan Antoon / عراق، ۱۹۶۷ ]


■برگردانِ فارسی: #فرنام_پورکاظم


#جهان_شعر_و_ترجمه
〇🍂| 🆔 @jahan_tarjome
Post #18516 628
〇🍂
دوره‌ی فترتِ چاپِ مجموعه‌ی شعر
در
#فروست_کتاب_‌های_هفتاد

🔺علاقه‌مندان برای چاپِ مجموعه‌ی شعر در فروست کتاب‌های هفتاد دست نگه دارند. تعدادِ کتاب‌های رسیده به دبیرخانه‌ به قدری فراوان است که داورها باید بتوانند جواب‌گو باشند. علاقه‌مندانی که تاکنون موفق به ارسال نسخه‌ی پی دی اف مجموعه‌ی شعرشان نشده‌اند تا فراخوانِ بعدی صبر کنند.

#جهان_شعر_و_ترجمه
〇🍂🆔 @jahan_tarjome
Post #18515 728
‍〇🍂
همه‌ساله دچارِ زلزله‌های تو هستم
و با باران‌های تو خیس می‌شوم
و چون گل‌دانِ چینی با خطوطِ اندام‌ات حکاکی می‌شوم...
همه‌ساله تو... که نمی‌‌دانم چه بنام‌ات...
تو خود نام‌هایت را انتخاب کن
همان‌طور که نقطه جای‌گاه‌اش را بر سطر انتخاب می‌کند
و شانه جای‌گاه‌اش را در چین‌وشکنِ زلف...
تا آن زمان که نام‌ات را برگزینی
بگذار تو را «محبوب‌ام» بنام‌ام...

■شاعر: #نزار_قبانی [ Nizar Qabbani / سوریه، ۱۹۹۸-۱۹۲۳ ]


■برگردان: #زهرا_یکتا  


#جهان_شعر_و_ترجمه
〇🍂🆔 @jahan_tarjome
Post #18514 689
〇🍂
چیزی به دست نمی‌آری،
چیزی نمی‌دهی از دست؛
تنها خطی خون،
تنها راهی برای اجتناب
از واقع،
سرخ، اما
از اشتباهِ عاشقان.
حتا به دست نمی‌آری،
حتا نمی‌دهی از دست،
بس که آهسته غرق می‌شود
پروانه‌ی سفید
در شرابِ سن تو.

■شاعر: #بیژن_الهی [ ۱۳۸۹–۱۳۲۴ ]


#جهان_شعر_و_ترجمه
〇🍂🆔 @jahan_tarjome
Post #18513 719
〇🍂
همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دل‌ام نشستی


■شعر از: #سعدی


🔺مکان: تهران، نزدیکِ ایست‌گاه متروی صادقیه


#دیوار_نوشته_فارسی
#جهان_شعر_و_ترجمه
〇🍂🆔 @jahan_tarjome
Post #18512 853
‍ 〇🍂
🍂
🎼●آهنگِ انگلیسی: «برگ‌های پاییزی»
"Autumn Leaves"

🎙●خواننده: #باب_دیلن [ Bob Dylan / آمریکا ]


The falling leaves drift by the window
برگ‌هایی که می‌افتند از کنارِ پنجره رد می‌شوند

The autumn leaves of red and gold
برگ‌های پاییزی قرمز و طلایی

I see your lips, the summer kisses
من لب‌های تو به یادم می‌آید و بوسه‌های تابستانی را

The sunburned hand I used to hold
با دست‌های آفتاب‌سوخته که در آغوش می‌گرفتمت

Since you went away the days grow long
از زمانی‌که تو رفتی،
روزها بلندتر شده‌اند

And soon I’ll hear old winter’s song
و به زودی ترانه‌ی قدیمی زمستان را خواهم شنید
But I miss you most of all, my darling
اما عزیزم من بیش‌تر از همه دل‌تنگ‌ات می‌شوم

When autumn leaves start to fall
وقتی‌که برگ‌های پاییزی شروع به افتادن می‌کنند

#ترجمه_آهنگ
#جهان_شعر_و_ترجمه
〇🍂🆔 @jahan_tarjome‌
Telegram attach 📎
Post #18511 906
〇🍂
📕●کتابِ
#یک_فصل_هم_برای_دریا شاملِ گزیده‌یی از شعرهای #تورگوت_اویار #Turgut_Uyar -
از شاعرانِ مهمِ ترکیه - با ترجمه‌ی #ابوالفضل_پاشا در صدوسی صفحه، به قیمتِ سی‌صدوپنجاه‌هزار تومان و به همتِ #نشر_کتاب_هرمز روانه‌ی بازارِ کتاب شده است.
تورگوت اویار یکی از شاعرانِ موجِ دومِ شعرِ نوی ترکیه یا همان #ایکینجی_ینی #İkinci_Yeni به شمار می‌رود و این موضوع به اهمیتِ شعرهای او می‌افزاید.

🔹یکی از این شعرهای این مجموعه را به اتفاق می‌خوانیم:


■دریا را بازگو می‌کند

در میانِ ماهی‌گیران
- آن‌ها که هر گونه ماهیِ دریایی را می‌گرفتند -
او شاعری نبود که چندان نام‌آشنا باشد
ولی شاعرِ خوبی بود
و بر خلافِ آن‌چه شایعه کرده بودند
می‌توانست با قایقِ پارویی به‌ دریا برود
شما با دریایی که رفتن‌اش به‌ طول می‌انجامد
به‌ هنگامِ غروبِ آفتاب زنده بمانید و
به‌ هنگامِ طلوعِ آفتاب هم.

#تازه‌های_کتاب
#جهان_شعر_و_ترجمه
〇🍂🆔 @jahan_tarjome‌
Post #18510 671
〇🍂
در شعرِِ من فقط صدای توست که می‌خواند
در شعرِ تو روحِ من است که سرگردان است
آتشی برپاست که نه فراموشی
و نه وحشت می‌تواند بر آن چیره شود
و ای کاش می‌دانستی در این لحظه
لب‌های خشک و صورتی رنگ‌ات را چه‌قدر دوست دارم.

■شاعر: #آنا_آخماتووا [ Anna Akhmatova / روسیه، ۱۹۶۶-۱۸۸۹ ]


■برگردان: #احمد_پوری


#جهان_شعر_و_ترجمه
〇🍂🆔 @jahan_tarjome
Post #18509 660
‍ 〇🍂
🍂
پروسه‌ی این گاف را چگونه بگویم
بدونِ هیچ ربطی بر سرِ این خانه ریختند
تا کجا ماغ کشیدند
که محفوظ به حیا زاویه داد
پس و پیش زاویه قائمه شدم
و به دَرَک کروشه‌یی باز کردم
از پرده‌دری خیابان به خانه‌ها سَرَک
شما چه نسبتی با این فعلِ ربطی دارید
دهان‌ها بسته
درشت نفله شد فحش کشیده تا
پرانتز باز: (گناهِ رسیده از طعم بالا رفته به جان واکنشی از اضداد به روی خلجان خود که کبیره از صغیره
پرانتز بسته
پا شو دست که دیگر نمی‌توانی
حامله به یکی از فعل‌های برآمده
با پسوندِ اضافه به فعال
که تریدی از فکرش باز بگذرد
ببخشید شما چند ماهه‌یی؟
در کدام عملیات در کدام جبهه؟
پرتاب شده‌یی از  دور
به روی استمرار این جمله
پهن شده بر دیوار
لحظه‌ها را تار می‌تنی
نقش بالفعل به زاویه داده‌یی
به زری به ضمیر
تا همین مانده برسد به من
زیرو‌بمِ آوازم له شده
شنوایی گوشی گم الو الو
نمی‌توانم از این خط برگردم
برگردنم بسامدِ اسم‌هایی از اتهام
ردیف اول بند بند
باز می‌روم جمله سر خط:
آقایان خر ما از کره‌گی دم
می‌گذارم روی پا
دستی که دیگر ندارم برای چیدنِ خرما

■شاعر: #آفاق_شوهانی


#جهان_شعر_و_ترجمه
〇🍂🆔 @jahan_tarjome
Older posts →

About this channel

How can I read @jahan_tarjome without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for جهان شعر و ترجمه: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does جهان شعر و ترجمه have?
جهان شعر و ترجمه (@jahan_tarjome) has 8.21K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does جهان شعر و ترجمه know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →