ادمینها:
ابوالفضل پاشا
و علیرضا شعبانی
ارتباط و ارسال آثار:
@Alirezashabani33
Post #18528
126
جه @jahan_tarjome
■ما زلتُ أُومنُ بالاستعارة
ما زلتُ أُومنُ بالاستعارة
خوفًا على أرض ومدينة
كَبُرت فيَّ القصيدة
هذا جرحي لم ينم منذ فترة
يبحث عن أُمه والظفيرة
ما زلتَ تراقبُ خطأي
أنا لم أكتب الطاعونَ
ولم أكن صديقًا لدوستوفسكي في زمن الحرب
لم أعش وهم الفلسفة
وابتعدتُ عن الأمثال الشعبية بعد هجرة وموعد
أيها المهاجرون نحو الأنا
هل لديكم من الأحذية ما يكفي
فالطريق طويلٌ
والمصيرُ يستجدي الدموع
كلُ شيءٍ كان فوضويًا
شارع كريدون
لغة الإشارة
مكتب ال Home Office
وحقيبتي التي عانقت وجعي
كانت فوضوية
لا فرق بيننا
مسيحيًا كنت أم مسلمًا
فالبحرُ يمخر أضلاع اللاجئين.
■شاعر: #جمال_نصاری [ ایران ]
■برگردانِ فارسی: #احمد_دریس

■شاعر: #راینر_ماریا_ریلکه [RainerMariaRilke/ چک، ۱۹۲۶-۱۸۷۵ ]
■برگردان: #تیارا_ظهرابی_اصل
■شاعر: #ابوالفضل_پاشا
📕●برگرفته از: مجموعهی شعر #دو_لیوان_در_مقابل_یک_نفر
#نشر_کتاب_هرمز
🔺علاقهمندان برای تهیهی این کتاب میتوانند یا شهرام_فروغی_مهر، مدیرِ نشرِ کتابِ هرمز و با شمارهی ۰۹۱۶۷۳۰۴۷۱۱ تماس بگیرند و یا در پیامرسانهای ایتا و روبیکا به همین شماره پیام بفرستند#جهان_شعر_و_ترجمه

■شاعر: #روتخر_کوپلاند [ هلند، ۲۰۱۲–۱۹۳۴ ]
■برگردان: #شهلا_اسماعیلزاده

چشمها هم دروغ میگویند...
■شاعر: #آفاق_شوهانی
🔹پ.ن: مانشت، قلاقیران، ششدار، چغاوند، چوار کوهها و مناطقی در استان ایلام
سیمره: رودخانهی سیمره

■شاعر: #فرناندو_پسوآ [ Fernando Pessoa / پرتغال،۱۸۸۸-۱۹۳۵ ]
■برگردان: #نفیسه_نوابپور

■شاعر: #سنان_آنطون [SinanAntoon/ عراق، ۱۹۶۷ ]
■برگردانِ فارسی: #سینا_کمالآبادی


■شاعر: #گیوم_آپولینر [GuillaumeApollinaire/ فرانسه، ۱۹۸۰--۱۹۱۸ ]
■برگردان: #محمدعلی_سپانلو

■شاعر: #سنان_آنطون [SinanAntoon/ عراق، ۱۹۶۷ ]
■برگردانِ فارسی: #فرنام_پورکاظم

🔺علاقهمندان برای چاپِ مجموعهی شعر در فروست کتابهای هفتاد دست نگه دارند. تعدادِ کتابهای رسیده به دبیرخانه به قدری فراوان است که داورها باید بتوانند جوابگو باشند. علاقهمندانی که تاکنون موفق به ارسال نسخهی پی دی اف مجموعهی شعرشان نشدهاند تا فراخوانِ بعدی صبر کنند.

■شاعر: #نزار_قبانی [NizarQabbani/ سوریه، ۱۹۹۸-۱۹۲۳ ]
■برگردان: #زهرا_یکتا

■شاعر: #بیژن_الهی [ ۱۳۸۹–۱۳۲۴ ]

همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلام نشستی
■شعر از: #سعدی
🔺مکان: تهران، نزدیکِ ایستگاه متروی صادقیه
"Autumn Leaves"🎙●خواننده: #باب_دیلن [ Bob Dylan / آمریکا ]
The falling leaves drift by the window
برگهایی که میافتند از کنارِ پنجره رد میشوند
The autumn leaves of red and gold
برگهای پاییزی قرمز و طلایی
I see your lips, the summer kisses
من لبهای تو به یادم میآید و بوسههای تابستانی را
The sunburned hand I used to hold
با دستهای آفتابسوخته که در آغوش میگرفتمت
Since you went away the days grow long
از زمانیکه تو رفتی،
روزها بلندتر شدهاند
And soon I’ll hear old winter’s song
و به زودی ترانهی قدیمی زمستان را خواهم شنید
But I miss you most of all, my darling
اما عزیزم من بیشتر از همه دلتنگات میشوم
When autumn leaves start to fall
وقتیکه برگهای پاییزی شروع به افتادن میکنند

🔹یکی از این شعرهای این مجموعه را به اتفاق میخوانیم:

■شاعر: #آنا_آخماتووا [ Anna Akhmatova / روسیه، ۱۹۶۶-۱۸۸۹ ]
■برگردان: #احمد_پوری
■شاعر: #آفاق_شوهانی