برسد به دست آیتالله خامنهای
اوضاع خوب نیست
جعفر شیرعلینیا
بخش اول
رهبر معظم انقلاب،
این جملات را به یاد دارید؟
«معیشت که نبود، دین هم نیست؛ اخلاق هم نیست؛ حفظ عصمت و عفت هم نیست؛ امید هم نیست.»
آن روزها جامعه پر بود از سخنانی که رئیسجمهور خاتمی در ترویج آن نقش زیادی داشت؛ آزادی، کرامت انسانی، اخلاق و...
اما شما به نمایندگان مجلس ششم گفتید: «امروز در بعضی از گفتهها و اظهارات، درباره شأن و شخصیت و شرف و کرامت انسان در جامعه صحبت میشود. این بدون شک از اصول اسلامی است؛ اما کدام نقض کرامت انسانی بالاتر از این است که انسانی، رئیس خانوادهای، پدر خانوادهای، در جامعهای که در آن همه چیز هست، نتواند ابتداییترین نیازهای زندگی فرزندانش را تأمین کند؟! کدام تحقیر از این بالاتر است؟! کدام نقض شخصیت و شرف و کرامت انسانی از این بالاتر است؟! صبح تا شب کار کند، در نهایت به من یا به شما یا به آن مسئول دیگر نامه بنویسد که من دو ماه است به خانهام گوشت نبردهام!»
۲۵ سال پیش، نتایج انتخابات مجلس ششم و روی کار آمدن اصلاحطلبان، وعدهی یک مجلس سیاسی و پرچالش را میداد. محور سخنان شما در اولین دیدار با این مجلس دربارهی فقر در جامعه بود. آنروزها اوضاع اقتصادی، وخیم به نظر نمیرسید و به یاد دارم که تحلیلهای شفاهی این بود که این سخنان بیشتر جنبهی سیاسی برای مهار مجلس ششم را دارد.
فارغ از درست یا غلط بودن برداشت آن روز ما، این حرفها خیلی به کار این روزها میآید.
نمیدانم چقدر از عمق مشکلات اقتصادی مردم باخبرید. خوب است بگویید آمار چکهای برگشتی، نزاعهای پیرامون مسائل اقتصادی، مشکلات خانوادگی، مشکلات سلامت، بهداشت و آموزش را بیپرده برایتان بیاورند.
مدتی قبل فریدون جیرانی عزیز، سینماگر شناخته شدهی کشورمان، برای من پیامی فرستاد که از او اجازه گرفتم در یادداشتی از آن استفاده کنم. او در پیامش توضیح میدهد که خبرنگار انقلاب بوده، در متن وقایع اصلی که منجر به انقلاب شد حضور داشته و همواره در میان مردم بوده است. او عصبانیت شدید مردم از حکومت شاه را روایت میکند و میگوید وقتی مقالهی روزنامهی اطلاعات علیه آقای خمینی چاپ شد، در روزنامه پاسخگوی تلفنهای مردمی بود و به خاطر دارد که چقدر عصبانی بودند و فحش میدادند. اما میگوید عصبانیتی که امروز در میان مردم مشاهده میکند، بسیار بیشتر است.
جیرانی میگوید آن زمان در خیابان بود و الان هم زمان زیادی را در خیابان و میان مردم سپری میکند؛ «عصبیت جامعه را دوستان باید جدی بگیرند. شاه بحران سیاسی داشت، بحران اجتماعی داشت، بحران اقصادیاش [اما] به این شدتی که الان ما با آن مواجهیم نبود. این بحران اقتصادی الان وحشتناک است.»
فراتر از این مشاهدات نیز نشانههای زیادی وجود دارد. بگویید آمار سوءتغذیه در میان کودکان و دانشآموزان را برایتان بیاورند.
به عنوان نمونه میتوان به گزارش روزنامهی شرق با عنوان «زخم گرسنگی بر صورت کودکان ایرانی» اشاره کرد و کودکانی که از سوءتغذیه در مدارس غش میکنند و خانوارهایی که سهم پروتئین دریافتیشان بسیار ناچیز شده و دلدردهای فراوان کودکان نازنین کشورمان.
اگر این گزارش و گزارشهای مشابه روزنامهی شرق را مورد اعتنا نمیدانید، به سخنان عضو هیئت علمی مرکز پژوهشهای مجلس کنونی توجه کنید که از وجود ۲۶ میلیون نفر فقیر مطلق در کشور خبر میدهد و ۴ میلیون نفر که حتی توانایی تأمین غذای خودشان را ندارند. (دنیای اقتصاد، ۸ آبان ۱۴۰۴)
خود این موضوع به اندازهی کافی تکاندهنده است اما فارغ از این، حتی اگر قدرت نظامی هم در اولویت باشد، جای نگرانی است که این آمارها که حتی نیروهای نظامی را هم تحتتأثیر قرار داده، منجر به ازهمپاشیدگی در ایران شود.
باید با عمق مشکلات، به تلخترین وجه روبرو شوید وگرنه آگاهی کلی و آماری کافی نیست.
بگذارید یک مثال تاریخی که خودتان تجربه کردهاید بیاورم.
شما در سالهای جنگ در جریان مشکلات جبهه بودید اما عمق بحران را پس از پذیرش قطعنامه دریافتید؛ وقتی که به جبهه رفتید و در بازدید از یکی از بیمارستانهای مناطق جنگی، رزمندهای یقهی شما را چسبید و رها نمیکرد؛ «یقهی من را گرفته که چرا شما دوسال پیش نیامدید؟ آقا حالا که آمدیم برادر، حالا کوتاه بیا... همانوقت که ما با هم صحبت میکردیم دشمن بمباران کرد که هشداری بود به بنده و ایشان، که حالا اینجا یقهی هم را نگیریم.»
۱۰ مرداد ۶۷، این ماجرا را در جمع فرماندهان لشکر ۲۷ سپاه تعریف کردید. جلسهی عجیبی بود. فرماندهان از مشکلات و مسائل جنگ گفتند و با اینکه در آن زمان رئیس شورای عالی دفاع بودید، گفتید این شورا کمترین نقش را در طراحی مسائل جنگ دارد. گفتید: «جنگ مسئولیتش با من نیست، حالا هم نبوده، دیروز هم نبوده.» (اسرار مکتوم، ص۷۷ و ۹۴)
آن روزها عمق بحران در میان رزمندگان را درک کردید.
Post #776
54.2K