➖ گربه سان ها رو - مثل سگ سانان ، نهنگ ها و نخستیان ( انسان خردمند و عموزادگانش ) - جز پستانداران خیلی باهوش محسوب میکنن که قسمت های خاصی از مغزشون توسعه پیدا کرده و تواناییهای خاصی مثل استدلال و پیش بینی ( البته بسیار محدود در مقایسه با انسان ) دارند.
بین این گونهها ، گربه های خیابونی از بسیار جهات جهات الگوی خوبی برای ما آدم های امروزیِ یکجانشین هستند.
✅ سازگاری با مدنیت
➖اولین نکته اینه که این عزیزان هم مثل ما و همزمان با ما متمدن شدند.
گفته میشه آدم ها پس از انقلاب کشاورزی ، هم برای مبارزه با موش هایی که در انبارهای غله مشغول شغل شریف سرقت بودند ، به پرورش گربه ها پرداختند ،
از طرفی هم گفته میشه اونی همزیستی و رفاقت رو شروع کرد ، گربه ها بودند.
➖ نکته بعدی:
زندگی عموزادگان گندهبک این پیشی های خیابونی - یعنی شیر و ببر و پلنگ و کفتار - رو در نظر بگیرید ...
از یه دامپزشک شنیدم
زبان آقای سلطان جنگل ، چنان قوی و زبره که اگر پوست انسانی رو لیس بزنه ، قلفتی کنده میشه .
شاید این صحبت کمی درش اغراق باشه ولی به هر حال میدونیم که شیرها بسیار قدرتمندند ، خصوصاً اگر با گربههای شهری مقایسه بشن .
ولی همین شیر بدبخت چه زندگی ای داره؟!
صبح تا شب با رفقا تو دسته های چندتایی تو کوه و دشت و صحرا باید دنبال یه بز تنها بگردن -که اگر فرار نکنه بره رو صخره هایی که هیچ گربه سان بدبختی جرأت نداره بره اونجا- ، شاید بتونن شکارش کنن ...
حالا کی بخوره ؟ کی نگاه کنه؟
یا باید تو بیابون
یه گلهی زرافهی بی قواره بی قواره پیدا کنن و حمله کنن
که اگر یکی شون یه لگد با سمش بزنه به جاهای حساس شیر ، دیگه واویلاست ...
ازون بدتر مراسم ازدواج این بدبخت هاست ،
که برای اختیار کردن یه زوجه به هم میپرن و همدیگه رو پاره پوره می کنن 😑
.
.
ولی جناب پیشی
موشش که به برکت انبارهای غلات و فاضلاب شهری به راهه.
ته مونده غذای ملت هم که هست.
جفت گیری شم ساده و بی غل و غش و بی مسئولیته .
کافیه یه گربه ماده سرشو بکنه تو سطل آشغال ، موقعیت برای #جهاد_فرزندآوری مناسب میشه .
میزنن و د برو که رفتی
بیشتر روز هم که یا تو سایهی درختی ، ماشینی چیزی لش میکنند و چرت میزنند .
اگه یه کم بر و رو داشته باشن
و از چشم درشت و پشم بلند بهره ای برده باشند ، هم که دیگه فبهالمراد
یه خانم خوشگل سرپرستی شونو بعهده میگیره و از دم می افتن تو خمرهی عسل
اما بیخیالی و مفتخوری و تن پروری رو موجودات دیگهای هم دارند ، مثل لاشخورها و انگلها و غیره .
چیزی که در گربهها میتونه برای ما الگو باشه و باید ما ازشون یاد بگیریم
اولویت بندی استراتژیهای دفاعیه.
🔰گربهها چندان از استراتژی دفاعی همسان سازی ظاهری با طبیعت استفاده نمیکنند ،
این استراتژی در خوشه a از سه دستهی شخصیت DSM ، وجود داره.
یعنی شخصیت اسکیزوئید ، اسکیزو تایپال و پارانوئید.
استراتژیها و ویژگیهای شخصیتی این دسته از افراد برای زندگی امروزی چندان کارایی نداره ،
استراتژیهایی مثل رازورزی ، تفکرات جادویی و عجیب و غریب بودن
✅ استراتژی دفاعی ترجیحی گربههای شهری فراره.
گربههای شهری هرکی بهشون بگه بالای چشمت ابروئه باهاش درگیر نمیشن.
اگه بهشون فحش ناموس بدی ، تهدیدشون کنی و حتی بهشون حمله کنی ،
نهایت یه جیغی میزنند که معنیش اینه که خودتی
و فرار میکنن،
براشون هم هیچ اهمیتی نداره که شما چه فکری راجع به اونها میکنید ،
برای اونها این مهمه که منابع شون رو سر بحث و درگیری با یه آدم علاف هدر ندن.
چنین استراتژیهایی مربوط به کلاستر سی ( شخصیت اجتنابی شخصیت وابسته شخصیت وسواسی-جبری ) هستش .
گربههای شهری میتونن با چنگال تیز و دست فرزشون ، چشم شما را از حدقه در بیارن
اما فقط وقتی برای چنین ارهای خشنی اقدام میکنند که واقعاً یه جایی گیر افتاده باشند و احساس کنند که موجودیتشون در خطره.
تهاجم به منشا تهدید ( اضطراب ) ویژگی و استراتژی دفاعی شخصیت های کلاستر بی هستش.
✅ما هم باید الگو بگیریم و استراتژی تهاجم رو ( چه تهاجم زبانی و چه تهاجم فیزیکی) فقط و فقط در مواقع که موجودیتمون در خطر هست استفاده کنیم .
فرهاد صبا ✍
#اصالت_اقتصاد
@NOWzayesh | نوزایش فکری ( فرهاد صبا )
@JAAMEbaaz | فلسفهی علوم اجتماعی