💠 قرارگاه شهید مطهری، رسانهٔ رسمی معاونت فرهنگی بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت ایران 🇮🇷
راه ارتباطی:
@iust_Motahari_admin
Post #214
140
📝 #یادداشت_دانشجویی
💢 دانشآموز، کوله، مدرسه، اول مهر...
به نام پروردگار شهیدان
و به نام پروردگار تصدیق کنندگان
سلام به تو، ای کودک مینابی مدرسه شجره طیبه
سلام به تویی که فرسنگها با ما فاصله داری امّا برای ما هر کودک هم سن و سالت، یادآور توست.
با تو میخواهم سخن بگویم،
تویی که با اصابت اولین موشک به مدرسهات، همان موشکی که بدن ماکان را ازبین برد، به سمت آسمان پر کشیدی...
و تویی که سراسیمه به نمازخانه مدرسه پناه بردی و آغوش معلمهایت نتوانست برایت سپر بلای موشک دوم شود...
و تویی که در مدرسه نبودی و با آن قلب کوچکت، داغ دوستان و معلمهایت را دیدی.
چطور قلبهایمان از داغ آن بدنهای تکه تکه شده، تکه تکه نشده، نمیدانیم.
یا اینکه چطور صحنهی دفن دوبارهی ۳۲ نفر از بچه ها را تاب آوردیم، نمیدانیم.
نمیدانیم والدینی که آن روز خبر به گوششان رسید، چطور در جستجوی پیکر جگرگوشه هایشان خود را به مدرسه رساندند.
چطور دیدند،
آن دیوارهای رنگی خراب شده را،
آن روپوشهای مدرسه سوخته را،
آن نیمکت و تخته سیاههای له شده را،
آن پیکرهای به خاک و خون کشیده شده را،
چطور دیدند؟
ما دیدن آن کوله پشتیهای خونین را هم تاب نیاوردیم.
آمار شهیدان از ۶۵ نفر تا ۱۶۸ نفر افزایش یافت، اما ما در بهت آن ۶۵ نفر باقی ماندیم.
تو آن کودکی هستی که یک قبر عادی برای دفن پیکر نحیفت بزرگ بود امّا، چندین بار در طی چند ماه دفن شدی؟
یا آن کودکی که به صحن مدرسهی ویران شده آمدی و در صحبت از دوستانت بغضت را خوردی؟
یا آن کودکی که گفت: «این قبرستان برای ما شبیه حیاط مدرسه شده، همه رفقامون اینجا هستن، معلمهامون اینجا هستن»؟
فرق تو با کودکان دیگر چه بود که گرگهایی که لباس خیرخواهی به تن کردهبودند، چنگالهایشان را با خون تو سیراب کردند؟
یا اینکه چطور در قلبهای برندگان جایزه ونیز اثری از تو نبود؟ شبیه چندین تن آواری که الک شد و اثری از مسیحا در آن نبود؟
اما، درست است که از تو بپرسم جرم ۳۱۱ دانشآموز شهیدی که امسال در مدرسهها غایب هستند چه بود؟
مگر نه اینکه فقط، مثل آن دختربچهی لامردی که برای بازی والیبال به ورزشگاه رفته بود، صبح به سمت مدرسهات راه افتادی.
تا مثل هر روز، سر کلاس بنشینی و
بیاموزی و بنویسی و بازی کنی و...
در اتاق فکر کودککشان غزه و یمن و لبنان و سوریه و عراق و ... نبودی که بدانی.
تو اما وقتی زمینی وسیع، برای دفن پیکرها در نظر گرفتند نظارهگر بودی، مگر نه؟
یا وقتی با بولدوزر زیر مدرسه را کندند و دیدند ادوات نظامی درکار نبوده، آنها را میدیدی مگر نه؟
سنات آنقدر نمیرسید که از اپستین برایت بگویند امّا، در آسمان ها همبازی کودکانی شدی که در قاتلتان تفاهم داشتید، مگر نه؟
کاش این چند روز، تاریخ از خاطر مادرهایتان برود،
دانشآموز، کوله، مدرسه، اول مهر، تفاهم دارند مگر نه؟
✍🏻 سبا نیکزاده
🆔 @iust_Motahari
💢 دانشآموز، کوله، مدرسه، اول مهر...
به نام پروردگار شهیدان
و به نام پروردگار تصدیق کنندگان
سلام به تو، ای کودک مینابی مدرسه شجره طیبه
سلام به تویی که فرسنگها با ما فاصله داری امّا برای ما هر کودک هم سن و سالت، یادآور توست.
با تو میخواهم سخن بگویم،
تویی که با اصابت اولین موشک به مدرسهات، همان موشکی که بدن ماکان را ازبین برد، به سمت آسمان پر کشیدی...
و تویی که سراسیمه به نمازخانه مدرسه پناه بردی و آغوش معلمهایت نتوانست برایت سپر بلای موشک دوم شود...
و تویی که در مدرسه نبودی و با آن قلب کوچکت، داغ دوستان و معلمهایت را دیدی.
چطور قلبهایمان از داغ آن بدنهای تکه تکه شده، تکه تکه نشده، نمیدانیم.
یا اینکه چطور صحنهی دفن دوبارهی ۳۲ نفر از بچه ها را تاب آوردیم، نمیدانیم.
نمیدانیم والدینی که آن روز خبر به گوششان رسید، چطور در جستجوی پیکر جگرگوشه هایشان خود را به مدرسه رساندند.
چطور دیدند،
آن دیوارهای رنگی خراب شده را،
آن روپوشهای مدرسه سوخته را،
آن نیمکت و تخته سیاههای له شده را،
آن پیکرهای به خاک و خون کشیده شده را،
چطور دیدند؟
ما دیدن آن کوله پشتیهای خونین را هم تاب نیاوردیم.
آمار شهیدان از ۶۵ نفر تا ۱۶۸ نفر افزایش یافت، اما ما در بهت آن ۶۵ نفر باقی ماندیم.
تو آن کودکی هستی که یک قبر عادی برای دفن پیکر نحیفت بزرگ بود امّا، چندین بار در طی چند ماه دفن شدی؟
یا آن کودکی که به صحن مدرسهی ویران شده آمدی و در صحبت از دوستانت بغضت را خوردی؟
یا آن کودکی که گفت: «این قبرستان برای ما شبیه حیاط مدرسه شده، همه رفقامون اینجا هستن، معلمهامون اینجا هستن»؟
فرق تو با کودکان دیگر چه بود که گرگهایی که لباس خیرخواهی به تن کردهبودند، چنگالهایشان را با خون تو سیراب کردند؟
یا اینکه چطور در قلبهای برندگان جایزه ونیز اثری از تو نبود؟ شبیه چندین تن آواری که الک شد و اثری از مسیحا در آن نبود؟
اما، درست است که از تو بپرسم جرم ۳۱۱ دانشآموز شهیدی که امسال در مدرسهها غایب هستند چه بود؟
مگر نه اینکه فقط، مثل آن دختربچهی لامردی که برای بازی والیبال به ورزشگاه رفته بود، صبح به سمت مدرسهات راه افتادی.
تا مثل هر روز، سر کلاس بنشینی و
بیاموزی و بنویسی و بازی کنی و...
در اتاق فکر کودککشان غزه و یمن و لبنان و سوریه و عراق و ... نبودی که بدانی.
تو اما وقتی زمینی وسیع، برای دفن پیکرها در نظر گرفتند نظارهگر بودی، مگر نه؟
یا وقتی با بولدوزر زیر مدرسه را کندند و دیدند ادوات نظامی درکار نبوده، آنها را میدیدی مگر نه؟
سنات آنقدر نمیرسید که از اپستین برایت بگویند امّا، در آسمان ها همبازی کودکانی شدی که در قاتلتان تفاهم داشتید، مگر نه؟
کاش این چند روز، تاریخ از خاطر مادرهایتان برود،
دانشآموز، کوله، مدرسه، اول مهر، تفاهم دارند مگر نه؟
✍🏻 سبا نیکزاده
🆔 @iust_Motahari
- ❤ 4











