قمار آگاهانه یا بازی با دم شیر؟
نوشتهٔ هوش مصنوعی
نشر هرمس بهتازگی مجموعه کتابهایی را با عنوان «لبهٔ دانش» روانهٔ بازار کرده که روی جلد آنها نوشتهشده ترجمۀ هوش مصنوعی.
در نشست خبری رونمایی این مجموعه که عنوان «قمار آگانهٔ نشر با هوش مصنوعی» را برایش انتخاب کردهاند دستاندرکاران نشر هرمس در پاسخ به انتقادها از این رویکرد جدید با «لزوم آیندهنگری» و «همگامشدن با پیشرفتهای تکنولوژیک» دفاع کردهاند. شاید این رویکرد و مباحث مطرح شده در نگاه اول موجه به نظر برسد؛ اما با بررسی عمیقتر و درنظرگرفتن پیامدهای بالقوه، بیشتر بازی با دم شیر است تا قماری آگاهانه. چون پیمودن و هموار کردن چنین مسیری نهتنها به بنیانهای صنعت نشر و ترجمه در ایران لطمهٔ جدی میزند، بلکه حقوق معنوی پدیدآورندگان و مترجمان را نیز از میان میبرد. این اقدام، حتی اگر با هدف افزایش سرعت و کاهش هزینهها صورت گرفته باشد (که در عمل میبینیم اینطور نیست)، ابهامات و نگرانیهایی جدی را در پی دارد که شایستهٔ بررسی انتقادی است و نباید از آن بهراحتی گذشت.
اولین و مهمترین اشکال این رویکرد، مسئلهٔ «کپیرایت» است. در حال حاضر، خروجی هوش مصنوعی، دستکم به مفهوم رایج، تحت حمایت قوانین کپیرایت قرار نمیگیرد. به بیان دیگر، ترجمههایی که هوش مصنوعی تولید میکند (پایه و اساس کار نشر هرمس در این پروژه)، فاقد حمایت قانونی حق تکثیر است. این شرایط، آسیبپذیری جدی و جدیدی ایجاد میکند: هر شخص یا انتشاراتی بهراحتی میتواند محتوای این کتابها را، چه بهصورت الکترونیکی و چه چاپی، منتشر کند و حتی از آن سود مالی ببرد، بدون اینکه نیازی به کسب اجازه یا پرداخت حق استفاده به نشر هرمس داشته باشد. چرا؟ چون صاحب اثری در اینجا وجود ندارد. انتشارات همانطور که از نام آن پیداست بنگاهی برای انتشار آثار است و طی قراردادی حق و امتیاز چاپ و انتشار کتاب را از صاحب اثر (مؤلف یا مترجم) دریافت میکند. هوش مصنوعی این اختیار را از خود ندارد و مشمول قانون «حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان» یا همان کپیرایت داخلی قرار نمیگیرد. توجه کنید که ویراستار نیز مانند انتشارات صاحب اثر محسوب نمیشود. در نتیجه عملاً سرمایهگذاری و تلاش ناشر بدون حمایت قانونی رها شده و راه را برای سوءاستفاده و هرجومرج بیشتر در بازار نشر کتاب ایران باز میکند.
پیامد نگرانکنندهٔ دیگر، تأثیر مخرب این رویه بر جامعهٔ مترجمان است. اگر هوش مصنوعی آنقدر قوی است که کتاب ترجمه میکند دیگر چه نیازی به مترجم انسانی و در نگاه کلیتر به ناشر است که کتاب سانسورشده هم چاپ میکند؟ جز این است که دیگر هرکسی میتواند هر کتابی را که دلش خواست برای ترجمه به هوش مصنوعی بدهد؟ حتی اگر پذیرش استفاده از هوش مصنوعی برای تولید پیشنویس اولیهٔ ترجمه و سپس سپردن آن به ویراستار یا مترجم برای «اصلاح» و «پالایش» به رویهای رایج تبدیل شود، تقاضا برای مترجمان حرفهای که قادر به انجام ترجمه از صفر تا صد با کیفیت بالا هستند، به شدت کاهش خواهد یافت. در چنین شرایطی نقش مترجم از خالق و صاحب اثر ترجمهشده به صرفاً «اصلاحکنندهٔ» خروجی ماشین تقلیل پیدا میکند. این روند نه تنها منجر به حذف تدریجی بسیاری از مترجمان از چرخهٔ تولید میشود، بلکه با کاهش ارزش کار تخصصی آنها، به افت کیفیت کلی ترجمهها در درازمدت میانجامد و در نهایت، بنیانهای صنعت نشر و حتی فرهنگ کتابخوانی را تضعیف میکند. اگر مترجمان حرفهای نتوانند از این راه امرار معاش کنند، این حرفه جذابیت خود را از دست داده و دانش و تجربهٔ انباشتهشده در این حوزه به مرور زمان از بین خواهد رفت.
نکتهٔ قابل تأمل دیگر، تفاوت رویکرد نشر هرمس با رویهٔ جاری در سطح بینالملل است. در بسیاری از کشورهایی که قوانین کپیرایت سفتوسختی دارند، ناشران و دارندگان حقوق آثار بهشدت در تلاشند تا نگذارند محتوای کتابهای تحت مالکیتشان در اختیار سیستمهای هوش مصنوعی برای آموزش یا تولید محتوا (مگر با مجوز رسمی و توافق بر سر نحوهٔ استفاده و حق استفاده) قرار بگیرد. آنها نگران نقض حقوق مادی و معنوی خود هستند و میدانند که استفادهٔ بیرویهٔ هوش مصنوعی از آثارشان ارزش محتوای تولیدی آنها را کاهش میدهد. در مقابل، اقدام نشر هرمس در انتشار آثاری که ترجمهٔ اولیهٔ آنها با هوش مصنوعی انجام گرفته و خروجی آن فاقد حمایت کپیرایت است، نه تنها با این رویکرد محافظهکارانه و حقمدارانه در سطح جهانی در تعارض است، بلکه به ترویج استفاده از محتوای فاقد کپیرایت و تضعیف حقوق معنوی پدیدآورندگان کمک میکند.
[ادامه در پست بعد]
Post #169
351
Forwarded from مترجم شدن
- ❤ 1
- 👍 1