🔻نهی از تملق افراد
🔻 آزادی بیان در حکومت امیرالمومنین علی علیه السلام
🔸سلام الله علی امیرالمومنین
#حکومت_علوی
#سیره_حکومت_ائمه_اطهار
🔹 در خطبه ای پس از صفین امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در مورد حقوق متقابل امام و مردم روایت شده، آمده است که پس از درخواست همکاری مردم در مسیر حق، فردی از میان مردم برخاست و پاسخ داد:
🔸 شما امیر ما هستی و ما رعیّتت؛ با تو بود که خداوند عزّوجلّ ما را از ذلّت بیرون کرده و با عزّت توست که زنجیر [بیچارگی] را از گردن ما گشوده است. پس هرچه می خواهی اختیار نموده و دستور بده، که تو گوینده ای راست و فرمانروایی مسلّط هستی، و در هیچ کار سرپیچی از دستورت را روا نمی دانیم و هیچ علمی را با علمت همسان نمی سازیم.
🔹 سپس امیرالمؤمنین مولانا علی علیهالسلام فرمود:
«هرگاه کسی عظمت خداوند در قلبش جای گرفت، هر آنچه غیر خدا در نظرش کوچک خواهد آمد...
و به درستیکه از پست ترین حالات حاکمان اینست که در مورد آنان تصور تکبر و فخر فروشی شود و من خوش نمی دارم که شما گمان کنید مدح و ثناء شنیدن را دوست دارم و به حمد الهی چنین نیستم...
پس مرا با ستایش های زیبا، مدح نکنید تا از مسئولیت حقوق و وظایفی که بر گردنم هست و هنوز انجام آن تمام نشده، خارج شوم...
و با من آنگونه که با جبّاران و متکبران صحبت می شود، سخن مگویید و همچون ملاحظه کردن از تندخویان، با من ملاحظه ای نداشته باشید و با تعارف و تظاهر با من رفتار نکنید و به من گمان نبرید که اگر حقّی به من گفته شود بر من سنگین خواهد آمد...پس هیچ گفتار حقّ و مشورت راستینی را از من دریغ مدارید، چه اینکه من هم تا خداوند کفایتم نکند ممکنست گرفتار خطا شوم (اشاره به این نکته که وجود مقدس و مطهر حضرت امیرالمومنین مستقل از امر و اراده و موهبت های الهی نیست) ؛ پس همگی ما تنها بندگانی مملوک خداوند هستیم و او مالك و صاحب آن چيزهايى از ماست كه ما مالك آن نيستيم،و اوست كه ما را از آن نادانى كه گرفتار آن بوديم به سوى آنچه به سود ما بود ره نمود و گمراهى ما را به هدايت مبدّل كرد و پس از نابينايى به ما بصيرت ارمغان كرد... در ادامه امير المؤمنين علی عليه السّلام در پاسخ فرمود:و من شما را در پيشگاه خداوند بر خويشتن گواه مىگيرم،زيرا مىدانيد كه من عهدهدار امور شما شدهام و بزودى موقف قيامت من و شما را در برابر خداوند گرد آورد و از وضعى كه اكنون در آن هستيم بازپرسى شويم و آن جاست كه بعضى از ما بر يك ديگر گواهى دهيم، پس امروز آن گونه گواهى ندهيد كه فرداى قيامت بر خلاف آن گواهى دهيد،زيرا هيچ امرى بر خداى عزّ و جلّ پنهان نماند و چيزى در پيشگاه او روا نيست جز خيرخواهى صميمانه و حقیقی در هر كارى...».
📘روضه کافی، ج ۸ ، ص ۳۵۵
📗نهج البلاغه خطبه ۲۰۷
🔻 پ.ن:
همان طور که مشخص است حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام بر خلاف حاکمان اموی و خلفای سقیفه و... با مهربانی و عطوفت و لطف و مدارا با مردم برخورد می فرمودند و به ایشان اجازه میدادند که به راحتی حرف شان را بزنند و درخواست شان را مطرح کنند بدون هیچ واهمه و ترسی و در زمان حکومت امیرالمومنین حجابی بین حاکم و مردم نبود و دغدغه ی حضرت حل مشکلات و مسائل مردم بود. اما توضیحی پیرامون بخشی از این روایت شریفه که مورد کج فهمی وهابیون قرارگرفته شده و ان را به عدم عصمت امیرالمومنین تعبیر می کنند! اول اینکه عصمت اهل بیت علیهم السلام در روایات مختلف و متعدد از زبان مبارک خود امیرالمومنین امده است بطور مثال
سليم بن قيس هلالى از امير المؤمنين (عليه السلام) نقل كرده است كه آن حضرت فرمود:
👈به درستى كه خداى تبارك و تعالى ما را پاكيزه و معصوم گردانيد👉 و ما را گواه بر خلق خود و حجت در زمين قرار داد ، ما را با قرآن و قرآن را با ما قرار داد ، نه ما از قرآن جدا شويم و نه او از ما جدا مىشود.
📗 الكافي ، ج ١ ، ص ١٩١
در اخذ اعتقادات می بایست تمام دین اعم از ایات و سنت و روایات را باهم در نظر می گیرند نه اینکه مصداق یومن ببعض و یکفر ببعض باشند.
امير المؤمنين در خطبه مذکور فرموده اند :
فإني لست في نفسي بفوق أن أخطئ
ولی چرا دنباله اش را نمیخوانند؟! دنباله اش حضرت می فرمایند :
👈 إلا أن يكفي الله من نفسي👉
لذا امیرالمومنین تصور استقلالی را نفی فرمودند نه عصمت را ! یعنی اینکه تصور شود وجود مقدس ائمه و کرامات ایشان مستقل از امر و اذن و لطف خداست را رد فرمودند
✍ملا محمد صالح مازندراني در شرح این خطبه ميگوید :
...امير المؤمنين علیه السلام با گفتن «و لا آمن ذلك من فعلي إلا أن يكفي الله من نفسي ما هو أملك به مني» عصمت خودشان را به خداوند نسبت میدهد
📔شرح أصول الكافي ،ج ۱۲ ، ص ۵۰۹
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
🔰کانال حکومت اسلامی
🆔@islamic_state
Post #752
552