🔻 آزادی بیان در حکومت امیرالمومنین علی علیه السلام
#حکومت_علوی
🔻علي بن ابي طالب جرأت بر سلطان را به شما چشانده است...
#سیره_حکومت_ائمه_اطهار
🔻سلام الله علی امیرالمومنین
🔸 وقتی قبیله حمدان مورد ستم بسر بن ارطاه عامل و کارگزار معاویه قرار گرفته بود سوده حمدانیه زنی از آن قبیله به دربار معاویه برای تظلم میآید و معاویه او را میشناسد که همو است که در جنگ صفین فرزندانش را به دفاع از علی(علیه السلام) تشجیع میکرده است،
➖ معاویه با غضب میپرسد چه میخواهی؟
➖قال: هَذَا ابْن أَرْطَاة قدم بلادی وَقتل رجالی وَأخذ مالی وَلَوْلَا الطَّاعَة لَکَانَ فِینَا عز ومنعة فإمَّا عزلته فشکرناک وَإِمَّا لافعرفناک.
سوده گفت: بسر بن ارطاة که نماینده توست و به دیار ما آمده ، مردان ما را کشته و اموال ما را گرفته، اگر اطاعت تو نمیکرد، عزت ما برقرار بود ، اگر او را عزل کنی از تو ممنون میشویم و اگر نه پس تو را شناختهایم (که همانند کارگزارت هستی)
➖ معاویه خشمناکتر شد و گفت: «إیای تهددین بقومک وَالله هَمَمْت أَن أَدْرَاک علی قتب أَشْرَس فَینفذ حکمه فِیک» یعنی: مرا تهدید میکنی؟ باید که تو را بر شتر ناآرامی بنشانم و نزد او بفرستم تا حکمش را بر تو جاری کند.
➖ سوده ساکت شد و گریست و شعری زیر لب چنین سرود:
صلی الإلَه علی جسم تضمنه
قبر فَأصْبــح فِیهِ الْعــدْل مَدْفُونا
قد حَالف الْحق لا یبغی بِهِ
ثمنا فَصَارَ بِالْحَقِّ وَالْإِیمَان مَقْرُونا
یعنی:
درود خداوند بر جسمی که قبر آن را دربر گرفته و عدل در آن مدفون شده(که مقصود او جسم مطهر امیرالمومنین علی علیه السلام بود و عدالتی که با حضرت دفن شد)
او(حضرت علی) همپیمان حق بود و هرگز همتایی برای او نیست
او با حق و ایمان مقرون و همزاد گشته
➖ معاویه پرسید و مَن ذلک؟ منظورت کیست؟ آن شخص کیست؟
➖ سوده در جواب گفت: علی بن ابیطالب علیهالسلام.
➖ معاویه پرسید : مَا أری عَلَیْک مِنْهُ أثرا. او برای توچه کرده که نزد تو چنین است؟
➖ سوده لب به سخن گشود و ماجرای خود را در خصوص شکایت از مأمور حضرت علی(علیه السلام) برای جمع آوری زکوات به نزد آنحضرت نقل کرد که من وقتی وارد دارالاماره شدم وقت نماز حضرت بود.
«فَوَجَدته قَائِما یصلی فَانْفَتَلَ من الصَّلَاة ثمَّ قَالَ برأفة وَتعطف: أَلَک حَاجَة؟»
پس نمازش را مختصر کرد و حضرت با رأفت و مهربانی از من پرسید: کاری داشتی؟
➖ من جریان را برای حضرت نقل کردم ، امیرالمومنین گریست و فرمود: خدایا تو بر من و ایشان گواه باش، من هیچگاه به ستم کردن بر مردم دستوری ندادهام و بر ترک حق تو امر نکردهام.
سپس قطعه پوستی از جیبش بیرون آورد و (فرمان عزل او را) بر آن نگاشت و مرقوم فرمود:
{بِسْمِ اَللََّهِ اَلرَّحْمََنِ اَلرَّحِيم ... قَد جََاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُم، فَأَوْفُوا اَلْكَيْلَ وَ اَلْمِيزََانَ و لاََ تَبْخَسُوا اَلنََّاسَ أَشْيََاءَهُم ... وَ لاََ تَعْثَوْا في اَلْأَرْضِ مُفْسِدِينَ، بَقِيَّتُ اَللََّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ وَ مََا أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ...اذا قَرَأْتَ کتابی هذا فَاحْتَفِظْ بِما فی یدِک مِنْ عَمَلِنا حَتّی یقْدَمَ عَلَیک مَنْ یقْبِضُهُ مِنْک والسلام
دلیل و بینه روشنی از طرف پروردگارتان برای شما آمده است؛ بنابراین، حق پیمانه و وزن و عدالت را ادا کنید و از اموال مردم و از حق آنان نکاهید و در زمین به فساد نکوشید اگر مومن هستید...وقتی نامه ام را خواندی، هر چه در ارتباط با ما نزد توست محفوظ بدار، تا کسی بر تو وارد شده و آنها را از تو تحویل گیرد}
نامه را از آن حضرت گرفتم، به خدا قسم نه آن را مهر کرد و نه بست و من آن را خواندم(یعنی بدون درنگ و بدون انکه مخفی کاری کند حق ما را به ما بازگرداند)
➖ معاویه پس انکه این را شنید مجبور شد و دستور داد که مشکل آن زن را بر طرف کنند و حقی را که از او ضایع شده بود به او برگردانند.
➖ سوده گفت: فقط حق من یا همه قبیله؟ «هی والله اذن الفحشاء ان کان عدلا شاملا والا فانا کسائر قومی» من اگر فقط به فکر خودم باشم و تنها گلیم خویش را از آب بیرون بکشم، این قبیح است و خدا از کار قبیح نهی کرده است، من نیامدهام که فقط حق شخصی خود را احیا کنم بلکه من آمدهام تا حیثیت جمعی را محترم بشمارم و امده ام حق جامعه را احیا کنم.
➖ معاویه وقتی چنین دید گفت:
«هَیْهَات لقدلمظکم ابْن أَبی طَالب الجرأة علی السُّلْطَان فبطیئا مَا تفطمون».
معاویه گفت: ای وای که پسر ابوطالب ،(حق خواهی و عدالت خواهی) را به شما چشانده و به دهان شما نهاده که بر سلطان جری شوید (شما را بر سلطان جری کرده) و چقدر طول خواهد کشید که بتوان این مزه را از زیر زبانتان خارج ساخت.
📚 أخبار الوافدات من النساء على معاوية بن أبي سفيان، ص ۷۰؛ بلاغات النساء، ص۴۹
📚العقد الفريد ، ج۱ ، ص ۳۴۶
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
🔰کانال حکومت اسلامی
🆔@islamic_state
Post #746
433
- ❤ 9