معماری مسجد
(بخش اول)
در میان هنرهای منسوب به ادیان، معماری را به دلیل فراهم آوردنِ مکان عبادت و همچنین برپاشدن در مقیاس محیط زندگی انسانی شاید بتوان برجستهترین هنر قلمداد کرد. دین اسلام نیز از چنین قاعدهای مستثنی نیست؛ اهمیت معماری اسلامی تا جاییست که بخشی از هنرهای اسلامی از جمله کاشیکاری، گرهچینی، خوشنویسی و غیره در نسبت با ساحت معماری و در والاترین صورت آن، معماری مسجد تعیّن مییابد.
معماری و فرم مساجد در تمدن اسلامی تابع دو عامل اصلی است؛ هویت اسلامی و بافتار شکلگیری بنا.
عامل اول را در ابتداییترین مرتبه میتوان با کارکرد و نیازهای عملکردی مرتبط دانست. نخستین نمونه در این راستا مسجد پیامبر (ص) در مدینه است که بخشی از فضای منزل ایشان محسوب میشد و مشتمل بر یک حیاط مربعشکل و تیرها و ستونهایی از تنهی نخلهای خشکیده بود که با پوشاندن بخشی از تیرها با پوست چارپایان و برگهای نخل جهت جلوگیری از تابش مستقیم آفتاب شبستانی با ابعاد حدود ۶۵×۷۵ متر فراهم آمده بود. جبههی جنوبی نیز مشتمل بر حجرههایی جهت زندگی خانوادهی پیامبر و همچنین زیستگاهی از برای اهل صفه که یاران نزدیک ایشان که تاب دوری از پیامبر خویش را نداشتند و همچنین سالخوردگان مستمند بود. در مسجد پیامبر تلفیق فضای مسجد و خانه، مبیّن جاریبودن وجه عبادی و فریضهی دینی در زندگی مسلمانان بود. با معیار قراردادن این مسجد، کارکردهایی چون اقامهی نماز جماعت، برپایی تجمعات و ایراد خطابه توسط پیامبر، اتخاذ تصمیمات و اطلاعرسانی امور مختلف به مسلمانان را میتوان برشمرد؛ مکانی که در آن فریضهی فردی به فریضهی اجتماعی بدل گردید و فضایی جهت ایجاد وحدت مسلمانان اولیه به شمار میرفت.
مبتنی بر نیازهای عملکردی اولیه در مسجد به مرور، مؤلفههای هویتی مسجد شکل گرفت، که در رأس آنها باید به قبله اشاره کرد. با تغییر سمت گزاردن نماز از حدود سال ۱۲ و ۱۳ پس از بعثت از بیتالمقدس به کعبه، جهتگیری فضای برپایی نماز، شبستان در کلیهی مساجد جهان به سوی کعبه احداث میشود و بهمثابه نقطهی کانونی در معماری مساجد قلمداد میگردد.
مؤلفهی هویتی دیگر خط عربی است. ازآنجاییکه قرآن، کلام الهی و معجزهی دین اسلام است و خوشنویسی آیات قرآنی و کتیبههای عربی بدل به یکی از هنرهای وابسته به معماری میگردد و میتوان ادعا کرد که تا پیش از ظهور اسلام و تشخصیافتن معماری اسلامی، مصادیق قابلتوجهی از کتیبههای معماری قابل پیگیری نیستند. حتی قرائت زبان عربی را نیز با درنظر داشتن نماز و بانگ اذان میتوان بهعنوان مولفهای متمایز از خط عربی در زمرهی عناصر هویتبخش دین اسلام تلقی کرد که تبلور آن در بالارفتن بانگ اذان از بنای مساجد دانست.
اما با گسترش دین اسلام، همانند هر آیینی با ورود به جغرافیای جدید و در مواجهه با سایر تمدنها، بخشی از آیینها، سنتها و فرهنگ سرزمین میزبان را از آنِ خود کرده است. بخشی از این وامگیری شامل مؤلفهها و مشخصههایی است که از بافتار فرهنگی سرزمین دوم به هنر و معماری اسلامی وارد شده است و گوناگونگی را در معماری اسلامی و بهویژه معماری مساجد در مناطق جغرافیایی و تمدنهای مختلف رقم زده است.
#فراکسیون_معماری_اسلامی
#معماری_اسلامی
#معماری_مسجد
Post #12
39