TGViewer
Channel Public Channel
آرشیو و نظرات جامعه شناسی

آرشیو و نظرات جامعه شناسی

@irsociology

آرشیو برخی مطالب و محلی برای درج نظرات و دیدگاه‌های مخاطبان کانال جامعه شناسی
@IranSociology
تماس:
@IrSociology
Subscribers
442
Photos
61
Videos
8
Links
24
Recent Posts 18 shown
Post #94 273

Forwarded from جامعه‌شناسی

📃 روزگاری این‌چنین هایل
✍️ #مسعود_نیلی

متن زیر در رابطه با وقایع اخیر و علت‌یابی وقوع آن تدوین شده است. این متن در روزنامۀ دنیای اقتصاد نیز منتشر شده است.

هرچند در این نوشته تنها بر ابعاد اقتصادی نارضایتی‌های نهفته در متن جامعه پرداخته می‌شود، اما انباشت این حجم از مشکلات و تبدیل شدن آن از نسوج نرم به جِرم‌های سخت و ضخیم، نشان از نارسایی‌هایی عمیق‌تر دارد. برخی حقایق آماری که در ادامه ارائه می‌شود، نشان می‌دهد که اتفاقات رخ‌داده کاملاً قابل پیش‌بینی بوده و می‌توانست رخ ندهد.

۱) در کشور ما حدود ۱۲ میلیون جوان زندگی می‌کنند که نه در حال تحصیلند و نه شاغلند. معنی این عدد آن است که تقریبا ۱۴ درصد از جمعیت کشور، دقیقاً در تمام ۲۴ ساعت، فعالیتی را در دست انجام ندارد. این عدد، به‌طور کاملاً هشداردهنده‌ای در مقایسه با سایر کشورها بالاست. از این نظر، جامعۀ ایران، یک انبار باروت است که هر لحظه امکان انفجار دارد.

۲) از نظر اشتغال، از سال ۱۳۹۸ تاکنون، تقریباً، روند افزایش تعداد شاغلین، متوقف شده است. تعداد شاغلین کشور در تابستان سال ۱۳۹۸، معادلِ ۲۴/۷۵ میلیون نفر بوده که در سال ۱۴۰۴ یعنی پس از ۶ سال، فقط با ۲۰۰ هزار نفر افزایش (عدد ناچیز ۳۳۰۰۰ نفر در سال)، به ۲۴/۹۵ میلیون نفر رسیده است.


💢 جامعه‌شناسی | IRANSOCIOLOGY 💢
Telegraph روزگاری این‌چنین هایل بدون تردید در یکی از غم‌بارترین، بحرانی‌ترین و سرنوشت‌سازترین روزگاران این سرزمین عزیز و پرحادثه به سر می‌بریم. غم‌بارترین برای اینکه به‌طور بی‌سابقه‌ای، حداقل تا آنجا که حافظۀ تاریخی گواهی می‌دهد، ظرف کمتر از ۴۸ ساعت، چندهزار نفر از شهروندان و به‌ویژه، جوانان…
Post #92 343

Forwarded from جامعه‌شناسی

💢ایران در وضعیت انسداد
📌فرسایش سیاست و دایره‌ی تنگ انتخاب
(بخش دوم)
بخش اول را اینجا بخوانید
✍️#مسعودـآذرفام

در نتیجه در چنین بستری انتظار استقرار فوری یک دموکراسی سالم و تثبیت شده بیشتر نوعی آرزواندیشی است. افق معقول‌تر، نه تحقق نظم ایدئال، بلکه بازگشت به حداقلی از «زیست‌پذیری» است. کاهش نااطمینانی وجودی، بازیابی کرامت اجتماعی، امکان تنفس اقتصادی، عادی‌سازی رابطه با جهان، و شکل‌گیری درجه‌ای از گردش قدرت که سیاست را از منطق مرگ و بقا خارج کند. این افق حداقلی، نه عقب‌نشینی از دموکراسی، بلکه پذیرش محدودیت‌های تاریخی و جغرافیایی به مثابه‌ی شرط امکان هرگونه مسیر پایدارتر در آینده است.

طبیعی است که اگر گسست، (به ویژه با نقش‌آفرینی عامل خارجی) رخ دهد خود این عامل نه قصد حکومت کردن خواهد داشت و نه امکانش را، بلکه نهایتاً می‌تواند تعادل موجود را برهم بزند، بی‌آنکه بتواند یا بخواهد نظم جایگزین را اداره کند. در چنین لحظه‌ای مسئله‌ی مبرم و بلافصل نه «چه کسی فروپاشی را رقم زد» بلکه «چه کسی یا چه چیزی جای خالی حاکمیت را پر میکند» خواهد بود. اینجاست که فقدان نهادهای پایدار و سازوکارهای جا افتاده‌ی نمایندگی، خود را به شدت نشان می‌دهد. در غیاب حزب، اتحادیه، یا ساختارهای تصمیم‌گیری جمعی، (گذار حتی در افقی حداقلی) ناگزیر از طریق افراد و چهره‌ها قابل تصور است.

برجسته شدن چهره‌ها در خلا نهادی به سرعت نزاع‌های هویتی دیرپا را به سطح میآورد؛ نزاع‌هایی که ریشه‌ی آن‌ها بیش از آنکه در مسائل فوری حکمرانی و زیست‌پذیری باشد، در حافظه‌های تاریخی تجربه‌های زیسته و ترس‌های انباشته شده نهفته است. در این میان، شکاف «جمهوری خواهی - پادشاهی خواهی» به‌طور خاص فعال می‌شود، زیرا هر یک حامل مجموعه‌ای از معانی نمادین فراتر از محتوای نهادی خود است. برای بخشی از جامعه، پادشاهی نه یک نظام حقوقی مشخص، بلکه یادآور نظم، ثبات و «دوران عادی بودن کشور است»؛ و برای بخشی دیگر، جمهوریت نه صرفاً شكل حكومت، بلکه تضمین نمادین نفی اقتدار موروثی و بازگشت حق حاکمیت به مردم است. مسئله در اینجا درستی یا نادرستی این تلقی‌ها نیست، بلکه نابهنگامیِ فعال شدن آن‌هاست. افزون بر این، فرض پنهانی که در پس این نزاع وجود دارد، اینکه جامعه می‌تواند در لحظه‌ی گذار، آزادانه و آگاهانه «نهاد مطلوب» خود را انتخاب کند، خود فرضی غیر تاریخی است.

نهادهای سیاسی نه حاصل اراده‌ی عمومی، بلکه برآیند توازن نیروها در چارچوب محدودیت‌های تاریخی، اقتصادی، جغرافیایی منطقه‌ای و حتی تنوع‌های قومی و اجتماعی‌اند. در چنین بستری، کاملاً ممکن است نظمی با نام «جمهوری» شکل بگیرد که واجد عناصر اقتدارگرایانه باشد، یا ساختاری غیر جمهوری پدید آید که برخی سازوکارهای محدودکننده‌ی قدرت را در خود جای دهد. اینها انتخاب‌های اخلاقی ساده‌سازی شده نیستند بلکه نتایج ناگزیر تلاقی نیروها در شرایطی‌اند که امکان‌های واقعی از پیش محدود شده‌اند. از این منظر، اصرار بر حل و فصل زودهنگام نزاع جمهوریت و پادشاهی، نه تنها کمکی به فهم آینده نمی‌کند، بلکه افق حداقلی زیست‌پذیری را که خود گذار به آن نیازمند است، در معرض فرسایش و دو قطبی‌سازی زودرس قرار میدهد.

در مجموع، آن‌چه صورت‌بندی حاضر کوشید پرتوی بر آن بیفکند، نه مسیر روشن آینده، بلکه تنگ شدن فزاینده‌ی میدان انتخاب‌هاست. انسداد ساختاری، فعال شدن منطق گسست، بیرونی شدن افق تغییر، فروکاستن انتظارات به حداقل زیست پذیری، برجسته شدن چهره‌ها در خلأ نهادی، و سرانجام احیای زودرس نزاع‌های هویتی، همگی حلقه‌های یک زنجیره‌اند که یکدیگر را بازتولید می‌کنند. تاریخ نه با تصمیم‌های ایدئال پیش خواهد رفت و نه با طرح‌های از پیش نوشته شده، بلکه از دل تلاقی بحران‌ها، محدودیت‌ها و کنش‌های ناگزیر شکل خواهد گرفت. از همین‌رو، این کوته نوشته آگاهانه از هرگونه پیش‌بینی و تجویز پرهیز می‌کند: نه از سر بی‌تعهدی، بلکه به این دلیل که لحظه‌ی تاریخی پیش رو بیش از آنکه پذیرای «بایدها» باشد، نیازمند فهم این واقعیت است که چرا گزینه‌ها چنین محدود، پرریسک و ناهموار شده‌اند.

💢 جامعه‌شناسی | IRANSOCIOLOGY 💢
  • 👍 1
Post #91 240

Forwarded from جامعه‌شناسی

💢ایران در وضعیت انسداد
📌فرسایش سیاست و دایره‌ی تنگ انتخاب
(بخش اول)
✍️#مسعودـآذرفام

ایران امروز در وضعیتی قرار گرفته که دیگر نه می‌توان آن را بحرانی گذرا دانست و نه آستانه‌ای برای اصلاح، بلکه باید آن را نوعی انسداد تاریخی تلقی کرد؛ وضعیتی که در آن، هم امکان تداوم کم‌هزینه از میان رفته و هم مسیرهای تغییر تدریجی مسدود شده‌اند. این انسداد محصول یک رویداد یا یک تصمیم مقطعی نیست، بلکه برآیند چند دهه فرسایش هم‌زمانِ کارآمدیِ حکمرانی، انباشتِ ناکامی اقتصادی، سرکوب سیستماتیک کُنش جمعی، و فروپاشی تدریجی پیوند معنایی میان قدرت سیاسی و جامعه است؛ روندی که در مقاطع مختلف مهار یا پنهان شده، اما هرگز معکوس نشده است. کشتار اخیر هزاران معترض هم، این مسیر فرسایشی را به نقطه‌ی نهایی خود رسانده است. اگر پیش‌تر، دست‌کم در ساحت نظر درصدی از امکان ترمیم، سازش يا بازتولید حداقلی مشروعیت برای جمهوری اسلامی قابل تصور بود، این امکان اکنون عملاً از میان رفته است.

مسئله‌ی اصلی ایران دیگر نارضایتی یا اعتراض نیست (این‌ها مدت‌هاست وجود دارند) بلکه از دست رفتن هر افقی است که در آن کنش اجتماعی بتواند به تغییری قابل پیش‌بینی، تدریجی و قابل تحمل منتهی شود. از همین روست که جامعه نه از سر خواست یا آگاهی، بلکه به سبب هزینه‌های فزاینده و نامتناسب، از امکان اثرگذاری پایدار محروم شده و سیاست، از میدان عمل جمعی، به وضعیت انتظار رخداد رانده شده است. و این کوته نوشته نیز دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌کند: نه برای داوری یا پیش‌بینی، بلکه برای فهم این انسداد به مثابه‌ی یک وضعیت عینی تاریخی؛ وضعیتی که هم‌زمان دایره‌ی تحلیل کنش کنش، و انتخاب‌های پیش‌رو را به شدت تنگ کرده است.

در وضعیت انسداد، سیاست به تدریج منطق معمول خود را از دست می‌دهد و جای آن را نوعی جست‌وجوی پراضطراب برای «رخداد گشاینده» می‌گیرد. وقتی راه اصلاح نهادی مسدود است، اعتراض هزینه‌ای نامتناسب پیدا می‌کند، و هر كنش کنش جمعی پیشاپیش با سرکوب مواجه می‌شود، تغییر دیگر نه از مسیر انباشت تدریجی بلکه از طریق شکستن ناگهانی تعادل موجود تصور می‌شود. اینجا مسئله نه رادیکال شدن اخلاقی جامعه است و نه دلبستگی ذاتی به بی‌ثباتی، بلکه انتقال عقلانیت سیاسی از «بهبود در چارچوب موجود» به «خروج از چارچوب» است.

در چنین شرایطی، جامعه و حتی بخشی از نخبگان، آگاهانه یا ناآگاهانه، از کنش‌های قابل مدیریت فاصله می‌گیرند و به رخدادهایی چشم می‌دوزند که بتوانند وضعیت قفل شده را یکباره تغییر دهند. این جابه‌جایی افق، نه نشانه‌ی بلوغ است و نه علامت حماقت؛ بلکه پیامد فرسودگی است. پیامد این‌که سیاست، از عرصه‌ی برنامه و کنش به قلمرو انتظار و تعلیق رانده شده و «گسست» (با همه‌ی ابهام و مخاطراتش) به تنها امکان قابل تصور برای خروج از بن بست بدل شده است.

زمانی که منطق گسست بر سیاست مسلط شود، افق تغییر نیز به تدریج از درون جامعه به بیرون آن منتقل میگردد. این «بیرون» الزاماً یک مصداق ثابت يا حتى صرفاً سیاسی ندارد؛ در تجربه‌های تاریخی، گاه به صورت یک قدرت خارجی، گاه در قالب یک منجی و گاه حتی در شکل ایده‌هایی آخرالزمانی یا رهایی‌بخش ظاهر شده است؛ یعنی هر آنچه بتواند از بیرون نظم قفل شده، امکان شکستن آن را نمایندگی کند. در چنین شرایطی بیرونی شدن افق بیش از آنکه بیانگر شیفتگی به عامل خارجی باشد، نشانه‌ی تهی شدن میدان داخلی از امکان اثرگذاری است.

در مورد ایران امروز این «بیرون» به طور مشخص در قالب نیروی خارجی به ویژه ایالات متحده‌ی (آمریکا) معنا یافته است، نه به عنوان ناجی یا طراح آینده، بلکه به مثابه‌ی تنها متغیری که تصور می‌شود قادر است تعادل موجود را برهم زند. از این منظر، امید به مداخله یا فشار خارجی الزاماً بیانگر خواست جنگ یا ویرانی نیست؛ بلکه صرفاً نشانه‌ی انتقال عقلانیت سیاسی از امکان‌های قابل کنترل به امکان‌های پرریسک است. «بیرون»، در این منطق، کاتالیزور است، عاملی که شاید بتواند پنجره‌ای بگشاید، بی آنکه تضمینی درباره‌ی آنچه پس از گسست پدید می آید وجود داشته باشد.

پذیرفتن منطق گسست به معنای پذیرش این فرض ساده‌انگارانه است که هر آنچه پس از فروپاشی پدید آید، لزوماً بهتر، عادلانه‌تر یا باثبات‌تر خواهد بود. گسست، حتی اگر رخ دهد، فقط وضعیت را از حالت قفل شده خارج می‌کند؛ کیفیت آنچه جایگزین می‌شود، تابع نیروها، محدودیت‌ها و ظرفیت‌های انباشته‌ای است که پیشاپیش وجود دارند. ایران، نه در خلأ تاریخی قرار دارد و نه در جغرافیایی خنثی، میراث دولت متمركز، وابستگی مزمن به منابع طبیعی و «نفرین منابع»، جایگاه منطقه‌ای پرتنش، و هم‌جواری با نظم‌های سیاسی عمدتاً غیردموکراتیک همگی دامنه‌ی امکان‌ها را محدود کرده‌اند.

ادامه را اینجا بخوانید

💢 جامعه‌شناسی | IRANSOCIOLOGY 💢
  • 👏 3
  • ❤ 1
Post #89 366

Forwarded from Alo Sport الو اسپورت

🎙مهدی مهدوی‌کیا اسطوره تیم ملی فوتبال:
سالهاست که مطالبات به حق مردم رو با خشونت پاسخ میدید و نتیجه رو هم الان می‌بینید

سال‌ها فرصت داشتید تا این مردم رو به سمت رفاه و خوشبختی ببرید و از ثروت و منابع وطن برای خوشبختیشون استفاده کنید.
ولی این ثروت در اختیار عده‌ای خاص قرار گرفته که با رانت و فساد بالا میکشنش.

ثروت مردم رو به خودشون بسپارید تا برای ایندشون تصمیم بگیرین.

@AloSport
  • 👍 7
Post #88 675

Forwarded from جامعه‌شناسی

🍼سفیر ایران در مسکو: گاز روسیه به‌زودی به ایران می‌رسد

جلالی: درحال حاضر با گازپروم روسیه هستیم و تقریباً تمامی مشکلات حل شده‌اند. اگر درباره قیمت نیز به توافق برسیم، همه‌چیز به جریان خواهد افتاد.

📊تصویر: ایران دومین کشور دارنده ذخایر گازی در‌ جهان
🔴بیش از ۱۷ درصد از کل منابع گازی جهان در ایران است.



🌏جامعه‌شناسی👇
🆔
@IRANSOCIOLOGY
Post #87 658

Forwarded from جامعه‌شناسی

♦️هایدگریست‌های اسلامی و خیانت به اندیشه در ایران


محدثی: آیا این غرب‌ستیزی توسط این تئوریسین‌های هایدگریسم اسلامی تقویت شده یا نشده؟ این [غرب‌ستیسزی] چه بلایی سر این فرهنگ و این تاریخ آورده؟ و ما را به یک جنگی بدون آنکه تجهیزات لازم را داشته باشیم کشانده... و دونکیشوت‌وار بدون توجه به منافع و موقعیت‌مان با کشورهای غربی انداخته...


شماها گفته بودید غرب درحال نابودی‌ست و ما هستیم که تاریخ را از جای دیگری آغاز کردیم با انقلاب اسلامی... چی شد اون تئوری‌ها و نتیجه اش چه بود؟


🔻لینک قسمت اوّل مناظره در باره‌ی هایدگریسم اسلامی:
https://www.youtube.com/watch?v=2tDrmjW9Ri0

🔻لینک قسمت دوم و نهایی‌ی مناظره:
https://youtu.be/vdCuFFUB5Ps?si=uuPTLkDQvdgS0Ehb


🌏جامعه‌شناسی👇
🆔
@IRANSOCIOLOGY
Post #86 673

Forwarded from جامعه‌شناسی

🎬 درسگفتگو : علی میرسپاسی| بانیان ضد روشنگری ایران
بخش اول این گفتگو را اینجا ببینید

رویارویی روشنفکران ایران با مدرنیته، مسئله محوری کتاب «روشنگری و بیم و امیدهای روشنفکران در ایران» علی میرسپاسی است. یکی از بحث‌های اساسی این کتاب، طرح این مسئله است که برخلاف تصور بسیاری، خصومت فکری و سیاسیِ برخی از روشنفکران ایران که در قالب نظریه‌های غرب‌زدگی مطرح شده و ظاهری بومی‌گرا دارد، از سنت ضد روشنگری اروپا یا همان منتقدان رادیکال مدرنیته برآمده است. میرسپاسی در این کتاب از چهره‌های شاخص روشنفکری ایران همچون شریعتی، آل‌احمد، شایگان و جواد طباطبایی نام می‌برد و این جریان را به‌تأسی از هایدگر و دیگر متفکران شاخص این سنت، ضد روشنگری می‌خواند. از نظر میرسپاسی، این روشنفکران، مدرنیته و دموکراسی را عمدتا به‌واسطه اندیشه‌های رادیکال ضد روشنگری متفکران آلمانی و برخی از روشنفکران فرانسوی شناختند که تبارشان به جنبش ضد روشنگری می‌رسد؛ گفتمانی که شاید آینده ایران را به بیراهه کشاند و نوعی انحراف تاریخی در جریان فهمِ روشنگری یا مدرنیته ایرانی پدید آورد.


🌏جامعه‌شناسی👇
🆔
@IRANSOCIOLOGY
  • ❤ 5
Post #85 550

Forwarded from جامعه‌شناسی

درسگفتگو: علی میرسپاسی| بازگشت از یک انحراف تاریخی

درباب دشواری‌های مسیر مدرنیته و آبادانی ایران

در این گفت‌وگو، علی میرسپاسی به نکته تازه‌ای اشاره می‌کند. او باور دارد در تاریخ روشنفکری ایران انحرافی صورت گرفته است و این انحراف از جایی آغاز شده که روشنفکران ایرانی به تبعیت از جریان ضدروشنگری آلمان خاصه آرا و اندیشه‌های هایدگر به مقابله با مدرنیته پرداخته‌اند. میرسپاسی معتقد است، استقبال از جریان ضدروشنگری آلمان اشتباه فاحشی بوده که از سوی روشنفکران ایرانی از جمله احمد فردید، جلال آل‌احمد، علی شریعتی و دیگران در ایران تئوریزه شده است. او همچنین می‌گوید، روشنگری رادیکال فرانسه نیز خسارات جبران‌ناپذیری به فرایند مدرنیته ایران وارد کرده است. ایده جایگزین میرسپاسی برای به سرانجام رسیدن مدرنیته در ایران الگوبرداری از روشنگری انگلیس و آمریکا است که در آنها فضیلت و خیر عمومی در دستور کار قرار دارد.

🌏جامعه‌شناسی👇
🆔
@IRANSOCIOLOGY
  • ❤ 1
Post #83 1.52K
سال ۱۴۰۲ . استانهای با رنگ تیره‌تر = سرقت بیشتر
  • ❤ 3
  • 👎 2
  • 💔 2
Post #81 1.59K

Forwarded from جامعه‌شناسی

🎬 بازاندیشی در تاریخ مدرن ایران
🔸 گفتاری از #علی_میرسپاسی (جامعه‌شناس و استاد دانشگاه نیویورک)

#گفتارها (بخش اول)


🌏جامعه‌شناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
  • 👎 2
  • 👍 1
Post #80 2K
  • 👍 7
Post #79 2.3K
  • 🤷‍♂ 3
  • ❤ 2
  • 👌 2
Post #78 2.31K
  • 😭 2
Post #72 1.94K
  • 👏 4
Older posts →

About this channel

How can I read @irsociology without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for آرشیو و نظرات جامعه شناسی: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does آرشیو و نظرات جامعه شناسی have?
آرشیو و نظرات جامعه شناسی (@irsociology) has 442 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does آرشیو و نظرات جامعه شناسی know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →