#یک_حکایت_یک_کتاب
#ما_خدمت_خودمان_را_کردیم_ولی_جدمان_نا_مردی_کرد
مرد توانگری دچار مرض سختی شد. زنان همسایه به همسرش سیدی را توصیه کردند که سحر نفس اش معجز مسیحایی و از فرط اجابت و اصابتِ تیر دعا به سید اجاق معروف است. اگر مبلغ قابلی نیاز او بکند و شبانگاه برای وی ببرد او در تعقیب نمازِ شب اش درمانِ درد شوهر را از پیش گاهِ جدِ بزرگوارش بخواهد. زن این کار را کرد ولی چه فایده، که توانگر سپیده دم فوت کرد. چندی بعد که ایام سوگواری و هفته و چله ی توانگر فقید به پایان رسید، روزی زن در کوچه به سید اجاق بر خورد و به وی گفت: آقا، عجب دعایی در حق شویم کردی که بلافاصله مُرد و جان به جان آفرین سپرد! سید گفت: من خدمتِ خودم را کردم ولی چه کنم که جدم نامردی کرد.
📚احمد شاملو، کتاب کوچه، (حرف ج)، تهران: مازیار، 1381.
❇️ با ارسال این مطلب به دوستان خود، اندیشه و آگاهی را به آنها هدیه می کنیم.
__
📖 کتابخانه ای به وسعت ایران
🆔 @irolibrary
Post #5051
35
