📝 این همه منم منم برای چیست؟ (2)
🔻نعمت الله فاضلی، 25 مهر 1405
✅ چرا تجربه زیسته برای من اهمیت پیدا کرده است؟
🔻من بخش بزرگی از زندگی حرفهایام را صرف مطالعه فرهنگ و جامعه ایران کردهام. اما هرچه بیشتر خواندهام، بیشتر فهمیدهام که ایران فقط در کتابها و اسناد و آمارها زندگی نمیکند. ایران در تجربههای کوچک و روزمره مردم نیز حضور دارد: در مدرسهای که کودکی در آن نخستین بار کتاب را لمس میکند؛ در اتوبوسی که کارگری صبح زود سوار آن میشود؛ در سفرهای که خانوادهای گرد آن جمع میشوند؛ در روستایی که جوانانش یکی پس از دیگری مهاجرت میکنند؛ در دانشگاهی که استاد و دانشجو درباره آینده خود تردید دارند؛ در خانهای که تلویزیون، تلفن همراه، کتاب، خاطره و گفتوگو در کنار یکدیگر زندگی میکنند.
🔻از این منظر، زندگی روزمره برای من یک حاشیه نیست؛ خودِ متن فرهنگ است. کتاب «زندگی روزمره ایرانی» از همینجا شکل گرفت. آن کتاب را نمیتوان صرفاً گزارشی درباره زندگی روزمره دانست. بخشی از آن، روایت خود من از مواجهه با جهان اجتماعیای بود که در آن زندگی کردهام و همچنان زندگی میکنم. من در آنجا کوشیدم فاصله میان «زندگی من» و «زندگی ایرانی» را به یک مسئله تبدیل کنم.
🔻همین مسیر در «مردمنگاری سفر» ادامه پیدا کرد. سفر برای من فقط جابهجایی در مکان نبود؛ فرصتی بود برای دیدن خود از خلال دیگری. وقتی از خانه دور میشویم، چیزهایی را درباره خانه میبینیم که در خانه هرگز نمیدیدیم. دیگری، آینهای است که خود را در آن دوباره کشف میکنیم.
و شاید کتاب تازهام، «در آینه دیگری»، بیش از هر اثر دیگری حاصل همین تجربه باشد؛ اینکه انسان را نمیتوان فقط از درون خودش شناخت. ما خود را در مواجهه با دیگری میشناسیم؛ فرهنگ خود را در مقایسه با فرهنگ دیگر میفهمیم؛ و حتی خاطرات شخصیمان را زمانی بهتر میبینیم که آنها را در آینه تاریخ و جامعه قرار دهیم.
✅ خودمردمنگاری و مسئله ایران
🔻به گمان من، خودمردمنگاری برای ایران اهمیتی ویژه دارد. ما جامعهای هستیم با تاریخی طولانی از دگرگونی، مهاجرت، جنگ، انقلاب، توسعه، شهرنشینی، مدرسه، رسانه و فناوری. بسیاری از این تغییرات در اسناد رسمی ثبت شدهاند، اما بخش مهمی از آنها در حافظه و تجربه مردم باقی مانده است.
آمار به ما میگوید چند نفر مهاجرت کردهاند؛ خودمردمنگاری میتواند نشان دهد مهاجرت با احساس خانه، تعلق، فقدان و هویت چه کرده است. اسناد آموزشی میگویند مدرسه گسترش یافته است؛ روایت زیسته میتواند نشان دهد مدرسه با تخیل کودک ایرانی چه کرده است. تاریخ رسمی جنگها را ثبت میکند؛ خودمردمنگاری میتواند نشان دهد جنگ چگونه وارد سفره، خواب، بدن، زبان و روابط خانوادگی مردم شده است. گزارشهای توسعه از شاخصها سخن میگویند؛ روایت زندگی میتواند نشان دهد توسعه در تجربه روزمره مردم چه معنایی پیدا کرده است. به همین دلیل، خودمردمنگاری میتواند یکی از راههای بازگرداندن صدای زندگی به علوم اجتماعی ایران باشد.
✅ از «من» به «ما»:
🔻اما شاید مهمترین مسئله برای من همین باشد: خودمردمنگاری زمانی ارزش دارد که از «من» عبور کند. اگر من در خاطرات نوجوانی و کودکیام متوقف شوم، فقط زندگی خودم را روایت کردهام. اگر از آن خاطرات بتوانم پرسشی درباره نسل خود، روستای خود، جامعه خود و تاریخ خود طرح کنم، آنگاه خاطره به مردمنگاری نزدیک شده است.
🔻اگر سفر من فقط فهرستی از مکانهایی باشد که دیدهام، سفرنامه نوشتهام. اما اگر سفر باعث شود بفهمم چگونه «دیگری» تصور من از «خود» را تغییر میدهد، سفر به تجربه مردمنگارانه تبدیل میشود.
🔻اگر از دانشگاه فقط از خاطرات شخصیام بنویسم، خاطره استاد دانشگاه را نوشتهام. اما اگر تجربه دانشگاه را به مسئلهای درباره دانش، قدرت، آموزش، نسلها و جامعه ایران پیوند بزنم، تجربه شخصی من به مادهای برای فهم اجتماعی تبدیل میشود.
✅ در نتیجه، خودمردمنگاری برای من تمرین خودستایی نیست؛ تمرین خودکاوی انتقادی است. و شاید مهمتر از آن، تمرین شنیدن باشد: شنیدن صدای خود، تا بتوانم صداهای دیگران را بهتر بشنوم.
Post #2704
41