🔴 «بیسواد، تویی!»؛ پاسخ اسماعیل شمس به سعید لیلاز
📜 از تحقیر کریمخان زند تا مسئله قومیتگرایی و تاریخناآگاهی
✍️ اسماعیل شمس
🔺 آیا میتوان تاریخ ایران را دوست داشت، اما مردمان آن را به سبب قومیت و زبان مادریشان تحقیر کرد؟
اسماعیل شمس در یادداشتی تند و انتقادی با عنوان «بیسواد، تویی»، به سخنان سعید لیلاز واکنش نشان داده است؛ سخنانی که به روایت نویسنده، در آن کریمخان زند «لر بیسواد» خوانده شده است.
شمس معتقد است مسئله فقط دفاع از یک فرمانروای تاریخی نیست؛ مسئله، رواج نوعی نگاه تحقیرآمیز به مردمانی است که زبان مادریشان فارسی نیست.
او مینویسد:
«رشته تاریخ که همانند پزشکی، مهندسی، فلسفه، شیمی و ... دانشی تخصصی است به کیسهبوکسی تبدیل شده است که هرکس و ناکسی به خود اجازه میدهد، بدون ترس از پیامدهای کارش مشتی به آن بکوبد.»
🔻 کریمخان زند؛ در بستر تاریخ، نه در حصار پیشداوری
شمس با استناد به منابع تاریخی، یادآور میشود که کریمخان در یکی از آشفتهترین دورههای تاریخ ایران به قدرت رسید؛ دورانی که پس از مرگ نادرشاه، جنگهای داخلی، ناامنی و قحطی بخشهای گستردهای از کشور را فراگرفته بود.
او با ارجاع به نوشتههای ابوالحسن غفاری کاشانی، از شدت قحطی و ویرانی در اصفهان و دیگر مناطق ایران سخن میگوید و نقش کریمخان را در بازگرداندن نسبی امنیت و رونق اقتصادی برجسته میکند.
به باور نویسنده، اهمیت تاریخی کریمخان نه در قومیت او، بلکه در عملکردش در شرایط بحرانی آن روزگار است.
🔻 نه تقدیس کریمخان، نه تحقیر او
شمس تصریح میکند که قصد دفاع بیقیدوشرط از کریمخان را ندارد؛ زیرا او نیز در جنگها و کشتارهای دوران خود نقش داشته است.
بااینحال، تأکید میکند که داوری تاریخی باید بر پایه مقایسه عملکرد فرمانروایان و بررسی اسناد باشد، نه بر اساس پیشداوریهای قومی و زبانی.
نویسنده همچنین با اشاره به رفتار آقامحمدخان قاجار و خشونتهای دوران او، خواستار مقایسهای مستند میان کارنامه فرمانروایان ایران میشود.
🔻 چرا کریمخان خود را «وکیلالرعایا» مینامید؟
در این یادداشت، با ارجاع به آثاری چون «تاریخ گیتیگشا»، «تاریخ نگارستان»، «تاریخ خسروان» و «ناسخالتواریخ»، به روایتهای تاریخی درباره شخصیت و شیوه فرمانروایی کریمخان پرداخته شده است.
برخی از این منابع، او را فرمانروایی خوشخو و مردمدار توصیف کردهاند و از پرهیزش از عنوان «شاه» سخن گفتهاند.
در مقابل، روایت دیگری نیز در گزارشهای کارملیتها وجود دارد که این پرهیز را به ملاحظات مربوط به تبار و جایگاه اجتماعی او نسبت میدهد.
همین تفاوت روایتها نشان میدهد که تاریخ را باید با مراجعه به منابع و سنجش انتقادی آنها خواند، نه با برچسبزدن به شخصیتهای تاریخی.
🔻 وقتی قومیت به ابزار تحقیر تبدیل میشود
محور اصلی اعتراض شمس، فراتر از شخص کریمخان است.
او میپرسد چگونه کسانی که از ایران و تاریخ آن سخن میگویند، به خود اجازه میدهند هویت قومی و زبانی بخشی از ایرانیان را دستمایه تحقیر قرار دهند؟
لر بودن کریمخان نه دلیل برتری اوست و نه دلیلی برای بیاعتبارکردن کارنامه تاریخیاش.
✳️ سخن پایانی
یادداشت اسماعیل شمس یادآور یک اصل مهم در مواجهه با گذشته است:
تاریخنگاری، جایگزین جدل سیاسی نیست؛ و نقد یک شخصیت تاریخی، مجوز تحقیر هویت قومی و زبانی هیچ مردمی نمیشود.
📖 مطالعه متن کامل یادداشت «بیسواد، تویی»
#اسماعیل_شمس #سعید_لیلاز #کریم_خان_زند #تاریخ_ایران #لر #تنوع_فرهنگی #تبعیض_قومی
#فرهیختگان روزن آگاهی
Post #76112
488