📎
بازتاب هشدار جامعهی روانپزشکی به سیاستگذاران درباره تکثیر و تداوم خشونت در جامعه دکتر سید وحید شریعت رئیس و جلالی ندوشن سخنگوی انجمن علمی روانپزشکان ایران، در روزهای گذشته با روزنامهی پیام ما و خبرگزاری ایلنا گفتوگوهایی جداگانه داشتند، که پیامی مشترک دارند: خشونت و سرکوبِ مسیرهای بیان، خشم را مزمن و نفرت را تکثیر میکند؛ و برخوردهای صرفاً تنبیهی—بهویژه با نوجوانان—نهتنها مساله را حل نمیکند، بلکه جامعه را به سمت گسست، بیاعتمادی و آسیب خانوادگی سوق میدهد.
دکتر «سید وحید شریعت»، رئیس انجمن علمی روانپزشکان ایران، در گفتوگو با روزنامهی «پیام ما» از ریشههای خشم در حوادث دیماه و پیامدهای آن سخن گفته است. خشم جمعی معمولاً ناشی از انباشت ناکامیها، بیعدالتیها و احساس نادیده گرفته شدن است. اگر نتوانیم محرکهای تکرارشونده، ناکامیهای طولانیمدت و فشارهای روانی مزمن را شناسایی کنیم، هر اقدام برای مدیریت آن سطحی و بیاثر خواهد بود. شناخت ریشههای خشم، نخستین قدم برای جلوگیری از گسست اجتماعی و فروپاشی روان جمعی است. در این راستا دکتر شریعت بیش از هرچیز، منشأ شکلگیری این خشم و ماهیت آن را مهم میداند: «خشمی که امروز در جامعه ایران شاهد آن هستیم، در پی مشاهده عیان ناهنجاریهای اجتماعی قابلتوجه از سوی حاکمیت، خشونتهای عریان و رفتارهای غیرانسانی از یکسو و روایتپردازیهای کاذب در برابر واقعیت از سوی دیگر، شکل گرفته است.»
به گفتهی رییس انجمن، تداوم و تکرار این عوامل، بهتدریج منجر به انباشت حس خشم در مردم میشود؛ حسی که در این برهه با غم، سوگواری و ناامیدی از تغییرات مثبت در هم آمیخته و خروجی آن ماهیتی مخرب یافته است.
درحالیکه منابع علمی برای مواجهه و پذیرش سوگ، بازه تقریبی ششماهه در نظر میگیرند، شریعت سوگ همراه با خشم را چرخهای بیپایان توصیف میکند: «مادامی که سوگ فرصت بیان پیدا نکند، افراد امکان و فرصت سوگواری نیابند و احساسات آنها به رسمیت شناخته نشود، نمیتوان از الگوهای متعارف حل سوگ برای آنها سخن گفت. بنابراین، ما شاهد سوگی پیچیده و عارضهدار هستیم که ممکن است ماهها و سالها ادامه یابد.»
رییس انجمن علمی روانپزشکان ایران رویکرد غالب نظام حکمرانی را در شکلگیری این ادغام پیچیده مؤثر میداند و میگوید: «در این شرایط بهتر است حاکمیت بهگونهای رفتار میکرد که سوگ در ترکیب با خشم به چنین پیچیدگی نمیرسید.»
بهاعتقاد دکتر شریعت، واگذاری شرایط و حل مشکلات به جامعه، رویکردی غیرمسئولانه و اجتنابی از سوی تصمیمگیران است و تبعات خوشخیمی برای جامعه و اعضایش نخواهد داشت.
تغییر معنا و تقدسگرایی در مواجهه با احساسات شدیدی نظیر خشم را میتوان یکی از مکانیزمهای دفاعی اعضای جامعه دانست. شریعت این تقدسسازی را «راهی برای معنا بخشیدن و هدایت هیجان فراتر از خشم» توصیف میکند. در نقطه مقابل، او به انسداد مسیرهای بروز خشم اشاره دارد: «مادامی که راهی مناسب برای بروز و برونریزی خشم باز نباشد، شاهد خروجی مخربی از خشم هستیم. در این حالت است که با ابزارهای مختلفی نظیر ترس، شاهد سرکوب خشم در جامعه میشویم؛ سرکوبی که همچون آتش زیر خاکستر عمل میکند و در بزنگاهی دیگر و بهشیوهای جدید خود را نشان میدهد.»
جلالی ندوشن نیز در گفتوگو با ایلنا با محوریت تداوم بازداشت نوجوانان معتقد است نوجوان «قابل تربیت» است؛ رویکرد کنترلی-تنبیهی خطاست. «وقتی مساله مربوط به کودک و نوجوان است… رویکرد نباید کنترلی-تنبیهی باشد؛ بلکه باید ارشادی و تربیتی باشد.»
به عبارتی سیستم قضایی/امنیتی اگر با نوجوان مثل “تهدیدِ غیرقابل تغییر” برخورد کند، عملاً هدف تربیت نقض میگردد.
وی همچنین معتقد است هر ساعت بازداشت، سرمایه اجتماعی را میسوزاند. «با هر ساعت نگه داشتن نوجوان… در بازداشتگاهها… به سمت کینهتوزی نسبت به سیستم قانونی و رسمی کشور سوق داده میشوند.»
او باور دارد اعتراض نوجوانان را صرفاً “نارضایتی” نباید دید؛ آن را پیام باید دانست. «باید این نشانهها را… بهعنوان پیامهایی که میتوان از آنها آموخت در نظر گرفت؛ همانگونه که در مورد تب… آن را نشانهای از خطر بزرگتری میپذیریم…»
جلالی ندوشن همچنین گفته که انرژی اجتماعیِ نوجوانان میتواند تحسینبرانگیز باشد. «بسیاری از نوجوانان… مسئولیتپذیر هستند… به مسائل اجتماعی میپردازند… میتواند تحسینبرانگیز باشد.»
در نهایت وی راهحل راتمرکز بر “مشکل” نه “تنبیه” معرفی میکند. «مسئولان بهجای صرف وقت برای تنبیه… باید به بازشناسی مشکلات موجود در سیستمهای آموزشی، امنیتی، فرهنگی-اجتماعی و اقتصادی بپردازند.»
#بازتاب
#دی