«ترامپ، ژئواکونومی و سیاستِ قدرت در جهان معاصر»
✍️علیرضا رحمتی
۱. سخنرانی ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل، آشکارا از موضع قدرت شروع شد و با وجود برخی اغراقها و ادعاهای نادقیق، تصویری روشن از جایگاه اقتصاد در سیاست خارجی دولت دوم او ارائه داد. اهمیت آن کمتر در ارقام و روایتهای مربوط به موفقیتهای دولت فدرال و بیشتر در منطقی است که تجارت، تعرفه، انرژی، سرمایهگذاری، فنّاوری و ظرفیت صنعتی را مؤلفههایی از قدرت بینالمللی ایالات متحده میدانست؛ نه صرفاً متغیرهای اقتصادی.
۲. صریحترین نمود این رویکرد، استفاده از تجارت و تعرفه برای اهداف سیاست خارجی است. ترامپ اعلام کرد که از تجارت، تعرفه، و تهدید به وضع تعرفه در ارتباط با شماری از منازعات بینالمللی استفاده کرده و دربارۀ جنگ روسیه و اوکراین نیز به اختیارات گستردۀ تعرفهای و امکان بهرهگیری از آنها اشاره کرد. تجربۀ منازعۀ تایلند و کامبوج نیز نشان میدهد فشار تجاری در کنار سایر اقدامات دیپلماتیک واقعاً به یکی از ابزارهای واشنگتن تبدیل شده است. بااینحال، انتقال بخشی از هزینه تعرفهها به مصرفکنندگان و بنگاههای آمریکایی یادآور آن است که استفادۀ سیاسی از تجارت، برخلاف تصویر سادهشدۀ ترامپ، بدون هزینۀ داخلی نیست.
۳. ایران بارزترین و حادترین پروندۀ سیاست خارجی در سخنرانی ترامپ بود زیرا در هیچ موضوع دیگری پیوند میان ابزارهای اقتصادی، امنیتی و نظامی با چنین صراحت و شدتی مطرح نشد. وی ازیکسو «همکاری کامل اقتصادی» را دراِزای تغییر رفتار تهران پیشنهاد کرد و ازسویدیگر، از حملۀ نظامی، تداوم فشار و ضرورت «انزوای کامل اقتصادی» این کشور سخن گفت. در این چارچوب، اقتصاد هم کارکرد تشویقی دارد و هم تنبیهی، اما درنهایت، در کنار قدرت نظامی و تهدید به تشدید آن قرار میگیرد. او بیان کرد آمریکا (بههرشکلی و بهزودی) به سراغ ایران خواهد آمد.
۴. انرژی در رویکرد ترامپ با امنیت مسیرهای تجاری و توزیع هزینههای تأمین امنیت پیوند داشت. او حفاظت از جریان انتقال یک میلیارد بشکه نفت در تنگۀ هرمز را به نیروی دریایی آمریکا نسبت داد، درحالیکه همزمان تأکید داشت آمریکا وابستگی محدودی به نفت عبوری از این مسیر دارد و امنیت هرمز عمدتاً به سود دیگر مصرفکنندگان است؛ ازاینرو، آنان نیز باید در هزینۀ تأمین این امنیت سهم داشته باشند. در ونزوئلای پساز مادورو نیز همین نگاه در پیوند میان منابع نفتی، سرمایهگذاری و حضور شرکتهای انرژی دیده میشود. سیاست انرژی ترامپ بر کاهش آسیبپذیری آمریکا و استفاده از ظرفیت انرژی و امنیت دریایی بهعنوان اهرم راهبردی استوار است.
۵. سرمایهگذاری، فنّاوری و ظرفیت صنعتی، که از مهمترین مؤلفههای این رویکردند، در سخنرانی او جایگاهی آشکارا راهبردی داشتند. ترامپ در گرینلند بر جلوگیری از «سرمایهگذاریهای حساس» توسط رقبا، در هوش مصنوعی بر حفظ برتری آمریکا در رقابت با چین، و در صنایع دفاعی بر گسترش ظرفیت تولید و تأمین متحدان تأکید کرد. هرچند چین در برخی شاخصهای فنّاوری و عملکرد مدلهای هوش مصنوعی فاصله را کاهش داده است، آمریکا همچنان از مزیت ساختاری قابلتوجهی در سرمایهگذاری، زیرساخت محاسباتی و توسعۀ مدلهای پیشرو برخوردار است.
۶. در سطح نهادی، ترامپ میان همکاری بینالمللی و واگذاری اختیار به نهادهای فراملی تمایز گذاشت. مخالفت او با مالیات جهانی کربن، تنظیم جهانی هوش مصنوعی و صلاحیت دادگاه کیفری بینالمللی، همگی بر یک اصل مشترک استوارند: قواعد و نهادهای بینالمللی نباید آزادی تصمیمگیری اقتصادی، فنّاوری و امنیتی ایالات متحده را محدود کنند. بنابراین، رویکرد او را نمیتوان انزواگرایانه به شمار آورد؛ ترامپ همکاری و تعامل بینالمللی را پذیرفته، اما آن را تابع حفظ حاکمیت و اختیار راهبردی آمریکا دانست.
۷. سرانجام، سخنرانی ترامپ بازتابدهندۀ دو موضوع بود: ۱. آمریکا همچنان یکتهتاز نظام بینالملل است؛ و ۲. سیاست خارجیای مشهود است که در آن ابزارهای اقتصادی، فنّاوری و نظامی در قالب یک منطق واحدِ قدرت به کار گرفته میشوند. وجهاشترک این مواضع، استفاده از ظرفیتهای اقتصادی و امنیتی برای حفظ آزادی عمل و برتری راهبردی ایالات متحده است. ژئواکونومی در سیاست خارجی ترامپ یکی از ابزارهای اصلی برای پیشبُرد ملاحظات ژئوپلیتیکی است.
✅@Inter_Politics
Post #2832
824
- 👍 6