دکتر عبداله شیدفر هم رفت.
دکتر علی محمد نظری
(دانشگاه اراک)
وقتی کسی از دنیا می رود خاطراتش به مرور جای خود را در ذهن باز می کند. مردی بود که لهجه رشتی اش اصلا فراموش نشده بود و من تا چند جلسه اول درس توابع مختلط متوجه خیلی از کلماتش نمی شدم و احساس میکردم دندانهایش را روی هم میگذارد و حرف میزند. یواش یواش به تدریس و لهجه ایشان عادت کردم. از صفات خوبش مهربانی بود که واقعا این گونه بود و وقتی می گفت شما همه بچههاي من هستید به یقین به این باور می رسیدم که از ته دل دارد سخن می گوید. مثل همه شاگردان زنده یاد دکتر غلامحسین مصاحب بانی موسسه ریاضیات ایران سختگیر بود و تنبلی و عدم حل تمرین را از هیچکس نمیپذیرفت. حتی تمرینات را در دفترها گاهی کنترل می کرد. اگر کسی تمرین حل نکرده بود بدجور از کوره در میرفت. در پای تخته بیست سوالی راه میانداخت.
مریضی بودی؟
نه
پس چرا تمرین حل نکردی
مادرت مریض بوده؟
نه
پس چرا تمرین حل نکردی!
پدرت مریض بوده!
...
در همین کلاس توابع مختلط یکبار که تمرین حل نکرده بودم در جلوی درب ساختمان دانشکده ریاضی دانشگاه علم و صنعت اطلاعیه ای نوشتم که کلاس دکتر شیدفر امروز تشکیل نمیشود و به پشت شیشه جلوی درب ورودی در ساعت یک و نیم بعد از ظهر چسباندم و او خودش داخل بود و احتمالا داشت برای آمدن به کلاس ساعت دو آماده میشد و بچهها هریک که از راه رسیدند برگشتند و کلاس تشکیل نشد و فرصتی دست داد که برای جلسه بعد تمرینات را حل کنم. حالا که رفته است جرات اعتراف به این گناه را پیدا کردهام که بعد از آن برای گروه مهر درست کردند و نوشتند که اطلاعیه بدون مهر اعتبار ندارد و الخ. کارم زشت بود و چارهای نداشتم و حالا از آن روح سفر کرده طلب بخشش دارم. جزء شیطنتهای دوران دانشجویی است. یکبار دانشجوی ارشد بودم از کرمان به تهران آمده بودم تا از زنده یاد خانم بهناز کوچک شوشتری که دانشجوی دانشگاه علم و صنعت بود جزوهای بگیرم. ایشان نبود و بداخل گروه رفتم دکتر شیدفر سرکلاس بود و از جلوی در کلاس که رد شدم مرا دید و و به دانشجویان گفت یکی از دوستانم آمده است، کلاس را رها و به بیرون آمده مرا در آغوش گرفت و دیده بوسی از دانشجوی سابق کارشناسی. باورم نمیشد این همه مهربانی را. کتابهای ریاضی مهندسی و معادلات دیفرانسیل او در دانشگاه علم و صنعت و دانشگاههای آزاد بسیار به چاپهای بالا رسیدند. هنوز ترجمه ریاضی مهندسی پیشرفته کریزیک را که ویراست چهارم آن را به همراه دکتر فرمان ترجمه کرده بود دوست دارم. حالا او به دیدار استادش دکتر مصاحب شتافته است و نیز به دیدار شاگردش دکتر کوچک شوشتری و به دیدار همکلاسی اش دکتر جهانشاهلو که افتخار همشهری بودن را با ایشان دارم.
دنیا به پشیزی نمی ارزی!
به جامعه ریاضی ایران و اساتید دانشگاه علم و صنعت و دو یادگارش شیرین و شیدا و همسرش تسلیت می گویم.
@infinitymath
Post #3173
1.11K
Infinity Photo