«دو بافرهنگ، یک در چین و دیگری در تگزاس، زبان یکدیگر را بهتر میفهمند تا دو برادر که از فرهنگ بیبهرهاند. اگر ادارهٔ امور جهان به کسانی که دارای فرهنگ بودند واگذار میشد، بیشک دنیایی غیر از آنچه داریم میداشتیم. ریشهٔ بسیاری از سوءتفاهمها، بسیاری از اختلافها بیفرهنگیست. چون فرهنگ نباشد، غریزهها و شهوتها در رابطهٔ بین بشر و بشر حکمفرما میشوند، و غریزهها و شهوتها همواره از سودجویی و خودپرستی پیروی میکنند... .»
(از مقالهٔ «بافرهنگ و بیفرهنگ»، نوشتهٔ محمدعلی اسلامی نُدوشَن، در مجلهٔ یغما، سال هفدهم، ش ۱۱ (ش پیاپی: ۱۹۹)، بهمن ۱۳۴۳، ص ۴۸۹)
@infinitymath
Post #3095
721
Forwarded from Infinity
4_5999315275168616320.pdf138.9 KB