منطق یغماگرانۀ شرکت آبفا: انحراف نهادی ناخواسته یا ترفند سازمانی عامدانه؟
علی فیضاللهی
مدخل اصلی بحث:
ادوین ساترلند جامعهشناس مشهور، کجرفتاریهای اقتصادی یقهسپیدان را جرائمی میداند که توسط صاحبان جایگاههای اجتماعی بالا و مورد احترام جامعه انجام میگیرند. یکی از بارزترین نوع این خطاها کجرفتاریهای اقتصادی سازمانهای دولتی و غیردولتی است. این نوع انحراف شامل کنشهای قانونی یا غیرقانونیای میگردد که متضمن ضرر و زیان مالی، جسمی یا محیطی یک سازمان علیه مشتریان خود، عموم مردم، محیط زیست و یا حتی سایر سازمانهاست. اینگونه کجرفتاریها را نمیتوان صرفاً به خطای یک فرد نسبت داده یا آن را به رفتاری سهوی فروکاست بلکه میتوان آن را نمونهای از انحراف سازمانی و نوعی فساد سیستماتیک و پنهان دانست که بر منطق ناعادلانۀ یک نهاد ابتناء یافته است. یک سازمان میتواند خطای عامدانه و رفتار غیرقانونی خود را در قالب هنجارها و آییننامههای خودنوشتهای عادیسازی و موجهنمایی کند.
با وجودی که ماکسوبر دیوانسالاری را یک شیوۀ عقلانی سازماندهی امور میدانست ولیکن همواره نسبت به «بوروکراتیکشدن بیش از حد» و پیامدهای «انسانیتزدای» آن هشدار میداد. در همین راستا هم مرتون و هم بیلز به گونهای مشابه نشان دادهاند که دیوانسالاریها نیز ممکن است گاهی اوقات به واسطۀ «جابهجایی هدف» دچار آسیب شوند و از طریق جایگزینی ضوابط و رویههای بهظاهر قانونی از هدف اصلی سازمان که خدمترسانی عادلانه به شهروندان است، فاصله میگیرند و از اینرو لزوم آسیبشناسی اینگونه شکستهای نهادی را ضروری میسازد.
موضوع بحث:
1. زمانی که کارکنان قرائت کنتور، ثابت اند، موضوع کار آنان واحد و مکانهای مراجعه هر کدام از آنان واحد و تکراری است؛ پس از مدتی به برآوردی از مصرف هر مشترک دست مییابند و احتمال عدم مراجعه و ثبت ارقامی کمتر از مصرف واقعی مشترکین را در پی دارد. امری که به آن شرطی شدن پرسشگر گفته میشود. این امر موجب کمشماریهای متعدد و مکرر و نیز مواردی از بیششماریها در طول سال میشود که تجمیع و انباشت همین کمشماریهای صوری و ظاهرا کمبهاء منجر به تحمیل ارقام مصرف فراتر از الگوی نامعلوم مصرف در یک دوره شده و پیامد آن هزینۀ سرسامآور آببهای مشترکین است.
2. بر اساس منطق عقلانیت، مدیران سازمان به دلیل اطمینان یا احتمال عدم کشف این خطا و مجازات احتمالی اندک آن و تضمین سودآوری هنگفت این کنش انحرافی سازمانی از پاسخگویی منطقی، شفافسازی و پذیرش خطای ولو سهوی یا عمدی حتی یک کارگزارشان اجتناب میورزند. در مقابل با استخدام «شرخر» تحت عنوان دریافت مطالبات، نسبت به قطع اشتراک مشترکین اقدام نموده و آنان را با چنین ترفندی به پرداخت مطالبات مجبور ساخته و امکان پیگیری و فرصت تظلمخواهی را از شهروندان میستانند.
3. یک بررسی میدانی نشان میدهد که مراجعات حضوری انبوه شهروندان معترض نسبت به آببهاء و ارقام ثبت شدۀ مصرف آب به واحد امور مشترکین آبفای شهرستان ایلام غیرمتعارف بوده و گویای اصرار بر نوعی اشتباه مدیریتی است. زیرا اختصاص تعداد زیادی کانتر برای مراجعه مشترکین و استخدام تعداد زیادی کارمند جهت بررسی اعتراضات عمدتا بی حاصل شهروندان حاکی از شکست نهادی و برونسپاری غیرمنطقی و ناسودمند اینگونه خدمات است. برونسپاری بایستی هم به کاهش پرسنل و هم به کاهش هزینهها منجر شود نه برعکس.
4. ورود دادستانی محترم به موضوع لازم است زیرا تنها سازمانهای ناظر و فنی میتوانند از طریق حسابرسی دقیق این موضوع، الگومندی این تخلف سیستماتیک آبفا را برملا سازند، امری که به دلیل انحصاری بودن خدمات آبفا فراتر از درک و تشخیص شهروند عادی است. فرار از شفافسازی در مورد سازوکارهای قرائت و نحوۀ محاسبه آببها برای شهروندان معترض، نظارت نیمبند یا مصلحتآمیز و غیرتخصصی دستگاههای مسئول و نظارتی زمینۀ این تخلف و تداوم آن را فراهم میسازند. عدم بررسی اینگونه تخلفات نهادی، فقدان شفافیت، عدم پاسخگویی مناسب و منطق صرفا درآمدی یک سازمان، فرسایش اعتماد نهادی شهروندان را بدنبال داشته و نوعی انحراف سازمانی است./.
Post #453
38
Forwarded from کندوکاوهای جامعه شناختی (Ali Feizolahi)
- 👌 1