TGViewer
Channel Public Channel
Identity V | IR

Identity V | IR

@identityvir0

🎥🎞𝖶𝖾𝗅𝖼𝗈𝗆𝖾, 𝖽𝖾𝖺𝗋 𝗏𝗂𝗌𝗂𝗍𝗈𝗋.

⫹⫺ Any criticisms or suggestions :
t.me/HidenChat_Bot?start=7418664653

⫹⫺ Tab: @moonbloomOo
Subscribers
255
Photos
857
Videos
156
Links
25

Showing posts older than #1027 · Back to latest

Older Posts 11 shown
Post #1026 99
 ⃟🐱 کراس‌اوور آیدنتیتی‌وی × افسانه گربه‌ی سفید

⊱🆒💓پینتر [A-Tir] کاستوم ـ کوی‌بِی
⊱🆒💓اکسپلورر [A-Tir] کاستوم ـ چن‌شی

احتمالا قابل دریافت از طریق اکو❓ باشن.

🕯| تاریخ ریلز: 30 سپتامبر / ۸ مهر

#news #painter #explorer
┉┉┉┉┉┉┉┉
╰✧ @IdentityVve
Post #1025 96
 ⃟🐱کراس‌اوور آیدنتیتی‌وی × افسانه گربه‌ی سفید

آیا این گربه سفید واقعا میتونه مه عمارت رو کنار بزنه و حقیقت رو آشکار کنه؟

این کاستوم رده S🆒و اکسسوری رده A 🆒برای ماتادور😭 قابل خریداری خواهند بود.

این کاستوم همچنین ۲ فرم مختلف داره.

🕯| تاریخ ریلز: 30 سپتامبر / ۸ مهر

#news #matador
┉┉┉┉┉┉┉┉
╰✧ @IdentityVve
Post #1023 93
طراحی کاراکتر «پرادجی» ـ ایده و پیشینه طراحی

این بار هدفمون این بود که یک سوروایور با جثه کوچیک طراحی کنیم که تجربه اصلی بازیش بر پایه «گلوله‌برفی» باشه و در عین حال، وقتی با توپ در تعامل هست، بتونه از پنجره‌ها و پالت‌ها هم استفاده کنه و با حرکت در اطراف توپ، هانتر رو برای مدتی درگیر و سرگرم کنه.
با توجه به ویژگی‌های توپ، مثل تغییر شکل و اندازه، واکنش به برخورد، مصرف شدن حجم و قابلیت رد شدن از پنجره و پالت، ایده اولیه‌مون این بود که خود توپ موجودی پرانرژی و زنده باشه؛ توپی که از جمع شدن چند موجود کوچیک کنار هم ساخته شده و می‌تونه حرکت کنه.

با توجه به فضای تاریخی اون دوره و همچنین جزئیات ظاهری که می‌خواستیم توی طراحی داشته باشیم، دو تصویر نمادین وارد ذهنمون شد: توپ موشی و فلوت‌زن هاملین.

فلوت‌زن هاملین با موسیقی، دسته‌ای از موش‌ها رو کنترل می‌کرد و حتی طبق افسانه، بچه‌ها رو هم با خودش از شهر دور کرد. بنابراین این افسانه ذاتا مفاهیمی مثل افسانه‌های کودکانه، فریب و وسوسه، رام کردن و خطر رو با خودش داره.
برای همین، ایده اولیه طراحی «پرادجی» به شکل بچه‌ای شکل گرفت که می‌تونه با موسیقی موش‌ها رو هدایت کنه، اما در عین حال، تشخیص اینکه واقعا آدم خوبیه یا بد، برای بقیه آسون نباشه.

با عمیق‌تر شدن مفهوم کاراکتر، تضاد اصلی شخصیتش رو روی تبدیل شدن از «کسی که آموزش می‌بینه» به «کسی که دیگران رو آموزش میده» قرار دادیم.
اون زمانی به خاطر ظاهرش و آسیب‌هایی که از خانواده دیده بود، مجبور شد یاد بگیره خودش رو به نفهمی بزنه؛ یاد گرفت با نشان دادن ظاهری بی‌آزار، گاهی محبت مادرش رو به دست بیاره.
بعدها هم تحت آموزش و تبلیغات دکتر، تبدیل به نمونه‌ای از یک معجزه شد: تبدیل یک «کودن» به یک «نابغه».

برای اون، نشون دادن حماقت در زمان مناسب، صرفا یک نمایش توانایی نبود؛ بلکه تبدیل شده بود به روشی برای زنده موندن و به دست آوردن محبت و پذیرش صاحبش.
از نظر روانی، انگیزه اصلی این کاراکتر «احساس تعلق داشتنه».
عشق و نفرت متغیر و غیرقابل پیش‌بینی مادرش باعث شد خیلی زود به نتیجه‌ای برسه که تقریبا تمام زندگی‌اش رو تحت تاثیر قرار داد: تا وقتی خود واقعی‌ات رو سرکوب کنی و خودت رو به شکلی که خانواده‌ات می‌خوان نشون بدی، می‌تونی محبتشون رو به دست بیاری.

از طرف دیگه، بی‌تفاوتی ناپدریش در برابر خشونت، باعث شد کاسپر در کودکی برای خودش یک منطق دفاعی بسازه: «تماشاگرِ ماجرا گناهی نداره.»

همین طرز فکر تبدیل شد به یکی از دلایل روانی‌ای که باعث می‌شد بارها وارد رابطه‌هایی بشه که در اون‌ها همدستی و همراهی با دیگران وجود داشت.
اما ریشه اصلی بدبختی اون، بیشتر به پیشگویی خودمحقق‌شونده در یک رابطه آسیب‌زا برمی‌گرده. مادرش به خاطر ترس‌های قدیمی خودش، سایه و ترس‌های ذهنی‌اش رو روی چهره کاسپر می‌انداخت. کاسپر هم در میان ترس، وحشت، فرار و اطاعت کم‌کم همین تصویری رو که بهش تحمیل شده بود درون خودش پذیرفت.

چیزی که در ابتدا فقط یک پیش‌داوری تحمیل‌شده به اون بود، در اثر سال‌ها سوءاستفاده، تربیت اجباری و سرکوب خودش کم‌کم به شکلی نزدیک به همون پیشگویی تبدیل شد.

این مفهوم روی طراحی ظاهری کاراکتر هم تاثیر گذاشت. می‌خواستیم در نگاه اول، ظاهرش معصومیت یک بچه و آسیب‌پذیری کودکی که کسی ازش مراقبت نمی‌کنه رو منتقل کنه:
موهای فر و نامرتب، یک سرهمی قدیمی و کج‌ومعوج، و طراحی کفش‌ها به شکلی که انگار تبدیل به محل زندگی همراهان کوچیکش شدن و همیشه همراهشون حمل میشن، همگی حال‌وهوای کودکی رو می‌سازن که رها شده، اما هنوز سعی می‌کنه رابطه‌هاش رو حفظ کنه.

با این حال، می‌خواستیم حالت ابروها و چشم‌هاش همچنان یک حس تیره و کمی تهاجمی داشته باشه؛ چیزی که باعث بشه دیگران راحت درباره‌اش پیش‌داوری کنن.
سازدهنی هم یکی از مهم‌ترین وسایل این کاراکتره.

در ابتدا، سازدهنی وسیله‌ای بود که مادرش باهاش براش لالایی می‌زد؛ بعد تبدیل شد به ابزاری برای دستورها و آموزش‌های دکتر؛ و در نهایت، خود کاسپر ازش برای آموزش دادن به همراهان جدیدش استفاده کرد.

این سازدهنی در واقع ارتباط بین محبت مادر، دروغ و کنترله و تمام مسیر کاراکتر رو به هم وصل می‌کنه:
از آرام شدن و نوازش شدن ← به تحت آموزش و فرمان قرار گرفتن ← و در نهایت به آموزش دادن و فرمان دادن به دیگران.
شاید این مورد یکم متفاوت باشه، اما بر اساس برنامه‌ریزی و کانسپت طراحی کاراکتر، اینطور حدس زده میشه که پرادجی از سازدهنیش برای فرمان دادن به همسترش استفاده میکنه تا اون یه توپ غول‌پیکر رو حرکت بده، توپی که میتونه برای کُند کردن یا استن کردن هانترها، خراب کردن پالت‌ها یا برای مدت کوتاهی جلوی بعضی تعاملات رو گرفتن استفاده بشه.

#news #prodigy
┉┉┉┉┉┉┉┉
╰✧ @IdentityVve
Post #1019 94
فرآیند طراحی کرکتر 🤔

#Prodigy
┉┉┉┉┉┉┉┉
╰✧ @IdentityVve
  • 🍓 3
Post #1018 85
 ⃟🤔 کرکتر کانسپت آرت

سوروایور جدید
⊱ "Prodigy" (Kai)

#news #prodigy
┉┉┉┉┉┉┉┉
╰✧ @IdentityVve
  • 🍓 3
Post #1016 77
فرآیند طراحی کاستوم [S-Tir] 💓🆒

#thief
┉┉┉┉┉┉┉┉
╰✧ @IdentityVve
Post #1014 81
 ⃟🍁 پاییز 2026

⊱🆒💓  تیف [S-Tir] کاستوم
╰➛ 12888💋 / 2888❓
⊱🆒💓 تیف [A-Tir] اکسسوری
╰➛ 3888💋 / 1068❓

🕯| تاریخ ریلز: 27 سپتامبر / ۵ مهر

#news #thief
┉┉┉┉┉┉┉┉
╰✧ @IdentityVve
Post #1013 80
 ⃟🍁 پاییز 2026

⊱🆒💓 تیف [S-Tir] کاستوم
╰➛ 12888💋 / 2888❓
⊱🆒💓 تیف [A-Tir] اکسسوری
╰➛ 3888💋 / 1068❓

🕯| تاریخ ریلز: 27 سپتامبر / ۵ مهر

#news #thief
┉┉┉┉┉┉┉┉
╰✧ @IdentityVve
Post #1012 87
پرادجی ـ بک استوری

«اگه بهش فکر کنی، این هم خودش یه جور استعداده پرادجی.» مرد گفت:
«به جزیره مون‌فوگ خوش اومدی، کای.»
کمتر کسی از اهالی جزیره می‌دونست اون بچه‌ای که اغلب کنار سنگ قبرهای ساحل شمالی می‌نشست و با دوستِ از دنیا رفته‌اش حرف می‌زد، زمانی یک «پرادجی» (به معنای نابغه است) بوده؛ بچه‌ای نابغه و بااستعداد که داستانش تیتر روزنامه‌های دنیای بیرون شده بود.
اونا فقط می‌دونستن به هر اسمی که صداش بزنن، سرش رو بالا میاره و جواب میده؛ انگار زندگی کوتاهش از همون اول با اسم‌های زیادی گره خورده بود.

🥀مادرش اسمش رو کاسپر گذاشته بود. توی اتاق‌های نمور و سرد بندر هامبورگ، شنیدن این اسم یکی از معدود چیزهای گرمی بود که داشت. اما وقتی کم‌کم چهره نوزاد شکل گرفت، نگاه ذاتا ترسناکش ترسی عمیق و ریشه‌دار رو در وجود مادرش بیدار کرد؛ ترسی که انگار تا مغز استخونش نفوذ کرده بود. بعدها حتی اینکه کاسپر موقع خوردن سوپ فقط کمی چشم‌هاش رو پایین می‌انداخت، می‌تونست باعث بشه کتک بخوره و مورد آزار و سرزنش قرار بگیره.

کاسپر بین تغییرات شدید خلق‌وخوی مادرش، راهی برای کنار اومدن باهاش پیدا کرد: فقط کافی بود خودش رو به یک بچه ساده‌لوح و بی‌آزار بزنه؛ اون وقت محبت و دلسوزیِ همراه با عذاب وجدان در مادرش بیدار می‌شد.

اون همیشه باور داشت مادرش دوستش داره. بالاخره بعد از هر بار عصبانیت، مادرش دوباره بغلش می‌کرد و می‌گفت «منو ببخش». شب‌ها هم وقتی نمی‌تونست صورتش رو ببینه، با سازدهنی براش لالایی می‌زد.

حتی شبی که مادرش از خونه رفت، نتونست ازش متنفر بشه. سازدهنی‌ای رو که مادرش جا گذاشته بود محکم توی دستش گرفت و نگهش داشت؛ انگار قرار بود نشونه‌ای برای روزی باشه که دوباره به هم برمی‌گردن.

و نسبت به ناپدری‌ای که همون شب مرد و همیشه طوری بهش نگاه می‌کرد که انگار اصلا وجود نداره، حتی نمی‌تونست احساس خاصی داشته باشه.

🥀 در نهایت، این پسری که سال‌ها به احمق بودن تظاهر کرده بود، از نظر ذهنی ناتوان تشخیص داده شد و به یک خانه کار فرستاده شد. بعد از اینکه دکتر آیرون اونو از اونجا بیرون آورد، اسم جدیدی گرفت؛ یا بهتره بگیم، یک کد آزمایشی: «K»

اوایل، دکتر آیرون واقعا نیت خوبی داشت. با کاسپر با نهایت صبر و حوصله رفتار می‌کرد و اونو با فردی تحت آزمایش به اسم فیفل آشنا کرد که زیر نظر یک دکتر دیگه بود. همین باعث شد کاسپر دوباره گرمایی رو که همیشه از یک خانواده می‌خواست، احساس کنه.

🥀 برای همین، وقتی آزمایش‌ها و وضعیت مالی دکتر آیرون به مشکل خورد، کاسپر خودش داوطلب شد که در آزمایش‌ها شرکت کنه؛ فقط برای اینکه ثبات این «خونه» حفظ بشه.

و اینطوری بود که معجزه‌ای جنجالی رقم خورد: تبدیل یک «کودن» به یک «نابغه ـ پرادجی».

اما موج شهرت و سود، دکتر آیرون رو با خودش برد. اون بچه‌های بیشتری رو برای آموزش ویژه انتخاب کرد و از «K» خواست به اون‌ها یاد بده چطور از دستورات اطاعت کنن؛ درست مثل زمانی که خودش رو برای اجرا زیر نورافکن‌های «نمایش نابغه ـ پرادجی» آموزش داده بودن.

🥀 وقتی حقیقت این فریب فاش شد، دکتر آیرون سعی کرد همه‌چیز رو آتیش بزنه تا مدارک و شواهد از بین برن.

و «K» که همیشه بدون چون‌وچرا از دستورات دکتر آیرون پیروی کرده بود، ناگهان به چیزی پی برد: رفتار بی‌تفاوت خودش هیچ فرقی با ناپدری سرد و بی‌احساسش در خاطرات کودکی نداشت؛ و همینطور با پدر بیولوژیکی سرد و بی‌رحمی که مادرش ازش حرف می‌زد.

اگر نفرین‌هایی که به خاطر ظاهر ذاتا ترسناکش به وجود اومده بودن، هنوز می‌شد اون‌ها رو نتیجه زخم‌ها و آسیب‌های قدیمی مادرش دونست، پس درباره این چی؟

اینکه اون تصویر، طی سال‌ها ترس، تنبیه و اطاعت کم‌کم در وجود خودش هم ریشه دوانده بود و در نهایت تبدیل شده بود به همون تصویری که مادرش همیشه بهش نسبت می‌داد، این یک نفرینِ خونی بود، یا یک پیش‌داوری که خودش به واقعیت تبدیل شده بود؟ این همون چیزی بود که مادرش ازش می‌ترسید؛ و چیزی که خودش هم ازش می‌ترسید.

برای همین، برگشت داخل آتش و بچه‌ها رو نجات داد.

🥀 این‌ها چیزهایی بود که کاسپر برای مردی تعریف کرد که اومده بود فیفل رو با خودش به خونه ببره.
انگار اگر اون مرد باور می‌کرد که کاسپر هنوز همون بچه خوبیه که به‌راحتی میشه تربیتش کرد، کاسپر می‌تونست دوباره «خونه» خودش رو پیدا کنه.
اون سرپرست اصلا شبیه کسی نبود که بشه به‌راحتی گولش زد...
اما با این حال، کاسپر رو پذیرفت...

#Prodigy
┉┉┉┉┉┉┉┉
╰✧ @IdentityVve
  • 🍓 1
Post #1008 104
🏉| قابلیت تغییر رنگ و میکاپ کاستوم های رده B ایونت بازی های آسیایی

نت‌اِیس بهترین فرصت رو داره که قابلیت تغییر رنگ رو برای کاستوم‌های رده S لیمیتد هم اضافه کنه؛ چون چند سال پیش داشتن بررسی میکردن که نسخه‌های تغییررنگ‌داده‌شده کاستوم‌های رده بالا رو از یه روش دیگه منتشر کنن، ولی در نهایت هیچ‌وقت این کار رو انجام ندادن.

خیلیا بر این عقیده‌ان که این قابلیت، یه جور تست برای همون ایده است.

#news
┉┉┉┉┉┉┉┉
╰✧ @IdentityVve
  • ❤ 2
Post #1007 88
شلوارک مکانیک به شلوار تا زیر زانو تغییر کرده و بازیکن‌های سرور چین درخواست دارن که دوباره به طرح قبلی شلوارک برگرده.

#news #mechanic
┉┉┉┉┉┉┉┉
╰✧ @IdentityVve
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →