🔰مترجم «طلسم نرگال» در گفتوگو با ایبنا مطرح کرد؛
اسطوره هنوز در عراق زنده است
🔸پریسا عرب، مترجم کتاب «طلسم نرگال» نوشته مهند الکوفی گفت: حضور اسطوره چه در شعر و چه در رمان از ویژگیهای ادبیات مدرن عرب به شمار میرود و در بسیاری آثار به اندازهای پررنگ است که ساختار اصلی آن روایت یا شعر را تشکیل میدهد و هر نویسنده بنابر فضایی که خلق میکند از آن برای نقد سیاسی یا تاریخی استفاده میکند یا گاهی آن را با عرفان و تصوف درمیآمیزد.
🔸حضور اسطوره، چه در شعر و چه در رمان، از ویژگیهای ادبیات مدرن عرب است و در بسیاری از آثار به قدری پررنگ است که ساختار اصلی روایت یا شعر را تشکیل میدهد. هر نویسنده، بنا بر فضایی که خلق میکند، از اسطوره برای نقد سیاسی یا تاریخی استفاده میکند و گاهی نیز آن را با عرفان و تصوف درمیآمیزد. در واقع نویسنده معاصر از اسطوره و جادو برای بیان حقیقت استفاده میکند تا بتواند واقعیت را بدون سانسور بازگو کند. عامل اصلی استفاده از این زبان رمزی، فضای بسته سیاسی است. جادو نیز در ادبیات عرب، بهویژه در ادبیات فلسطین و عراق، برای بیان واقعیتهای غیرقابلباوری مانند جنگ و نسلکشی به کار میرود. به طور کلی میتوان گفت اسطوره ابزار معناکاوی و نقد جهان است و جادو نیرویی برای گشودن درهای تخیل و ساختن جهانی چندلایه. نویسنده با بازگشت به اسطورههای کهن، در واقع گذشته را احضار میکند تا درباره اکنون سخن بگوید. به همین دلیل، اسطوره در ادبیات معاصر عرب صرفاً عنصری تزئینی یا متعلق به گذشته نیست؛ بلکه میتواند زبان بیان بحرانهای سیاسی، اجتماعی و روانی انسان امروز باشد.
🔸واقعیت این است که وقتی یک نویسنده عراقی از مرگ و کابوس ننویسد، جای تعجب دارد؛ چون در این صورت وظیفهاش، که بازنمایی واقعیت است، بهدرستی انجام نداده است. عراق پس از دههها جنگ، اشغال، مهاجرت و فروپاشی اجتماعی، با مرگ و فقدان زیسته است. در چنین شرایطی، مرگ دیگر مفهومی دور از زندگی روزمره نیست و کابوس، ادامه بیداری است. در آثار الکوفی نیز مرز میان خواب و بیداری گاهی از میان میرود. این مسئله صرفاً یک انتخاب فرمی نیست؛ بلکه راهی برای نمایش وضعیت انسانیای است که در آن واقعیت، خود به اندازه کابوس غیرقابلباور شده است. وقتی جامعهای سالها با جنگ و فقدان زندگی کرده باشد، کابوس دیگر فقط متعلق به خواب نیست؛ بخشی از حافظه و زندگی روزمره میشود.
🔸واقعیت این است که وقتی یک نویسنده عراقی از مرگ و کابوس ننویسد، جای تعجب دارد؛ چون در این صورت وظیفهاش، که بازنمایی واقعیت است، بهدرستی انجام نداده است. عراق پس از دههها جنگ، اشغال، مهاجرت و فروپاشی اجتماعی، با مرگ و فقدان زیسته است. در چنین شرایطی، مرگ دیگر مفهومی دور از زندگی روزمره نیست و کابوس، ادامه بیداری است. در آثار الکوفی نیز مرز میان خواب و بیداری گاهی از میان میرود. این مسئله صرفاً یک انتخاب فرمی نیست؛ بلکه راهی برای نمایش وضعیت انسانیای است که در آن واقعیت، خود به اندازه کابوس غیرقابلباور شده است. وقتی جامعهای سالها با جنگ و فقدان زندگی کرده باشد، کابوس دیگر فقط متعلق به خواب نیست؛ بخشی از حافظه و زندگی روزمره میشود.
ibna.ir/x6K7Y
@ibna_official
Post #32142
61