زندگی اکثر ماها خیلی پیچیدهتر از چیزیه که واقعا برای یک انسان یا موجود باید اتفاق بیفته، هممون بدترین تجربهها رو زندگی کردیم. هر کدوم به نحو خودمون. تو خانوادههایی بزرگ شدیم که حتی اگر خونواده های خوبی بودن بازم به دلایل مختلف مثل اینکه خودشون آموزش ندیدن، خودشون درست تربیت نشدن و شرایط سختی که تجربه کردن کلی ترومای روانی رو از همون بچگی به ذهنمون وارد کردن. توی ساختار غلط آموزشی و پرورشی قرار گرفتیم و بدترین نوع رفتار که با دانشآموز میشه داشت باهامون شده، جوریکه صراحتا نود درصدمون اگه مدرسه نمیرفتیم خیلی آدمای موفقتر یا حداقل سالمتری بودیم. مدارس بهمون اونچه که واقعا باید یاد میدادن یعنی زندگیکردن رو یاد ندادن. تو دوره جوونیمون یهو جامعه ترکیده، رشد فضای مجازی و ... ولی جای اینکه باعث پیشرفتمون بشه مغزمونو گاییده. تمام ذهنیتمون شده خوردن و خوابیدن و سکس. اعتبار آدما شده مدل گوشی و لمینت دندون و دماغ عملی و تعداد کصهایی که کردن یا دادن. تمرکزمون به حداقل رسیده، انقدر ریلزهای اینستا و اخبار کوتاه و ... دیدیم که عملا نمیتونیم یک ویدیو طولانی رو ببینیم یا یک متن طولانی رو بخونیم، عملا چه تو مدرسه چه تو دانشگاه همه در بدترین حالت ممکن هستن، رشتههایی و دانشگاههایی که یه زمانی آدمای موفق تربیت میکردن همشون پر شدن از آدمایی که به زور درسارو پاس میکنن، قویترین دانشجوی این روزا با ضعیفترین دانشجوی شش هفت سال پیش برابری میکنه. کنکوریها عملا دور خودشون میپیچن، نه خلاقیتی برای حل مسئله وجود داره نه تمرکزی برای خوندن. صرفا بهونه، گشتن اینور اونور و گوهخوری. این شرح حال این روزهای همهست، یک جمعیت شکست خورده افسرده.
ولی راهکاری هم هست؟
شاید
نکته اول: باید پذیرش کنیم. تمام ضعفها، تروماهای روانی، پیچیدگیهای دنیای امروزه اونم وضعیت فاجعه اقتصادی فرهنگی آموزشی ایران و ... رو بپذیریم. تا وقتی که نپذیریم اوضاع خرابه هیچ کاری نمیشه کرد.
نکته دوم: صریح باشیم. با هرکس صریح نیستیم با خودمون صریح باشیم، مقصر خیلی از اتفاقات بد زندگیمون نهایتا به خودمون برمیگرده، صراحتا بپذیریم و برای اصلاح اقدام کنیم، با دیگران هم صریح باشیم، اجازه ندیم کسی بهمون ظلم کنه، اجازه ندیم کسی بهمون توهین کنه. دربرابر آدمها وایسیم و در وهله اول در برابر خودمون وایسیم.
نکته سوم: در پی بهبود اوضاع باشیم. تغییر کنیم. قبل از اینکه شرایط مارو مجبور به اقدامی کنه خودمون اقدام کنیم. سختی بکشیم ولی اقدام کنیم. به دنبال راهحل باشیم، هر مشکلی پیش میاد جای عجز و ناله سریعا ذهنمون دنبال راه حل برای برونرفت از اون وضعیت باشه.
نکته چهارم: هروقت به مشکلی برمیخوریم از خودمون بپرسیم ایا مشکل برای مسیرمون هست؟ ما چون آدمای پرتوقع گشادی هستیم عمدتا هر مشکلی پیش میاد میندازیم گردن مسیری که توش قدم گذاشتیم ولی کافیه هربار فکر کنیم تو موقعیت و مسیر دیگه ای هستیم، میفهمیم که مشکل از مسیر نیست بلکه مشکل از خودمونه پس خودمون رو باید اصلاح کنیم.
نکته پنجم: معیارهای ذهنیمون رو عوض کنیم. جای اینکه تمام ارزش و اعتبارمون حداقل نزد خودمون این باشه که چند نفر رو کردیم یا به چه اشخاصی دادیم، گوشی تو دستمون چه گوهیه و ... کمی به این فکر کنیم که واقعا چی داریم. حداقل ذهنمون چی داره؟ صرفا ارضای جسم باعث یک اعتیاد کسل کننده میشه که عملا بعد از مدتی هیچ چیز لذت نخواهد داشت. ارضای روح مهمترین مسئله ست.
دیگه چی؟
Post #6714
19.2K
- ❤🔥 91
- 👍 15
- 🔥 2