سلام عزیز خیلی خوشحال شدم از این مطلب آخر کانالت در مورد امید و واقعبینی ولی حرفایی دارم که فکر میکنم میتونه کمکی بکنه
ببین الان دنیا در آستانه یه رکوده. به واسطه بسته بودن تنگه اقتصاد جهانی به شدت تحت فشاره و هر روز بیشتر طول بکشه این فشار شدیدتر میشه از طرفی الآن اگر قرار باشه دوباره حملهای صورت بگیره این بار فقط برای زیرساختهامون میاد. زیرساختهایی که اگر زده بشن هم باعث ساقط شدن حکومت نمیشن در شرایط فعلی تا موقعی که گلوله در انحصار حکومته شرایط همینه بنابراین اگر بخوایم واقعبین باشیم فکر میکنم فعلاً در کوتاهمدت بهتره به براندازی کر نکنیم چون ممکن نیست و اگر هم باشه با میلیونها کشته رو دستمونه همونطور که در سوریه که همین جمهوری اسلامی به جنگ داخلی کشوندش اینطوری شد
اما الان که دهل پیروزی حکومت از به هم ریختن اقتصاد دنیا به راهه، هیچ ایدهای نداره که دیگه هیچ کس در کل دنیا خواهان موندن این رژیم نیست. الان ممکنه با توافق کنار بیان چون بحران فعلی رو باید حل کنن اما بعد از این همهجور کار زیرزیرکی خواهند کرد تا جمهوری اسلامی نباشه دیگه اینجا
از طرفی با مرگ سیدعلی نوچههای حکومت بدجور به جون هم افتادن و هرچی بیشتر جلو بریم این موضوع بدتر میشه شبیه چیزی که در اتحاد شوروی پس از استالین اتفاق افتاد این حکومت با کله داره به سمت فروپاشی میره احتمالاً بدون این که خودش خبر داشته باشه
الان اگر منطقی نگاه کنی شاید توافق بد هم نباشه چون حداقل فشار اقتصادی برداشته میشه. مردمی که مجبور نباشن به نون شب فکر کنن میتونن رویاهای قشنگتر و آینده قشنگتر بسازن تو ذهنشون. باید بذاریم این مسیر طی بشه. باید بدونیم که این اتفاقات هم بخشی از مسیره. مسیری که آخرش به نفع ماست. امیدوارم فقط باشم و اون روز رو ببینم. البته عیبی هم نداره اگر ندیدم این کشور برام انقدر عزیزه که حتی اگر بدون من هم به جایی رسید در آینده من خوشحالم❤️
من فکر میکنم ما یه نسل خستهایم. نسلی که بین امید و واقعبینی گیر کرده. نه اونقدر سادهایم که فکر کنیم همه چیز یه شبه عوض میشه، نه اون قدر مرده که دیگه هیچ چیزی توی دلمون تکون نخوره.
اما واقعیت تلخ اینه که تغییر همیشه اون شکلی که آدم توی ذهنش میسازه اتفاق نمیفته. خیلی وقتها کندتر، فرسایندهتر و پیچیدهتره.
همهی حرفهایی که از توافق و عادیسازی و غیره میشه، به نظرم بیشتر شبیه تلاش برای دوام آوردنه تا حل شدن واقعی مسئله. شاید یه دوره فشار کمتر بشه، شاید اوضاع اقتصادی یه ذره نفس بکشه، شاید جهان دوباره با جمهوری اسلامی کنار بیاد ولی کنار اومدن دنیا، لزوماً به معنی حل شدن شکاف بین حکومت و مردم نیست.
من فکر نمیکنم «امید» یعنی مطمئن باشیم آخرش چی میشه. امید برای من بیشتر اینه که بدونیم هیچ وضعیتی برای همیشه ثابت نمیمونه. حتی اگه امروز همه چیز ساکت بنظر برسه، زیر این سکوت، یه خستگی عمیق و یه میل به تغییر هنوز زندهست.
و راستش بنظرم هیچ ساختاری که این همه انرژی صرف کنترل، ترس، فرسایش و نگه داشتن خودش میکنه، در نهایت بدون هزینه باقی بمونه. فقط شاید پایانش اون روایت قهرمانانه و ناگهانیای نباشه که ما سالها توی ذهنمون ساخته بودیم. ممکنه خیلی تدریجیتر، خاکستریتر و پیچیدهتر از چیزی باشه که تصور میکردیم.
و در نهایت هم شاید واقعبینی همین باشه اینکه بپذیریم دنیا دقیقاً مطابق آرزوهای ما جلو نمیره، ولی هنوز هم آدم میتونه ته دلش باور داشته باشه. حداقل به احترام همهی اون جانهای عزیزی که تو این راه از دست رفتن.
سلام عزیزم تو این روزها خیلی به فکرت بودم. ولی کانفیگام اصلا انقدر نبود که بخوام چک کنم. خیلی خستم. مطمئنم تو هم هستی. هنوزم امیدی داری؟ من میدونستم اون جوری که ما فکر میکردیم نمیشه در نهایت اما الان که بهنظر دارن توافق میکنن و میخوان عادی سازی کنن. بهنظرت تموم شد؟ به نظرت باید با واقعیت کنار بیایم؟ میدونم تو هم جوابی نداری ولی میخواستم بدونم تو هنوز امیدی داری. چون همیشه نگاهت خیلی برام مهمه
روز دوشنبه درحین ملاقات علی يونسی با خانوادهاش در زندان قزلحصار، ابلاغيهاى به وى تحويل داده شد. در پى اين ابلاغيه، على يونسی يادداشتی نوشته است كه متن آن در ذيل آمده است.
«روز دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ ابلاغیهای با تاریخ صدور ۴ اسفند ۱۴۰۴ تحت عنوان عفو ۲۲ بهمن به من تحويل داده شد، مبنی بر اينكه باقیماندهی حبس من (٧ ماه) شامل عفو گردیده است. اولاً - من هرگز تقاضای عفو نکرده و نخواهم کرد. آزادی حقی است به سرقت رفته؛ حق دزدیده شده را گدایی نمیکنیم، برای بدست آوردنش مبارزه میکنیم. دوماً - من الگوهایی دارم: ۶ همبندی سربلند سربهدار، هر روز و هر لحظه یادشان برایم زنده و صدایشان در گوشم است. آنها برای جانشان چانه نزدند ننگ بر من اگر برای آزادی ام چانه بزنم. سوماً - وحید بنی عامریان در دفاعیه اش گفت: "این ما هستیم که باید دفاع کنیم یا شما؟" من نیز میگویم: "این ما هستیم که باید ببخشیم یا شما؟!" بخشش و عفو بیش از هر کس حق مادران و پدران داغدار است. پس اى شما مادران و پدران داغدار، امیدوارم هر آن کوتاهیای کردم را بر من ببخشید كه شما تنها مرجع طلب بخشش من هستيد و باقی هر چه از رنج و شکنجه و زندان تا کنون بوده و هر چه حبس و تبعید و سختی باقیمانده، چیزی جز وظیفه نیست. ما به پشتوانه فداکاری فرزندان شماست که میجنگیم و بر این جنگیدن استوار خواهیم ماند. جنگیدن برای آزادی مردم ایران نه مایه حسرت و رنج که بزرگترین مایه افتخار است. على یونسی — زندان قزلحصار، ٢٢ ارديبهشت ۱۴۰۵»
احسان افراشته، فارغالتحصیل مهندسی عمران و متخصص OSINT، صبح امروز ۲۳ اردیبهشت در زندان قزلحصار اعدام شد.
پدر احسان پیش از اجرای حکم او جان باخته بود و مادر او برای آنکه احسان بتواند با پدرش وداع کند، به قاضی پرونده مراجعه کرده بود. طبق همین روایت، قاضی پرونده در پاسخ گفته است: «نگران نباشید، به زودی پدرش را ملاقات میکند.»