اجازه میخوام اول یه خدا قوتِ جانانه بگم به بچههایی که توی این شرایط خاص ایران دارن برای ارشد و دکتری اپلای میکنن.
وقتی پای دردشون مینشینی، میبینی مسئله یکیدوتا نیست؛
ولی خب دغدغهی اصلی تقریباً همیشه پوله.
با بقیه چیزا راحت تر کنار میان، میسازن، جمعوجور میکنن… اما پول شوخیبردار نیست.
اخیراً توی یه ویدیوکال یکی رو دیدم، انقدر گرفته بود که گفتم:
«چی شده؟ شکست عشقی خوردی؟»
گفت: «آره… ولی گور باباش! درد اصلیم بیپولیه» 😀
بچههایی که برای ارشد و دکتری اپلای میکنن، واقعاً مظلومترن.
قرارداد رو به اقساط ریز و درشت تقسیم میکنن، خودشون همزمان کار میکنن تا بتونن پرداختها رو جور کنن. هر یورو براشون حسابوکتابه.
اما توی کارشناسی قصه فرق میکنه.
میگی مثلاً «۴ هزار یورو برای فلان کار لازمه»،
فرداش یا نهایتاً پسفرداش صبح، پول توی حسابه؛
پدر سریع فرستاده، بیدردسر.
این فقط تفاوت مقطع تحصیلی نیست؛
تفاوت پشتوانه، طبقه و فشاریه که رو دو گروهه.
اونایی که دارن برای ارشد و دکتری میجنگن، معمولاً دارن با حداقل امکانات، حداکثر تلاش رو میکنن.
خستهترن، تحت فشارترن… و اغلب کمتر دیده میشن.
اگه پیروز بشن به پای خانواده نوشته میشه اما اگه شکست بخورند، تنها گوشه ی رینگ…
حسین پناهی میگفت:
و رسالت من این خواهد بود تا دو استکان چای داغ را از میان دویست جنگ خونین به سلامت بگذرانم تا در شبی بارانی آن ها را با خدای خویش چشم در چشم هم نوش کنیم..
به راستی!
آنها که بیشتر میارزند غریب ترند!
خلاصه که:
حواسم بهتون هست…
Post #1309
955
- ❤ 27
- 💔 2