یکی از بچههای کامیونیتی رو میخواستم
بیارم تو یکی از تیمهایی که باهاش کار میکنم
جفتمون صدمون رو گذاشتیم،
هم از قسمت من که تعریف کردن از طرف بود و دادن بازخورد به کار، هم از سمت اون تو اجرای خود کار.
دو شب تا دیر وقت بیدار موندم که بشه ولی نشد که بشه.
با اینکه عجیب خستم ولی بشدت راضیم.
جفتمون صدمون رو گذاشتیم و طرف لیاقت دوستمون رو نداشت.
نماز، استراحت فردا یکی دیگه.
وقتی عاشق کارت باشی
از شکستهات هم لذت میبری
و باهاشون رشد میکنی.
این بخش جدایی ناپذیر کار منه، فقط همیشه به خودم میگم تو حس و حال بد شکست نباید خیلی بمونم، تجربیاتش رو مکتوب کنم و سریع خودمو جمع کنم برم برای بعدی.
@htuniversity
Post #1446
5.19K
- ❤ 254
- 👌 28
- 👏 11