📌📌"
کار" عامل معنا بخشی به رنج در روزهای سخت
✍️ دکتر فاطمه قیطرانی
📌در یکی از سازمانها، بانوی جوانی در اتفاقات اخیر، مادر 50 ساله اش را که رهگذر بوده است، از دست داده و نه تنها شوک از دست دادن مادر دارد، بلکه به عنوان فرزند ارشد، متحمل مسئولیت مادری برای خواهر کودکش و پدرش هم شده است. در روزهای اول که با او که صحبت میکردم، اصلا نپذیرفته بود فقدان مادر را، فقط تکرار میکرد: اصلا نمیدونم مامان هر وسیله ای رو کجا گذاشته؟! من الان باید خونه رو مدیریت کنم!
همکاران مانده بودند بعد از گذشت 20 روز از واقعه و همدلی با او در مراسم ختم و ...، آیا درست است که به او بگویند به کار برگردد یا خیر؟ حتی مدیر عامل می پرسید دعوت از او به کار (البته با توجه به تمایل و توانش برای این امر و نه اجبار) اصلا بی اخلاقی و خودخواهی نیست؟
📌در این فضا، یک پرسش قدیمی دوباره زنده شده:
در روزهای رنج، کار کردن چه معنایی دارد؟آیا ادامه کار روزمره، بیاحترامی به آنانی است که درد میکشند؟
آیا کار در حالی که محیط مملو از غم و نومیدی است، نشانه بیتفاوتی و ناهمراهی و منفعت طلبی است؟
ویکتور فرانکل، که خودش آشویتس را تجربه کرده، پاسخی ژرف به این پرسش داده:
📌📌
کار، یکی از طرق یافتن معنا در دل رنج است. اصلا کار، یکی از اصلی ترین معناهای زندگی است. او نهتنها کار را در آشوویتس متوقف نکرد، بلکه همانجا طرح کتابش را ریخت که جاودانه کرد عمیقترین معناهای وجودی بشر در رنج عمیق را!
او فهمید که
کار و فعالیت، پناهگاهی است برای روح، لنگرِیست برای حفظ هدفمندی و ارزشمندی. کار، حتی برای ساعاتی اندک؛ و فقط برای حضور در میان جمعی انسانی برای تقسیم رنجمان؛ برای حمایت روانی و حتی برای کسب درآمدی که همگی میدانیم بدان محتاجیم؛
ذهن را از چرخه بیپایان نگرانی بیرون میآورد و آن را بر امری ملموس و سازنده متمرکز میکند. حتی مهمتر،
کار عامل تمرکز است، به ویژه وقتی که شبکه های اجتماعی در مسابقه باهمند برای دادن خبرهای ویرانگر؛
پخش سرطان گونه بی اخلاقی ها و حرف های ضدانسانی؛
شایعات و تحلیلهای بی سر و ته و بی ریشه سیاسی و اقتصادی و .....
ما به این تمرکز نیازمندیم؛ تمرکزی که تعادل روانیمان را برگرداند تا بتوانیم در شرایط دشوار قلابهای درونی زیستمان را قوی کنیم! بجای آنکه در گرداب ترس و برچسب و خودسانسوری و خودسرزنشی و دگر سرزنشی غرق شویم.
اصلا در همین بی تمرکزی و تحریک پذیری بالای ماست که عامدانه، هر فرد بی اخلاقی می تواند با هر کلمه و عمل زننده ای، چنان بهممان بریزد و خشممان را برانگیزد؛ که اگر متمرکز میبودیم؛ شاید جراتش را نمی کرد و جایی برای شنا کردن نمی یافت. ( همان "خاموش سازی" آگاهانه در انگیزش).
به زعم من؛ کار کردن در کنار داغدیدگان؛
مشروعیت دادن به نیاز مالی سوگواریست که شاید بیندیشد اگر در عین سوگ کار کند، از طرف ما محکوم به بی تفاوتی به مرگ عزیزش شود.
و مشروعیت دادن به غم خودمان و دیگر افراد محتاج به درآمد که در کنار همدلی با دیگران؛ نیاز به کار برای تمرکز؛ رفع نیاز اقتصادی و بودن در جمع همکاران داریم.
ما و داغدیدگان؛
نیازمندیم معنایی برای تحمل رنج خود بیابیم. پس کار کردن در این روزها؛ ادای احترام عمیق به زندگی است.
کار میتواند به رنجمان معنا ببخشد.
کار به ما میگوید: "تو همچنان مفیدی، وجودت ارزشمند است، و درد تو، در عین اینکه دردی محترم است؛ نباید جهان تو را از حرکت و بازیابی تو بازدارد."#معنا
#معنای_کار
#معنای_زندگی
#تاب_آوری
#راهیراسازمان انسان مدار (کانال شخصی دکتر فاطمه قیطرانی)
#انتقال_تجربه
https://t.me/Hrbasedorg