عشق این است، دو تنهایی از یکدیگر محافظت کنند، یکدیگر را دربرگیرند و به یکدیگر خوشامد بگویند...
--------------------------------------------------
از خودت بپرس آیا این غمهای بزرگ واقعاً فقط از کنارِ تو گذشتهاند یا از میانِ تو عبور کردهاند و تو را دگرگون ساختهاند، شاید در جایی عمیق در وجودت هنگامی که اندوهگین بودی تغییراتِ مهمی رُخ داده باشد، تنها غمهایی خطرناک و ناسالماند که در میان هیاهوی بیرون آنها را از خودمان دور میکنیم، غمهایی که به جای زیسته شدن، سرکوب میشوند و درونِ ما میمانند...
--------------------------------------------------
دربارهی چیزهایی که هنوز نمیدانیم صبور باش نسبت به هر چیزی که در قلبت حل نشده است و بکوش خودِ پرسشها را دوست بداری گویی آنها اتاقهایی بستهاند یا کتابهایی که به زبانی بسیار بیگانه نوشته شدهاند، پاسخها را اکنون جستجو نکن شاید نتوانی آنها را زندگی کنی و مسئله همین است، اکنون باید همهچیز را زندگی کنی، پرسشها را زندگی کن، شاید روزی بیآنکه بدانی خودت به درونِ پاسخها راه پیدا کنی...
--------------------------------------------------
دربارهی هُنر و ضرورتِ آفرینش هیچکس نمیتواند به تو توصیه و کمکی بکند، هیچکس، تنها یک راه وجود دارد، به درونِ خودت برو، انگیزهای را که تو را به نوشتن وامیدارد پیدا کن، ببین آیا ریشههایش تا عمیقترین جای قلبت میرود یا نه و از خودت بپرس در آرامترین ساعتِ شب آیا اگر نوشتن از تو گرفته شود باز هم میتوانی زندگی کنی؟
از کتاب "چند نامه به شاعری جوان"
نوشتهی "راینر_ماریا_ریلکه" شاعر اتریشی
@Honarrvareh
Post #6871
664
کانال هُنرواره | Art چند_نامه_به_شاعری_جوان_از_راینر_ماریا_ریلکه_ترجمه_پرویز_ناتل_خانلری.pdf
- ❤ 23
- 👌 4
- 🔥 2