.
🟨 پیشگفتار
اینجا چه خبر است ؟؟!!
در سال ۱۳۸۹ پس از ورود به رشته ی
روانشناسی بالینی چیزی نگذشت که متوجهِ
آشفتگی به شدت فراوان این رشته شدم:
▫️عدم داشتن چشم انداز مشخص
▫️کیلومتر ها فاصله ی از کتب رسمی
دانشگاه تا واقعیت های کفِ کلینیک!!
▫️عدم نیاز سنجی واقعی مبتنی بر اتفاقات دائما در حال تغییر جامعه و عدم تعیین سرفصل های آموزشی مبتنی بر آن
▫️عدم بومی سازی متون علمی
▫️ناکارآمدی وحشت ناک در تربیت درمانگر
و حتی در تربیت سطوح پایین تری مانند گروه درمانگر ، محقق یا پژوهشگر
▫️
همه ی اینها موجبات این را فراهم کرده و همچنان میکند که دانشجو پس از حتی فارغ التحصیلی از مقطع دکترای روانشناسی بالینی هم هیچ قابلیتی را برای درمان ساده ترین اختلالات روانی ندارد.
و دیر یا زود در کمال استیصال اگر علاقه خود را از دست داده و ناکام شده که هیچ اما اگر همچنان بر پیمودن این مسیر اصرار داشته باشد به سمت موسسات خارج از دانشگاه برای یادگیری درمان روی می آورد.
و تازه قصه ی پر غصه از اینجا آغاز میشود.
موسساتی که:
اول: پول برایشان اهمیت دارد
دوم: کیلومتر ها فاصله ی بین تئوری و کلینیک را فقط چند متر پر میکنند!!
سوم: آورده ی دهان پر کنی ندارند!! چیزی برابر با تقریبا هیچ!!
چهارم: در مقایسه با دانشگاه واژه ها فقط قدری متفاوت شده اند؛ محتوا همان است، آش همان است و کاسه همان!!
پنجم: مدرسان این موسسات در واقع
اساتید همان دانشگاه ها هستند در شیفت بعد از ظهر!!!
سخن کوتاه آنکه؛
هو الخلاق المبین ایده ای را در جانم کاشت و سپس پرورش داد و سپس برای به ثمر رساندنش یاریم کرد با عنوان:
روانشناس شدن/ از صفر تا صد رشته ی روانشناسی بالینی/ همه ی آنچه یک روانشناس بالینی در کلینیک به آن نیاز دارد.
در این طرح بزرگ توانستیم یکبار برای همیشه همه ی رشته ی روانشناسی را به صورت یک کلِ منسجم ، دقیق و صد البته کاربردی در کنار هم بیاوریم.
مدرسه ی تخصصی روانشناسی بالینی در قالب ۴۶ عنوان و ۱۴ ترم تحصیلی ارائه شده است. همچنین ده گرایش علمیِ مجزا نیز برای تحصیلات تکمیلی در نظر گرفته شده که لیست سرفصل ها با جزئیات در ادامه معرفی خواهد شد
از ویژگی های آن:
▫️قاطعانه میتوانیم بگوییم محتوای تدوین شده همه ی رشته ی روانشناسی بالینی را در برگرفته و سطری از روانشناسی بالینی نیست مگر آنکه در این طرح به آن پرداخته شده از سی بی تی تا حکایت درمانی / از آسیب شناسی( نشانه شناسی ) تا مصاحبه ی بالینی (تشخیص)
▫️سرفصل ها به صورت مقدم و موخر در کنار هم قرار گرفته است. به شکلی که سرفصل سطح اول مقدمه ی یادگیری سطح دوم و سطح دوم خود مکمل سطح اول و مقدمه ی سطح سوم خواهد بود الی آخر
▫️نحوه ی آموزش محتوای علمی و ترکیب بین مستدلات، توضیحات، مثال ها و استعاره ها و .....به گونه ای است که مخاطب خود را دقیقا در کلینیک و در مقابل مراجع احساس میکند. این طرح توانسته فاصله ی بین تئوری و عمل را به صورت دقیق پر کند.
▫️محتوای آموزشی در کنار تمام پیچیدگی ها و ظرافت بالینی اما با بیانی سلیس و شفاف گفته شده به طوری که تا کنون بیش از ده هزار مخاطب با تحصیلات مختلفِ از سیکل( سوم راهنمایی) و حتی کمتر ( زن خانه دار) تا کارشناسی ارشد و دکتری !!! داشته است. نه گروه اول از ادراک بحث عاجز است و نه گروه دوم از تکراری بودن بحث شاکی!!!!!
▫️این محتوای آموزشی توانسته یکبار برای همیشه دانشجوی روانشناسی را از پا در هوا بودن و نمیدانم های بسیار و سوالات بی پاسخ نجات دهد. بدین ترتیب که به جای آنکه هاج و واج به اطراف خود نگاه کند و در لابلای منابعِ گم و گنگ دانشگاه فقط به حیرت و آراء مکثر ذهنی اش افزوده شود و از ایجاد یک گفتگوی ۵ دقیقه ایِ درمانی با مراجع عاجز باشد!!! او اینجا و در این طرح سر و ریسمان روانشناس شدن را پیدا و در دست میگیرد. این طرح دست دانشجوی مبتدی را میگیرد و پس از حدود ۲ سال از او یک روانشناس کار بلد میسازد. این فقط یک ادعا نیست. مشاهده ی صدها دانشجوی موفقی که در حال حاضر یا مشغول درمان یا آموزش و یا گروه درمانی هستند موئد این ادعا است
▫️این طرح همچنین چشم انداز شغلی و رسالت اجتماعی مخاطب خود را نیز تدوین میکند. این خاصیت نه فقط در اینجا بلکه در هر رشته ی دیگری نیز که منابع یادگیری آن منسجم، دقیق و کابردی کنار هم قرار گیرد محقق میشود. ▫️▫️
Post #51
70