🌀سال ۱۹۸۴، آلمان شرقی:
در دنیای Karma: The Dark World، شرکت عظیم Leviathan Corporation فقط یک شرکت معمولی نیست؛ قدرتیه که فناوری، حافظه و ادراک انسانها رو تحت تأثیر قرار داده.
ماجرا از جایی شروع میشه که شما در نقش Daniel McGovern، مأمور بخش Thought Bureau، وارد پروندهای میشی که خیلی فراتر از یک مأموریت معمولیه،
اینجا دیگر مسئله فقط پیدا کردن حقیقت نیست، بلکه مسئله اینه که آیا چیزی که بهعنوان حقیقت میشناسی، واقعاً متعلق به خودته؟
یکی از عجیبترین فناوریهای بازی، Mind Dive هست، فناوریای که به شما اجازه میده وارد خاطرات افراد بشی؛ در محیطهایی که از ذهن، ترسها، احساسات و تجربههای اون ها شکل گرفتن.
اما این خاطرات همیشه قابل اعتماد نیستن.
ممکنه چیزی رو ببینی که واقعاً اتفاق افتاده، یا وارد روایتی بشی که ذهن انسان اون رو ساخته، تغییر داده یا پنهان کرده.
در چنین جهانی خاطره دیگه فقط یک یادآوری نیست و میتونه یک محیط قابل تجربه باشه.
و همینجا پای علم واقعی به داستان باز میشه:
ریشه ی اصلی این ایده از چیزی به نام رابط مغز و کامپیوتر (BCI) شروع میشه که باعث خلق پروژهی DARPA N³ شد.
دارپا روی فناوری هایی کار میکنه که بتونن بدون جراحی سیگنال های مغز رو دریافت کنن و با سیستم های دیجیتال ارتباط برقرار کنن. به این صورت سیستم های دیجیتال توسط سیگنال های مغز قابل کنترل میشن.
اما اگر یه روزی این ارتباط دو طرفه و دقیق تر بشه چی؟ یعنی اون موقع کامپیوتر ها دیگه صرفا این امواج رو دریافت نمیکنن و در عوض میتونن خودشون با فرستادن سیگنال روی تجربهی حسی ما هم اثر بذارن.
مفهوم بعدی مربوط به Brain Decoding هست. دانشمندا با استفاده از روش هایی مثل fMRI و EEG سعی میکنن از فعالیت مغز اطلاعاتی درباره تصاویر دیده شده، گفتار های درونی یا فرایند های شناختی رو استخراج کنن. این به معنی ذهن خوانی نیست اما نشون میده فعالیت های مغز کاملا غیر قابل دسترسی هم نیست!
موضوع بعدی Neural Stimulation هست که میگه تحریک عصبی میتونه توی یسری شرایط خاص فعالیت بخش هایی از سیستم عصبی رو تغییر بده. به عنوان مثال تحریک برخی نواحی بینایی ممکن باعث بشه شما یسری نورهای مصنوعی رو ببینی.
اما سوالی که پیش میاد اینه، اگر شما بتونی اطلاعات رو از مغز بگیری و دوباره چیزی رو بهش برگردونی، آیا میتونی تجربه ای رو به انسان القا کنی که هرگز اتفاق نیفتاده؟!
و در آخر میرسیم به Memory Reconstruction. این مفهوم روی این تاکید داره که خاطرات مثل فایل های ویدیویی دارای یکسری مشخصات تعریف شده نیستن. بلکه ترکیبی از ادراک، احساسات، زمان و فعالیت های پیچیدهی شبکه های عصبی ان. به همین دلیل بازسازی کامل یک خاطره هنوز ممکن نیست. اما اگر روزی فناوری بتونه بخش هایی از این اطلاعات رو مدل سازی کنه، آیا میتونیم به خاطرات مثل یک فایل دسترسی داشته باشیم و اون رو توی یه ذهن دیگه کپی پیست کنیم؟..
پس تا به اینجا میتونیم یه مدل بسازیم: دریافت سیگنال های مغزی ⬅️ تحلیل اطلاعات ⬅️ بازسازی خاطره ⬅️ ایجاد تجربهی مصنوعی
و این همون ایده ایه که شاید باعث بشه یه روز بتونیم به فناوری Mind Dive دست پیدا کنیم.
من اسم این کار رو میذارم مهندسی تخیل، و به نظرم کار جالبیه با ترکیب فکت هایی که در دسترس داریم و تخیلی که حد و مرز نداره مفاهیم جدیدی واسه خودمون بسازیم. یا حتی یک دلیل تقریبا موجه برای داستان ها داشته باشیم.
اگر شما هم ایدهی دیگه ای درمورد داستان این بازی یا هر بازی و فیلم دیگه ای به ذهنتون میرسه حتما به اشتراک بذارید و به این فکر کنید آخرین مفهوم تخیلی که ذهنتون رو درگیر خودش کرده چی بوده و چه دلیلی میتونید واسش بسازید؟ ;)
#Neuroscience #BCI #DARPA #KarmaTheDarkWorld
Post #565
162
- 🆒 3
- 💯 1