دکتر غیاثی با اشاره به دیباچهٔ شاهنامه توضیح داد که فردوسی در معرفی کتابش دوگانهای مهم را طرح میکند: خرد و رمز. در بیتهای دیباچه آمده است:
«تو این را دروغ و فَسانه مَدان
به رنگِ فُسون و بهانه مَدان
از او هر چه اندر خورَد با خِرَد
دگر بَر رَهِ رمز و معنی بَرَد»
پژوهشگران بسیاری این دوگانه را به مثابهٔ تمایز میان «فکت و فیکشن» یا واقعیت و افسانه تفسیر کردهاند، به این معنا که خرد به امور واقعه و تاریخی و رمز به افسانهها و اسطورهها تعلق دارد. با این حال، فردوسی از این دو واژه، تعریفی ارائه نمیدهد. خرد در شاهنامه مفهومی چندوجهی و برگرفته از الهیات زردشتی است، اما معنای آن از مفهوم دینی فراتر رفته و در دل داستانها مشخص میشود.
به گفتهٔ دکتر غیاثی، خرد در شاهنامه همزمان میتواند معناهایی چون بردباری، فرزانگی، رازداری، شادی و جنگیدن داشته باشد. خرد مفهومی پرمایه است و با عقل صرف مبتنی بر مشاهدهٔ عینی تفاوت دارد.
از سوی دیگر، رمز عمدتاً به امور شگفت و غیرعینی تعلق دارد. فردوسی در داستان اکوان دیو به رمزی بودن داستانهایش اشاره میکند:
«تو مر دیو را مردم بد شناس
کسی کو ندارد ز یزدان سپاس
کسی کو بگشت از ره مردمی
تو دیوان شمر مشمرش آدمی»
همچنین فردوسی به فیلسوفانی خرده میگیرد که تنها آنچه را میبینند، خردپذیر میدانند:
«تو را هر چه بر چشم بر نگذرد
نگنجد همی در دلت با خرد»
در مقابل، فردوسی تأکید میکند که خردمند کسی است که بتواند معنا و آموزههای امور رمزی و شگفت را دریابد:
«خردمند کاین داستان بشنوَد
بدانش گراید بدین نگرود»
به این ترتیب، در شاهنامه، دوگانهٔ خرد و رمز به یک تاروپود مفهومی تبدیل میشود؛ یعنی امور عینی و امور شگفت و رمزآلود هر دو درک انسانی پیدا میکنند. فردوسی در پایان مناظرهٔ خود میگوید:
«خرد جوید آگنده راز جهان
که چشم سر ما نبیند نهان»
این ابیات نشان میدهند که آنچه با چشم نمیتوان دید، با خرد و فهم انسانی قابل دریافت است و افسانهها و اسطورهها حامل معانی انسانی و فلسفی هستند.
Post #1274
2.51K
«خرد و رمز یک تاروپود مفهومیاند.»
- ❤ 8
- 👍 2
- 👏 2