آیا لغت " ایرانشهر " که در دوره ساسانی استفاده میشد ریشه در لغت " ایران ویج " دارد ؟
ایرانویج (Ērān-wēz) در متون اوستایی و پهلوی:
در اوستا (یشتها) و کتیبههای ساسانی، «ایرانویج» به معنای سرزمین اصلی و مقدس آریاییها (سرزمین پاک و مرکزی قوم ایران) آمده است.
این واژه به منطقهای خاص (احتمالاً نواحی شمال شرقی ایران بزرگ، مثل خوارزم، سغد یا بلخ و یا نواحی شرقی و جنوب شرقی ایران از جمله سیستان ) اشاره داشت که گفته میشد اهورامزدا آن را ابتدا آفریده و زرتشت در آنجا متولد شده است.
در کتیبههای شاپور اول (در کعبه زرتشت) و دیگر متون ساسانی، «ایرانویج» به عنوان قلب سرزمین ایران در برابر «انیران» (سرزمینهای غیرایرانی) به کار رفته است.
میدانیم که شاپور یکم ساسانی خود را شاهنشاه ایران و انیران میخواند (( پادشاهی که بر ایران و خارج از ایران حکمرانی میکند ))
تحول به ایرانشهر:
در دوره ساسانی، مفهوم «ایرانویج» به تدریج گسترش یافت و به کل قلمرو پادشاهی ایران (از بینالنهرین تا مرزهای هند و آسیای مرکزی) تعمیم داده شد.
واژهٔ Ērānšahr (ایرانشهر) در متون پهلوی (مثل بندهشن، شهرستانهای ایرانشهر، کارنامک اردشیر بابکان) به معنای دقیق «پادشاهی/قلمرو ایران» یا «سرزمین ایران» به کار رفت.
یعنی ایرانشهر = ایران + شهر (به معنای کشور/قلمرو/پادشاهی در پهلوی)، اما این «ایران» خودش از همان ریشهٔ ایرانویج گرفته شده است.
محمد فولادی ✏️📚
Post #19
193
- ❤ 12
- 🤷♂ 1
- 👏 1