تاریخ؛ آنسوی روایتها.
روایت، تحلیل و بررسی تاریخ و باستانشناسی بر پایه منابع و شواهد.
ارتباط:
@Nima_SheikhSaadi | @Hgfhset
Post #4264
200
رسانه تاریخی Historium #یک_صفحه_از_کتاب 🔺ایران و یونان، فراتر از نبرد و دشمنی🔺 قسمت نخست ✍دو تمدن کهن ایران و یونان به مدت حدود دویست سال با یکدیگر همزیستی داشتند. آنچه از این دوره طولانی در خاطرها باقی مانده عمدتاً مربوط به نبردهای بین آنهاست و روابط فرهنگیشان تقریبا بهطور…
🔺ایران و یونان، فراتر از نبرد و دشمنی🔺
قسمت دوم و پایانی
▫️متاسفانه در بسیاری از مطالب معاصر کمتر به اهمیت مصنوعات یونانی در ایران و دستساختههای ایرانی در یونان به عنوان مدرکی از روابط مستقیم فرهنگی یا سیاسی پرداخته شده است.
🔹یونانیان (مانند هرودوت)، که آزادانه در قلمرو امپراتوری ایران رفتوآمد میکردند، غیر از هنرها شیوه «چاپارهای سریعالسیر»، سبک ساتراپی و شبکههای راههای ایران را تحسین کردهاند. یونانیان همچنین به دنبال تصاحب موقعیتهای شغلی مختلف در ایران بودند.
🔸برای مثال افلاطون در بازگشت از سفر به قلمرو ایران، مغان را به آتن دعوت کرد. بهدنبال این دعوت، آناکساگوراس به آتن رفت و به ایراد خطابه در باب مبانی کیهانشناسی ایرانی پرداخت.
🔹حتی پس از سقوط هخامنشیان آنتیوخوس، شاه سلوکی (که در مکتب یونان آموزش دیده بود)، با افتخار خود را تحت حمایت داریوش و خشایارشا اعلام کرد. در اروپا نیز روابط ایران و یونان در ماورای جنگ و درگیری نمود یافت. مثلاً رافائل در مکتب یونان تصویری از زرتشت را کشید. هاندل نیز به همین شکل اپرای سیرسه (خشایارشا) را نگاشت که نه بر جنگ و دشمنی بلکه بر عشق و روابط انسانی مبتنی بود.
🔸متاسفانه در متون جدید علمی تا همین اواخر مجموع گفتمانهای فرهنگی میان ایران و یونان بهطور کامل نادیده گرفته میشد و فقط چند سوءبرداشت از این روابط توسط نویسندگان قدیم مبنا قرار میگرفت. حتی اصطلاح «بربر»، که یونانیان برای اشاره به غیریونانیها به کار میبردند، نیز از طریق معنی جدیدتر (رومی) آن مفهوم شد.
🔹این نگرش مغرضانه عمدتا در اروپای قرن نوزدهم به شکل بازخوردی از سیاستهای رایج و بهخصوص پس از تصرف یونان توسط ترکهای عثمانی و تلاش یونانیان برای رهایی شکل گرفت. بهمنظور پیروی از این دیدگاه، یافتههای باستانشناختی و متون را به میل خود تفسیر کردند، اما در عالم واقعیت، داستان چیز دیگری بود.
🔸اخیرا رهیافتی جامعنگر و نقادانهتر به دادهها نشان داده است که این دو تمدن پیوندهای فرهنگی نزدیکتری داشتهاند و در زمینههای هنر، معماری، زبان، مذهب، کیهانشناسی و فلسفه هرکدام بر دیگری تاثیر گذاشتهاند.
▫️نادیده گرفتن این تعامل هردو تمدن را از داشتن میراث واقعی خود، که از طریق ارتباطات فرهنگیشان مشهود است، محروم کرده است. از این رو، باید به بازنگری گستردهای در دیدگاه سنتی دست زد تا از آن طریق بتوان حاصل این تعامل فرهنگی که تا امروز نیز تداوم داشته است را به دست آورد.
📘منبع: شاهرخ رزمجو، «ایران و یونان: تاریخ گمشدهٔ روابط فرهنگی»، در: ایران قدیم و یونان قدیم: روابط بینافرهنگی، به ویراستاری سید محمدرضا دربندی و آنتیگونی زورناتزی، ترجمهٔ پوریا خدیش، صص. ۳۳۵–۳۳۶.
▪️ @HistoriumClub ▪️
قسمت دوم و پایانی
▫️متاسفانه در بسیاری از مطالب معاصر کمتر به اهمیت مصنوعات یونانی در ایران و دستساختههای ایرانی در یونان به عنوان مدرکی از روابط مستقیم فرهنگی یا سیاسی پرداخته شده است.
🔹یونانیان (مانند هرودوت)، که آزادانه در قلمرو امپراتوری ایران رفتوآمد میکردند، غیر از هنرها شیوه «چاپارهای سریعالسیر»، سبک ساتراپی و شبکههای راههای ایران را تحسین کردهاند. یونانیان همچنین به دنبال تصاحب موقعیتهای شغلی مختلف در ایران بودند.
🔸برای مثال افلاطون در بازگشت از سفر به قلمرو ایران، مغان را به آتن دعوت کرد. بهدنبال این دعوت، آناکساگوراس به آتن رفت و به ایراد خطابه در باب مبانی کیهانشناسی ایرانی پرداخت.
🔹حتی پس از سقوط هخامنشیان آنتیوخوس، شاه سلوکی (که در مکتب یونان آموزش دیده بود)، با افتخار خود را تحت حمایت داریوش و خشایارشا اعلام کرد. در اروپا نیز روابط ایران و یونان در ماورای جنگ و درگیری نمود یافت. مثلاً رافائل در مکتب یونان تصویری از زرتشت را کشید. هاندل نیز به همین شکل اپرای سیرسه (خشایارشا) را نگاشت که نه بر جنگ و دشمنی بلکه بر عشق و روابط انسانی مبتنی بود.
🔸متاسفانه در متون جدید علمی تا همین اواخر مجموع گفتمانهای فرهنگی میان ایران و یونان بهطور کامل نادیده گرفته میشد و فقط چند سوءبرداشت از این روابط توسط نویسندگان قدیم مبنا قرار میگرفت. حتی اصطلاح «بربر»، که یونانیان برای اشاره به غیریونانیها به کار میبردند، نیز از طریق معنی جدیدتر (رومی) آن مفهوم شد.
🔹این نگرش مغرضانه عمدتا در اروپای قرن نوزدهم به شکل بازخوردی از سیاستهای رایج و بهخصوص پس از تصرف یونان توسط ترکهای عثمانی و تلاش یونانیان برای رهایی شکل گرفت. بهمنظور پیروی از این دیدگاه، یافتههای باستانشناختی و متون را به میل خود تفسیر کردند، اما در عالم واقعیت، داستان چیز دیگری بود.
🔸اخیرا رهیافتی جامعنگر و نقادانهتر به دادهها نشان داده است که این دو تمدن پیوندهای فرهنگی نزدیکتری داشتهاند و در زمینههای هنر، معماری، زبان، مذهب، کیهانشناسی و فلسفه هرکدام بر دیگری تاثیر گذاشتهاند.
▫️نادیده گرفتن این تعامل هردو تمدن را از داشتن میراث واقعی خود، که از طریق ارتباطات فرهنگیشان مشهود است، محروم کرده است. از این رو، باید به بازنگری گستردهای در دیدگاه سنتی دست زد تا از آن طریق بتوان حاصل این تعامل فرهنگی که تا امروز نیز تداوم داشته است را به دست آورد.
📘منبع: شاهرخ رزمجو، «ایران و یونان: تاریخ گمشدهٔ روابط فرهنگی»، در: ایران قدیم و یونان قدیم: روابط بینافرهنگی، به ویراستاری سید محمدرضا دربندی و آنتیگونی زورناتزی، ترجمهٔ پوریا خدیش، صص. ۳۳۵–۳۳۶.
▪️ @HistoriumClub ▪️
- 👍 7











