اجابت درخواست مردگان و ترجمه به قلم نوزادانامروز چند سطری از پایاننامۀ کارشناسی ارشد فرانسوا شارت، پژوهشگر تاریخ نجوم و ابزارهای نجومی را میخواندم.
Charette, François.
Orientalisme et histoire des sciences: L’historiographie européenne des sciences islamiques et iindoues, 1784–1900. 1995. (
https://www.researchgate.net/publication/301788535)
او دربارۀ ترجمۀ قطعهای از
الزیج الحاکمی ابن یونس (دستنویس لایدن) چنین نوشته است (p. 91):
Vers 1758, Michel-Ange Deshauterayes (1724–1795), professeur d’arabe au Collège royal (Collège de France) depuis 1752, traduisit, suite à une demande qu’avait formulée l’académicien Jean-Paul Bignon (1662–1743), des extraits de ce fameux manuscrit, relatifs aux observations d’éclipses.¹⁸ Il est vraisemblable que les portions de l’ouvrage qui, suivant l’affirmation de Montucla, ont été en possession de Delisle, étaient celles traduites par Deshauterayes, quoique Montucla laisse sous-entendre qu’elles provenaient d’une traduction du professeur d’arabe à Leyde, Heinrich A. Schultens
در حدود ۱۷۵۸، میکل-آنژ دشاتری (۱۷۲۴–۱۷۹۵)، استاد زبان عربی در کالج سلطنتی (کولژ دو فرانس) از سال ۱۷۵۲، به درخواست ژان پل بینیون (۱۶۶۲–۱۷۴۳)، عضو فرهنگستان، گزیدههایی از این دستنویس معروف، مربوط به رصد گرفتها را ترجمه کرد. احتمالاً بخشهایی از این اثر که طبق ادعای مونتوکلا در اختیار دولیل بوده، همانهایی هستند که شاتریه ترجمه کردهاست، گرچه مونتوکلا تلویحاً میگوید این بخشها از ترجمهای توسط استاد زبان عربی در لیدن، هاینریش آ. اسخولتنس، گرفته شدهاند.
بینیاز از مراجعه به هر جای دیگر و تنها با «بررسی درونمتن» میتوان دریافت ژان پل بینیون درگذشته در 1743 سالها پس از آرمیدن در گور نگران رکود تاریخ علم شده و از دشاتری ترجمۀ این بخش را «طلب» کرده است!
ناگفته نماند: در مأخذ شارت، نام درخواستکننده «M. Bignon» (موسیو بینیون) و شارت خود او را ژان پل بینیون انگاشته است، در حالی که در نمایۀ مأخذ او این بینیون با دیگر بینیونهای یادشده در آن، از جمله ژان پل تطبیق داده نشدهاست.
اما «اگر گویندهای گوید» (همان «ان قلت» مشهور!): «شاید پیش از مرگ به دشاتری وصیت کرده و او نزدیک 15 سال بعد «اجابت» کرده است». آنگاه چه؟!
گویم: آنگاه، کاش دانشجویان ما «بخش وفای به عهد» را بیاموزند، اما «ان شاء الله» تکالیف معهود را به این گونه فرصتها موکول نکنند!
اما اشکال اینجاست که دشاتری چنان که از متن پیداست هنگام مرگ ژان پل بینیون، 19 سال بیش نداشت. و البته از «بررسی میانمتن» معلوم میشود که در این هنگام همچنان مشغول آموزش زبان بود. دشاتری در 1745 به عنوان مترجم به کتابخانۀ پادشاهی (امروزه: کتابخانۀ ملی فرانسه) پیوست و در 1752 به کرسی استادی یادشده دست یافت.
https://fr.wikipedia.org/wiki/Michel-Ange-Andr%C3%A9_Le_Roux_Deshauterayesاما دربارۀ ترجمۀ اسخولتنس، منبع شارت (=مونتوکلا) فقط از ترجمه به قلم «Scultens» (املای دیگر نام او) سخن گفته (بی یادکرد نام کوچک) و جناب شارت رأساً ایشان را هاینریش [/هنری] آ[لبرت] اسخولتنس اعلام کرده است. در حالی که این ترجمه به تأکید ژوزف ژروم لالاند (که آن را از نزدیک دیده بود) در 1749، یعنی سال تولد جناب آلبرت، فراهم آمده است.
و اما روایت من:
1. خاندان بینیون، بسیار نامدار و چند نسل پیاپی آنها دارندۀ مناصب مهم در کالج و کتابخانۀ سلطنتی بودهاند. این بینیون _ اگر یکی از آنان باشد (که به گمانم باشد) _ باید آرمان ژروم بینیون (Armand-Jérôme Bignon) باشد که در 1743 (دو سال پیش از استخدام دشاتری در کتابخانۀ سلطنتی) «کتابدار پادشاه» (bibliothécaire du roi) شد.
2. خاندان اسخولتس نیز چند نسل پیاپی دانشمندانی در خود داشت. این اسخولتس باید آلبرت اسخولتس، استاد هلندی زبان عربی در لایدن و پدربزرگ هاینریش آلبرت اسخولتس باشد که این اثر را برای فردی به نام گریشوف (نام کاملش را نیافتم) از عربی به لاتینی درآورد. لالاند این ترجمه را در 1763 م (در 14 سالگی هاینریش آلبرت) در لندن و نزد جان بیویس دیده بود.
حال من ماندهام از اشارت (ارجاعات!) پیشین به جناب بشارتماب شارت استغفار کنم یا زین پس به دانشجویان کارشناسی ارشد خودمان «کمترتر!» سخت بگیرم!
و آخر دعوانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين#فرانسوا_شارت
#الزیج_الحاکمی
#ابن_یونس