🗓 ۱۴۰۵/۰۷/۱۴
¤ یادداشت نویس دانشگاهی
○ سوگ دانشکاه
• بعد از اتمام کلاس به سمت پارکینگ حرکت کردم که در میانه راه صدای شیون و زاری شخصی عجیب نظرم را جلب کرد، تاکنون در دوران زیست دانشگاهی که داشتم، با چنین موردی در محوطه دانشگاه روبرو نشده بودم.
• برای مطلع شدن از واقعه نزدیک چند نفری که در اطراف شخص بودن شدم، ولی زمانی که ماجرا را شنیدم، از شدت غم توان ایستادن نداشتم.
• مادری که در میانه تابستان دختر دانشجوی سال سوم دانشگاهی خود را از دست داده بود و الان در ابتدای سال تحصیلی برای جمعآوری وسایل جا مانده از دخترش در خوابگاه، به دانشگاه مراجعه کرده بود ...
• صحنه، صحنه بسیار دردناکی بود، مادر هم ترمی های دخترش را در آغوش گرفته و صدای ناله جگرسوزش تمام محوطه دانشگاه را پر کرده بود و با آنها مرور خاطره میکرد ...
• مادری که روزی با تمام خوشحالی از بدو ثبت نام دخترش در دانشگاه، آرزوی دیدن دخترش را در لباس فارغالتحصیلی داشته، ولی اینک ته مانده خاطرات دانشجویی دخترش را جمعآوری میکرد ...
غم این مادر غم دانشگاه هست، و دانشگاه نیز فرزند خود را از دست داده است.
گاهی پایان زیست دانشگاهی عضوی از جامعه دانشگاهی اینچنین تلخ میباشد ...
• امیدوارم همیشه در محیط دانشگاه شاهد به ثمر رسیدن آرمانها و آرزوهای دانشجویان و صدای شادی آنها باشیم که غیر آن برای سایر اعضای دانشگاه نیز سخت و دردناک هست.
🎓 آموزش و آموزش عالی
اینستاگرام | وات سپ | تلگرام
Post #3741
234
- 😭 4