دربارهی دیکتاتوری و خودکامگی
سرنوشت ناگزیر خودکامگی و دیکتاتوریها این است که به کاریکاتور تبدیل میشوند. سرنوشت خودکامگان و دیکتاتورها و دیکتاتوریها هم تراژیک است و هم کمیک! ناگزیر چنین است چراکه سرشت دیکتاتوری تناقض است. میخواهد نیرومند باشد و یکهتاز؛ اما همین خواست و خواهش و گرایش است که او را به سوی ناتوانی و فروپاشی میراند. خواست و خواهشی شوم که سرنوشت شوم را میزاید. فرزند و حاصل دیکتاتوری چیز جز این نمیتواند باشد: مرگ.
دیکتاتوری جز مرگ و تباهی نمیزاید.
ز مادر مرگ را زاده است. دیکتاتوری مرگآفرین است. ویرانگرست. در حالیکه بظاهر رو به فراز میرود سر در نشیب دارد. قدرت و اقتدارش پوشالی و توخالی و بیریشه و نااستوار و لرزان و شکننده و زودگذرست. طبل توخالی است؛ بلندآواز و میانتهی. دیکتاتور کاریکاتور است. قلابیست. تقلبیست. متقلبپرورست. متقلبان را برمیکشد و بر مردم چیره میکند.
دیکتاتوری نمیتواند جز این باشد. سرشتش نابودگریست. آدمکش است. دشمن زندگیست. از روشنایی میهراسد و میگریزد. تاریکیدوست است. در تاریکیست که میزاید و میزید و میبالد و میپاید. برای رماندن و راندن و برانداختناش بس اینکه هر کس چراغی برافروزد و پرتوی بیفکند. چراغ فضیلت. فضیلت جمعی. فضیلت بالنده و گسترنده. چراغ دانش و خرد. چراغ مهر و دوستی. چراغ مدارا و مروت. مروت و مدارا نه یکی با دوستان و دیگری با دشمنان؛ که هر دو با دشمنان. با دشمنان مروت و با دشمنان مدارا.
دیکتاتوری پراکندگی و دشنام و ستیز و پرخاش میان مردمان را دوست دارد. ریشهاش از همینجا و همینها آب میخورد. کینه و نفرت شیشهی عمر اوست و مهر و دوستی و مدارا و رواداری سنگ آن. شیشهی کین را تنها سنگ مهر میشکند. کین را با کین نمیتوان کشت. کین را با کین نمیتوان کاست. بدی را با بدی نمیتوان از میان برداشت. با دروغ نمیتوان با دروغ جنگید. با آلودگی نمیتوان آلودگی را شست. با جنگافروزی نمیتوان آتش جنگ را خاموش کرد. سرشت دیکتاتوری ستیزهگری و کینتوزیست. میان آدمها مرز میکشد. خطخطیشان میکند. رنگشان میکند. آدمها رنگهای طبیعی دارند. گونهگوناند. رنگارنگاند و این زیباست. اما سرشت نوعی و کلی و جوهری آدمی فراتر از این رنگهاست. دیکتاتوری رنگهای مصنوعی را خوش میدارد و تحمیل میکند. آنکه در ذات و فطرت بیرنگ و فراتر از رنگ است چون رنگی شد جنگی میشود. آدمها از نیرنگ رنگ - رنگهای مصنوعی و تحمیلی - است که با هم به جنگند. هرچه رنگ کمتر جنگ کمتر. هرچه رنگ بیشتر جنگ بیشتر. دیکتاتوری آدمها را رنگ میکند.
درخت دیکتاتوری از رنگهای مصنوعی و تحمیلی آب میخورد. رنگارنگی طبیعی را که خدایی و خداداد و لازمهی زندگی و پویندگی و بالندگی و پایه و بنیاد زیباییست به شیطنت تبدیل به ابزاری برای تفرقهافکنی میکند.
چنین است که دیکتاتوری جامعه را به تباهی و فساد میکشد و به پرتگاه سقوط و فروپاشی میبرد. و...
#داریوش_رحمانیان
https://t.me/hichestandr
Post #508
568