حکومت بجز خدمت خلق نیست.
این یادداشت را عجالتا و اجمالا و سربسته در نقد پارهای از گفتارها مینویسم که در سال اخیر با تکیه بر شاهنامه تبلیغات و تلقینات خاصی کردند. پارهای از این گفتارها از آن کسانی بود که در شاهنامهدانی و شاهنامهپژوهی در ایران و انیران شناختهشده و سرآمد هستند.
این بیت معروف سعدی را همه در حافظه داریم که:
عبادت بجز خدمت خلق نیست
به تسبیح و سجاده و دلق نیست
و شکل دیگرش چنین است:
طریقت بجز خدمت خلق نیست
به تسبیح و سجاده و دلق نیست
این بیت مانند بسیاری دیگر از سخنان سعدی در زمرهی مثل سایر است و مردم بویژه در خردهگیری بر خشکهمقدسی آن را به کار میبرند.
و اما از این مقدمه که بگذریم اصل سخن ما این است که با توجه به و با تکیه بر آثار سنت اندرزنامهنویسی سیاسی و از جمله شاهنامه و آثار سعدی و... میتوان مصرع نخست این بیت را چنین گفت:
حکومت بجز خدمت خلق نیست
این حکمی است که از دل سنت اندرزنامهنویسی ما بیرون میآید. شاهنامهی حضرت فردوسی نیز که در دل خود اندرزنامهای بسیار درخشان و گرانمایه را جای داده است پند و پیامی جز این ندارد که حکومت بجز خدمت خلق نیست. این حکمت و این پند و این پیام در سراسر شاهنامه موج میزند. اگر باید که از شاهنامه پندی بگیریم و به ارباب زور بدهیم چیزی جز این نیست که کشورداری مردمداری است و بس.
یکی پند آن شاه یاد آوریم
ز کژی روان سوی داد آوریم
دادنامه و خردنامه و مردمنامهی حضرت فردوسی را دستمایهی تبلیغات برای بیخردان پندارزدهی بیدادگر مردمستیز و ایرانسوز نکنیم. حضرت فردوسی عون فرعون نبود. سخن حضرت فردوسی مردممداری است نه زورمداری نامردم. از شاهنامه توجیه خودکامگی و زورمداری نامردم بیرون نمیآید مگر به زور دروغ و تحریف و یا برپایهی کژبینی و کژخویی و کژداوری. شاید یک وجه غمانگیز تاریخ این متن گرامی و ارجمند همین است. تاریخ بهرهگیریهای ناروا از شاهنامه و کژخوانیها و ابزار تبلیغات و تلقینات خاص کردن آن خود موضوعیست بسیار پراهمیت برای پژوهش.
اگر عمری باشد تفصیل این اجمال به وجهی روشنتر در آینده بیآید. عجالتا از سر درد و اندوه چیزکی قلمی شد.
#داریوش_رحمانیان
شانزدهم خرداد هزار و چهارصد و پنج
https://t.me/hichestandr
Post #503
974