🔃📑4⃣
📗خانواده تیبو
👤روژه مارتن دوگار
🔁ابوالحسن نجفی
اثر چندجلدی روژه مارتن دوگار است که در هشت بخش اصلی و یک جلد ناتمام، زندگی دو برادر به نامهای آنتوان و ژاک تیبو را در بستر تحولات اجتماعی و سیاسی اروپا از آغاز قرن بیستم تا آستانهی جنگ جهانی اول روایت میکند. خانوادهی تیبو، تحلیلی فلسفی و اخلاقی از انسان مدرن، وجدان، ایمان، آزادی و مسئولیت در برابر تاریخ است. خانوادهی تیبو حماسهی وجدان انسان اروپایی در آستانهی فاجعه است؛ روایت گذار از ایمان به شک، از اقتدار به آزادی، و از آرمانگرایی به واقعیت تلخ تاریخ.
رمان با جلد نخست، «دفتر خاکستری» آغاز میشود. در این بخش، نوجوانیِ ژاک تیبو روایت میشود که در کالج شبانهروزیای کاتولیکی تحصیل میکند. او با دوستش دانیل فونتان رابطهای نزدیک دارد و این دو با هم از مدرسه میگریزند تا به دنبال آزادی و تجربههای زندگی بروند. این فرار باعث رسوایی خانوادگی میشود و پدرشان، اسکار تیبو، مردی سختگیر و کاتولیک متعصب، ژاک را تنبیه میکند. از همین آغاز، تقابل میان اقتدار پدر و روح آزادیجوی فرزند شکل میگیرد.
در جلد دوم، «جوانی»، ژاک پس از ترک مدرسه به ژنو میرود و در فضایی روشنفکرانه و آزادیخواه رشد میکند. او از باورهای مذهبی خانوادگی فاصله میگیرد و به اندیشههای سوسیالیستی و انسانگرایانه گرایش مییابد. در مقابل، برادرش آنتوان که پزشک است، نماد عقلانیت، تجربه و نظم است و سعی دارد میان ارزشهای سنتی و واقعیتهای جدید زندگی تعادلی بیابد. این دو برادر دو وجه متضاد از وجدان و روح زمانهاند: یکی شورشی و آرمانخواه، دیگری منطقی و اخلاقی.
در بخشهای میانی، از جمله «پدران» و «تابستان ۱۹۱۴» نویسنده گسترهی روایت را به کل خانواده، دوستان، معشوقهها و جامعه اطراف آنان گسترش میدهد. روابط خانوادگی، بحرانهای اعتقادی، و تضاد میان فرد و نهادهای اجتماعی، کلیسا، دولت و خانواده، با نگاهی موشکافانه بررسی میشود. اسکار تیبو در این میان نماد اقتدار دینی و اجتماعی است که در برابر دگرگونیهای زمانه فرو میپاشد. مرگ او نقطهعطفی است که نشان از پایان عصری از ایمان و اقتدار دارد.
آنتوان در مقام پزشک با رنج و بیماری انسانها سر و کار دارد و به تدریج درمییابد که علم نمیتواند پاسخگوی نیاز معنوی بشر باشد. در عین حال، عشق نامتعارف ژاک به دختر یک خانوادهی بورژوا و نیز درگیری او با اندیشههای سوسیالیستی و مسئلهی عدالت اجتماعی، به تعارضی درونی میان ایمان، اخلاق و آزادی فردی میانجامد.
در جلدهای پایانی، بهویژه «پایان راه» و «تابستان ۱۹۱۴»، سایهی جنگ جهانی اول بر سر اروپا سنگینی میکند. ژاک که به آرمان انسانگرایی و برادری میان ملتها ایمان دارد، تصمیم میگیرد برای صلح تلاش کند و با جوانان آلمانی تماس بگیرد تا از وقوع جنگ جلوگیری کند. اما در میانه راه، در مرز فرانسه و سوئیس، هنگام پخش اعلامیههای ضدجنگ، کشته میشود. مرگ او نماد شکست آرمان انسانگرایی در برابر ماشین جنگ و سیاست است.
آنتوان، که از مرگ برادر بسیار متأثر شده، به جبهه میرود تا از نزدیک معنای رنج و مرگ انسان را لمس کند. رمان در نقطهای متوقف میشود که او در دل جنگ، در مواجهه با مرگ و بیمعنایی جهان، به نوعی بیداری اخلاقی و انسانی میرسد. جلد نهم، با عنوان ناتمام «اپیلوگ»، که پس از مرگ نویسنده از یادداشتهایش بازسازی شد، نشان میدهد که آنتوان در جنگ کشته میشود و با مرگ او نسل خانواده تیبو پایان مییابد.
در تمام این روایت بلند، #دوگار با نثری ساده، دقیق و علمی، همچون روانکاوی اخلاقی و اجتماعی، ذهن و ضمیر شخصیتها را میکاود. او به جای قضاوت، مشاهدهگر است و از خلال روابط خانوادگی، بحران وجدان انسان مدرن را آشکار میکند.
#ادمینپیج
https://t.me/hezar_khom/9123?single
🔃📑4⃣خلاصهیکتاب
Post #9156
603
- ❤ 9
- 👍 1