روزی که
دانش لب آب زندگی میکرد
انسان
در تنبلی لطیف یک مرتع
با فلسفههای لاجوردی خوش بود.
در سمت پرنده فکر میکرد.
با نبض درخت نبض او میزد.
مغلوب شرایط شقایق بود.
مفهوم درشت شط
در قعر کلام او تلاطم داشت.
انسان
در متن عناصر
میخوابید.
نزدیک طلوع ترس
بیدار میشد.
اما گاهی
آواز غریب رشد
در مفصل ترد لذت
میپیچید.
زانوی عروج
خاکی میشد.
آنوقت
انگشت تکامل
در هندسهٔ دقیق اندوه
تنها میماند.
#سهرابسپهری
#ماهیچمانگاه
#هشتکتاب؛ تهران، طهوری، ۱۳۸۲، صص ۴۲۳ تا ۴۲۵.
https://t.me/hezar_khom
Post #8833
1.03K
- ❤ 22