📗 لاکپشت
👤 رولد دال
این داستان کوتاه با طنز تلخ و نگاه روانشناسانهی رولد دال، ماجرای زن و شوهری سالخورده را روایت میکند که در جزیرهای دورافتاده و آرام زندگی میکنند. یک روز مرد پی میبرد که لاکپشتِ خانگیشان میتواند اگر کمی چاقتر شود، با قیمت بسیار بالایی به رستورانهای اشرافی برای تهیهی سوپ لاکپشت فروخته شود. این کشف وسوسهی حرص و طمع را در او بیدار میکند.
از همان لحظه، عشق و مراقبت به حیوان خانگی، جای خود را به سودجویی میدهد. او بیوقفه به لاکپشت غذا میدهد و وزنش را میسنجد تا هرچه سریعتر به وزن دلخواه برسد. اما لاکپشت آرام و صبور، برخلاف نقشههای مرد، ناگهان دست به کاری میزند که پایان ماجرا را به شکلی غافلگیرکننده و هولناک رقم میزند.
دال در این داستان با ایجاز و طنزی گزنده، طمع، بیرحمی پنهان انسان و بیاعتمادی طبیعت به انسان را به چالش میکشد و نشان میدهد که موجودی خاموش و کند، میتواند بازی را بر انسان حریص برگرداند. این داستان کوتاه اما تکاندهنده، نمونهای درخشان از مهارت او در ترکیب تعلیق، شوخطبعی سیاه و نقد اخلاقی است.
#ادمینپیج
https://t.me/hezar_khom
Post #8069
768

- ❤ 9