#تکههایی_از_یک_کل_منسجم
#پونه_مقیمی
پونه مقیمی در مقدمه و پیشگفتار کتاب، از دغدغهی اصلی خود برای نوشتن میگوید:
اینکه چطور بسیاری از ما در مسیر زندگی، تکهتکه میشویم؛ بخشی از ما در کودکی جا میماند، بخشی در رابطههای تمامشده، بخشی در خاطرات تلخ و بخشی در رؤیاهایی که هرگز زندگی نکردیم.
او توضیح میدهد که این کتاب حاصل سالها کار با آدمهاییست که خودشان را «ناتمام» میدانستند و تصور میکردند بهتنهایی نمیتوانند به آرامش برسند.
در پیشگفتار مینویسد که:
همهی انسانها، هرچقدر هم که ظاهرشان آرام و منسجم باشد، در درونشان با رنجهای عمیق و زخمهای قدیمی مواجهاند.
بخش بزرگی از این دردها از دوران کودکی و روابط اولیه ریشه میگیرد.
او میخواهد کمک کند خواننده بداند رنج، بخشی طبیعی از زیستن است اما میتوان با آگاهی و پذیرش، تکههای ازهمگسیخته را دوباره به هم پیوند زد.
هدف اصلی کتاب این است که فرد را به سمت خوددوستی و شفقت به خود هدایت کند.
نویسنده باور دارد هیچکس قرار نیست کامل باشد یا همهی تکههای خود را یکباره پیدا کند، اما اگر هر روز قدم کوچکی برای شناخت خود برداریم، آرامش قابلدسترس خواهد شد.
او اشاره میکند که:
«این نوشتهها تلاشیست برای بازگرداندن تکههایی که گمشان کردهایم؛ نه برای اینکه تبدیل به انسانی بینقص شویم، بلکه برای اینکه بتوانیم با خودِ واقعیمان آشتی کنیم.»در مقدمه، نویسنده با تأکید بر یگانگی تجربهی انسانی، خواننده را دعوت میکند که بدون قضاوت و با مهربانی، با زخمهایش روبهرو شود و بیاموزد خودش را همانطور که هست بپذیرد.
مقیمی تأکید دارد:
کتابش نسخهای قطعی یا دستورالعملی خشک برای درمان نیست.
این کتاب بیشتر یک آینه است تا هرکس بتواند تکههای پراکندهی خودش را در آن ببیند.
قرار نیست همهی پرسشها پاسخ داشته باشند؛ گاهی صرف دیدن سؤالها و پذیرش ناتمامی، خودش قدم بزرگی است.
در نهایت، او این اثر را به همهی کسانی تقدیم میکند که در مسیر خودشناسی و آشتی با خود، شهامت قدم برداشتن دارند.
#ادمین
#زهرا_م
https://t.me/hezar_khom/5970
👇👇