بیست رباعی اصیل خیام
🔸رباعی اول
دارنده چو ترکیب طبایع آراست
باز از چه سبب فکندش اندر کم و کاست
گر خوب نیامد این بنا ، عیب کراست
ور خوب آمد شکستن از بهرِ چراست
🔸رباعی دوم
در دایرهای کآمدن و رفتنِ ماست
او را نه بدایت ، نه نهایت پیداست
کس مینزند دَمی در این معنی راست
کین آمدن از کجا و رفتن به کجاست
🔸رباعی سوم
ترکیب پیالهای که در هم پیوست
بشکستن آن ، روا نمیدارد مست
چندین سر و پای نازنین،از سرِ دست
از مِهر که پیوست و به کینِ که شکست؟
🔸رباعی چهارم
این کوزه که آبخوارهی مُزدوری است
از دیدهی شاهی و دل دستوری است
هر کاسه مَی که بر کف مخموری است
از عارض مستیّ و لب مستوری است
🔸رباعی پنجم
آن را که به صحرای علل تاختهاند
بی او همه کارها بپرداخته اند
امروز بهانهای در انداختهاند
فردا همه آن بُوَد که دی ساخته اند
🔸رباعی ششم
در شش جهت آنچه گِرد ما گستردند
از پنج حواس و چار طبع آوردند
بس گُرسِنهاند و عالمی را خوردند
این هفت که در دوازده میگردند
🔸رباعی هفتم
آنها که کهن بُوَند و آنها که نُوَند
هریک به مرادِ خویش یک یک بدوَند
این سفله جهان ، به کس نمانَد باقی
رفتند و رویم و دیگر آیند و روَند
🔸رباعی هشتم
آرَند یکی و دیگری بربایند
بر هیچ کس این راز همی نگشایند
ما را ز قضا جز این قَدَر ننمایند
پیمانه تویی ،باد به تو پیمایند
🔸رباعی نهم
از آوردن من نبود گردون را سود
وز بُردن من جاه و جلالش نفزود
وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود
کآوردن و بُردنِ من از بهرِ چه بود؟
🔸رباعی دهم
از جملهی رفتگان این راه دراز
باز آمدهای کو که به ما گوید راز
پس بر سرِ این دو راههی آز و نیاز
تا هیچ نمانی که نمیآیی باز
🔸رباعی یازده
وقتِ سحر است ،ای مایهی ناز
نرمک نرمک باده ده و رود نواز
کآنها که به جایند ، نپایند دراز
و آن که شدند ،کس نمیآید باز
🔸رباعی دوازده
در کارگهِ کوزهگری رفتم دوش
دیدم دو هزار کوزه ، گویا و خموش
از دستهی هر کوزه ،برآورد خروش
صد کوزهگر و کوزهخر و کوزهفروش
توجه بفرمایید این روایت درست و بر اساس نسخه های کهن و قدیمی این رباعی ست و امروزه شما با قرائت دیگر از این رباعی در چاپهای جدید از رباعیات ایشان آشنا هستید و علت آن این است اصولا در طول زمان بعضی از مصراعها و یا ابیات رباعیات خیام به توسط افراد صاحب ذوقی تغییر یافته و به زبان مردم کوچه و بازار و زبان محاورهای و یا ادبی آن دوره نزدیک شده گاهی این تغییرات دلپسندتر از قرائت اصل آن شعر است البته این موضوع فقط در رابطه با خیام و یا رباعی نیست و در انواع قالبهای شعری و برای شاعران دیگر نیز اتفاق افتاده و بعضی از کلمات اصلی مصراع و یا بیت تغییر کرده و به زبان امروز ما نزدیک شده تا حدی که گوش و حس ما به روایت حدید مأنوستر است تا روایت اصلی آن
🔸رباعی سیزده
در جُستن جام جم ، جهان پیمودم
روزی ننشستیم و شبی نغنودم
ز استاد چو راز جام جم بشنودم
آن جام جهاننمایِ جم ، من بودم
🔸رباعی چهارده
چو نیست مَقام ما در این دهر ،مُقیم
پس بی مَی و معشوق خطایی است عظیم
تا کی ز قدیم و مُحدَث ،امیدم و بیم
چون من رفتم ، حهان چه مُحدَث چه قدیم
🔸رباعی پانزده
مشنو سخن از زمانه ساز آمدگان
مَی خواه مُروّق ، ز طراز آمدگان
رفتند یکاݩ یکاݩ فراز آمدگان
کس میندهد نشانِ بازآمدگان
🔸رباعی شانزده
رفتم که در این منزل ببداد بُدَن
در دست نخواهد به جز از باد بُدَن
آن را باید به مرگِ من شاد بُدَن
کز دست اجل ، تواند آزاد بُدَن
🔸رباعی هفده
از دی که گذشت ،هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامده است ،فریاد مکن
بر نامده و گذشته ،بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
🔸رباعی هجده
ای آنکه تو در زیر چهار و هفتی
وز هفت و چهار، دایم اندر تفتی
مَی خور دایم که در رهِ آگفتی
این مایه ندانی که چو رفتی رفتی
🔸رباعی نوزده
خوش باش که پخته اند سودای تو دی
فارغ شدهاند از تمنّایِ تو دی
فصه چه کنم که بی تقاضای تو دی
دادند قرارِ کارِ فردای تو دی
🔸رباعی بیست
بردار پیاله و سبوی ای دلجوی
فراغ بنشین تو بر لب سبزه و حوی
بس شخصِ عزیز را که چرخ بدخوی
صدبار پیاله کرد و صد بار سبوی
پایان رباعیات اصیل.
.https://t.me/hezar_khom
Post #4822
652
- 👍 9
- 👏 7
- ❤ 4
- 🕊 1