🔖 شماره ده
حکیم عمر خیّام و رباعیّاتش
(حرف معمّا یا خط مقرمط)
اسـرار فلک را نه تـو دانی و نه من
سَرْ دفترِ راحت، نه تو خوانی و نه من
اینمایه یقین دان که چو در مینگری
یک هفتـۀ دیگر، نه تو مانی و نه من!
▫️ خیّام، سفینۀ کهن رباعیّات، اواخر سدۀ هفتم ق، ۱۱۹
اسـرار ازل را نه تـو دانی و نه من
وین حرف معمّا، نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده گفتگوی من و تو
چون پرده برافتد، نه تو مانی و نه من!
▫️ بی نام، نزهة الارواح، ۷۱۱ ق، نسخۀ پاریس، ۲۲ ر
اسـرار ازل را نه تـو دانی و نه من
وین خط مُقَرمَط، نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده گفتگوی من و تو
چون پرده در افتد، نه تو مانی و نه من!
▫️ رباعیات حکیم عمر الخیّامی النیشابوری، ۶۰۴ ق؟، چاپ عکسی، مسکو، ۷
این رباعی معروف منسوب به خیّام، با دو روایت نسبتاً متفاوت در متون کهن نقل شده است. روایت نخست، بسیار نامأنوس و مغایر آن چیزی است که قاطبۀ خیامدوستان دیدهاند یا شنیدهاند. اینان، با روایت دوم خو گرفتهاند که الحق، به نسبت اولی، صورتی پیراسته و ویراسته و اعتلا یافته و مطابق با ذایقۀ امروزی دارد. چه خوشمان بیاید و چه نیاید، رباعی نخست، به سبک شاعری خیّام و زبان روزگار او نزدیکتر است. رباعیّات خیّام مانند اشعار اغلب شاعران بزرگ قدیم مثل فردوسی، مدام در حال بهروز شدن بوده و هر نسلی، روایت مطلوب خود را از رباعیّات او ارائه میکرده و آنها را از لغات و اصطلاحات مهجور و ناسازگار با روح زمانه میپیراسته است.
به غیر از سفینۀ کهن رباعیّات، و دستنویس مورخ ۶۹۵ ق کتابخانۀ لیدن، رباعی در منابع بعدی مطابق روایت دوم است. شاید امیر حسینی هروی مؤلف نزهة الارواح، این روایت زیبا را ساخته باشد.
مصراع دوم رباعی، تقریباً در همۀ دستنویسهای رباعیّات خیّام، مطابق روایت دوم است:
وین حرف معمّا نه تو خوانی و نه من
معمّا به معنی سخن پیچیده و مبهم است. در یکی دیگر از رباعیّات منسوب به خیّام هم این کلمه به کار رفته است:
گیرم که به اسرار معمّا نرسی
حرف معمّا، معادل نقش معّماست که در بعضی متون به کار رفته است. نجم رازی نویسد: دیدۀ اعما از نقش معمّا چه برخوانَد (مرموزات اسدی، ۴۳). منظور از حرف معمّا، نوشتۀ رمزآلود و کدگذاری شده است. در مکاتبات دیوانی قدیم، گاهی از حروف رمزگذاری شده برای مکاتبات محرمانه استفاده میشد. از اشارات بیهقی بر میآید که نامۀ رمزنویسی شده را معمّا میگفتند و یکی از مهارتهای دبیران، رمزگشایی این نوع نامهها بوده است (تاریخ بیهقی، ۴۳۳، ۴۸۹).
در روایت سوم رباعی، به جای حرف معما، خط مقرمط آمده و دیدهام که برخی از اهل فضل، فریب این روایت کهنه نما را خوردهاند. این روایت، فقط در یک دستنویس آمده، و آنهم دستنویس جعلی کتابخانۀ کمبریج با تاریخ ادعایی ۶۰۴ ق است. من تا آنجا که جُستهام چنین ضبطی را در هیچ یک از مجموعههای قدیم و متأخّر رباعیّات خیّام نیافتهام. منظور از «خط مقرمط»، خط ریز و باریک و تنگِ هم نبشته است. اتفاقاً این نوع خط نیز در مراسلات و مکاتبات به کار میرفته و خواندن آنها نیز مهارت ویژه لازم داشته است (رک. سیرالملوک، ۲۵۰، ۴۴۲). مسئلۀ این ضبط، نادرستی آن نیست، بلکه نامستند بودن آن است. جاعلانی که دستنویس کمبریج را ساختند، همانها هستند که نسخۀ جعلی قابوسنامه را نیز برساختند که بعدها به کاپوسنامۀ فرای مشهور شد. چنانکه مینوی نشان داده، یکی از شگردهای ایشان در کتاب مذکور، تغییر دادن و کهنه کردن ضبطهای کتاب بر اساس سبکشناسی استاد بهار بوده است!
با توجه به اینکه، حرف معمّا، چه در معنای لغویاش، یعنی حرف مبهم و پیچیده، و چه در معنای اصطلاحیاش یعنی مکتوب رمزگذاری شده و ناخوانا برای دیگران، کاملاً وافی مقصود گوینده است: اسرار فلک یا ازل، همچون حرف معما، مبهم و ناخواناست و کسی از آن سر در نمیآورد. علاوه بر این، این ضبط، مستند به منابع قدیم و نسخههای رباعیّات خیّام است؛ و دلیلی ندارد اصطلاح خط مقرمط را که ضبط دلبخواهیِ جاعلان دستنویس کمبریج است، جایگزین آن کنیم.
سیدعلی میرافضلی
.https://t.me/hezar_khom
Post #4816
507
- ❤ 4
- 👍 3
- 👏 3
- 🕊 2