🔖 شماره هفت
حکیم عمر خیّام و رباعیّاتش
(تشابه، تکرار، تقلید)
در تاریخ هنر و ادب، کپیکاری، یکی از شیوههای مرسوم است. به محض پدیدآمدن اثری متفاوت و خلاقانه، دهها اثر مشابه از روی آن خلق میشود. گاهی مقلدین، چنان کار خود را استادانه انجام میدهند که اثر اصل را به حاشیه میبرند. در جریان رباعی خیّامانه، ما با سطح عظیمی از تقلید و تکرار مواجهیم؛ بدین ترتیب که آثار شاعران دیگر در قرون بعد به خیّام منسوب شده و آثار تقلیدی از آنها نیز به نام خیّام به ثبت رسیده است؛ یعنی دغل در دغل؛ آمیغ در آمیغ! در این یادداشت، چند نمونه از این رباعیات اصل و کپی را شناسایی و گویندگان واقعی رباعیات اصل را معرفی کردهایم.
۱)
دی بر درِ میخانه مرا پیری گفت:
کز دَرد جدا نشین و با دُردی جفت
مَی خور که بسی غصّه همیباید خورد
کم خُسب که بسیار همیباید خفت.
▫️ اثیر اخسیکتی (د. ۶۰۹ ق)، جُنگ رباعی، ۱۳۷
ساقی! علم سیاه شب صبح ربود
برخیز و می مغانه را در ده زود
بگشای ز هم دو نرگس خواب آلود
برخیز که خفتنت بسی خواهد بود
▫️ منسوب به خیّام، نادرۀ ایّام حکیم عمر خیّام، ۳۵۴
۲)
آنکو به سلامت است و نانی دارد
وز بهرِ نشست، آشیانی دارد
نه خادمِ کس بود، نه مخدومِ کسی
گو شاد بزی که خوشْ جهانی دارد!
▫️ عزیزالدین طغرایی (سدۀ ششم ق)، نزهة المجالس، ۱۱۵
آنکو به سلامت است و دارد نانی
یا در پوشد به عافیت خلقانی
سلطان ممالک همه عالم اوست
خود کی رسد اینملک بههر سلطانی
▫️ شاعر گمنام، همانجا
۳)
ما را باید ز مغز گندم نانی
زآن سر بهگلی، ز گوسفندی رانی
بنشسته بود به کُنجکی، ویرانی
جاهی باشد نه حدّ هر سلطانی
▫️ نزاری قهستانی (د. ۷۲۰ ق)، نامههای منظوم و رباعیات، ۱۳۱
تنگی می لعل خواهم و دیوانی
سدّ رمقی باید و نصف نانی
وآنگه من و تو نشسته در ویرانی
خوشتر بود از مملکت سلطانی!
▫️ منسوب به خیّام، طربخانه، ۷۴
۴)
گویند: بهشت را کجا یابد مست؟
وز دوزخ، آزاد که بتواند جَست؟
گر مَیخواران جمله بهدوزخ باشند
پس بنمایم بهشت را چونکفِ دست!
▫️ پسر خطیب گنجه (سدۀ ششم ق)، نزهة المجالس، ۱۴۳
می خوردن و گرد نیکوان گردیدن
به زآنکه به زرق زاهدی ورزیدن
گر عاشق و مست دوزخی خواهد بود
پس روی بهشت کس نخواهد دیدن!
▫️ منسوب به خیّام، طربخانه، ۸۸
۵)
چون ابر به نوروز رُخِ لاله بشُست
برخیز و بهجام باده کن عزمْ درست
کینسبزه که امروز تماشاگهِ توست
فردا همه از خاکِتو برخواهد رُست
▫️ خیّام، مونس الاحرار، ۲: ۱۱۴۵
برسبزه چو چشم ابر نوروز گریست
بی وصل رخ یار نمیشاید زیست
شد لاله ز خاکِ دیگران مجلس ما
تا سبزۀ گورِ ما تماشاگه کیست
▫️ اوحدالدین کرمانی (د. ۶۳۵ ق)، دیوان رباعیات، ۳۰۰
صحرا رخ خود به ابر نوروز بشست
ویندهرشکستهدل بهنو گشت درست
با سبزخطی به سبزهزاری مَی خور
بر یادِکسیکه سبزه از خاکش رُست
▫️ منسوب به خیّام، طربخانه، ۷۶
سیدعلی میرافضلی
.https://t.me/hezar_khom
Post #4813
515
- 👏 4
- ❤ 3
- 👍 3
- 🙏 1