🔖 شماره پنج
حکیم عمر خیّام و رباعیّاتش
(خیّام و اهل تصوّف)
بدان که کسانی که طالبان شناخت خداوندند، سبحانه و تعالی، چهار گروهند:
اول، متکلمانند که ایشان به جدل و حجتهای اقناعی راضی شدند و بدان قدر بسنده کردند، در معرفت خدا. و دوم، فلاسفه و حکماءاند که ایشان به ادلّۀ عقلی صرف، در قوانین منطقی، طلب شناخت کردند و هیچ گونه به ادلّۀ اقناعی قناعت نکردند. و لیکن ایشان نیز به شرایط منطق وفا نتوانستند بُردن و از آن عاجز آمدند. سوم، اسماعیلیانند و تعلیمیانند، که ایشان گفتند: طریق معرفت جز اِخبار مُخبر صادق نیست. چه در ادلّۀ معرفت صانع و ذات و صفات وی، اشکالات بسیار است و ادلّۀ متعارض، و عقول درآن متحیّر و عاجز. پس اولیتر آن باشد که از قول صادق طلبند.
و چهارم، اهل تصوّفند و ایشان، نه به فکر و اندیشه طلب معرفت کردند، بلکه به تصفیۀ باطن و تهذیب اخلاق، نفس ناطقه را از کدورت طبیعت و هیئت بدنی منزّه کردند. و این طریق، از همه بهتر است. چه معلوم بنده است که هیچ کمالی از حضرت خداوند، مبخول نیست. و آن جایگاه منع و حجاب نیست به کس. هرآنچهآدمی را نبود، از جهت کدورت طبیعت باشد. چه اگر حُجُب زایل شود و حایل و مانع دور گردد، حقایق چیزها چنانکه باشد، روی نماید.
▫️ حکیم عمر خیّام، رساله سلسلة الترتیب، نمونۀ نظم و نثر فارسی، ۴۲ - ۴۳
(با حک و اصلاح جزیی بر اساس منابع دیگر)
پس از آنکه خداوند متعال، به فضل و کرم خود مرا از آن بیماری شفا داد، جویندگان حقیقت را در چهار طایفه منحصر یافتم:
متکلّمین، و ایشان کسانی هستند که خود را اهل رأی و نظر میدانند.
باطنیه، که خود را اهل تعلیم میپندارند و مدعی اقتباس علم از امام معصوم میباشند.
فلاسفه، که خود را اهل منطق و عرفان میدانند.
صوفیه، که مدعی کشف و شهود و تقرّب به حضرت حق میباشند.
▫️ امام محمد غزالی، المنقذ من الضلال، ترجمۀ زین الدین کیایی نژاد، ۴۱ - ۴۲
عمر خیّام، امام خراسان و علامۀ دوران بود. صوفیان متأخّر، از برخی معانی ظاهری شعرهای او آگاه شدند، و آنها را به طریقت خود وارد کردند و آنها را در مجالس و خلوت خود به بحث گذاشتند. حالآنکه باطن این شعرها، شریعت را همچون مار نیش میزند و غل و زنجیرهای گوناگون در خود گرد آورده است.
▫️ جمال الدین قفطی (د. ۶۴۶ ق)، تاریخ الحکماء، ۲۴۳
(ترجمۀ عبارت از شادروان کاظم برگنیسی است)
سیدعلی میرافضلی
.https://t.me/hezar_khom
Post #4811
549
- 👍 5
- 👏 4
- ❤ 3
- 🙏 1