#بزرگداشتشیخعـــطارنیشابــوری
شیخفریدالدین ابوحامد محمد بن ابراهیم #عطارنیشابوری از عارفان و شاعران بزرگ ایران است که با درستترین روایات در سال ۵۴۰ در قریهی کدکننیشابور در خانوادهای اهل ذوق و ایمان و #عرفان متولد شد.
پس از تسلط چنگیزخان #مغول بر خراسان، شیخ عطار نیز بهدست لشکر مغول،اسیر گشت و به #شهادت رسید.
گویند مغولی میخواست او را بکشد، شخصی گفت:این پیر را مکش که به خونبهای او هزار درم بدهم.
عطار گفت: مفروش که بهتر از این مرا خواهند خرید.پس از ساعتی شخص دیگری گفت این پیر را مکش که به خونبهای او یک کیسه کاه، ترا خواهم داد.شیخ فرمود: بفروش که بیش از این نمیارزم!
مغول از گفته او خشمناک شد و او را با تیغ جهل، به قتل رساند.
آثار اصلی او عبارتند از: منطقالطیر، مصیبتنامه، الهینامه و اسرارنامه که همگی در قالب مثنوی است. مختارنامه، مجموعهی رباعیات اوست.دیوان غزلیات و قصاید او بالغ بر ۱۱۰۰۰ بیت و کتاب تذکرةالاولیاء در شرح احوال تعدادی از اولیاء عرفان و تصوف، از شورانگیزترین کتب عرفانی جهان است.
عطار، به خاندان نبوت و آلرسول «ص»، ارادت گرمی دارد :
ای رسولالله! بس درماندهام
باد در کف،خاک بر سر،ماندهام
ای شفاعتخواهِ مشتی تیرهروز
لطف کن! شمع شفاعت برفروز
هریک از آثارش را با ستایش خدا آغاز میکند.
در «منطقالطیر» در بیان فضیلت #حضرتعلی«ع» نهایت ادب و معرفت را استوار ساخته؛
خواجهی حق،پیشوای راستین
کوه حلم و باب علم و قطب دین
ساقی کوثر، امام رهنمای
ابن عمّ مصطفی،شیرخدای
چون علی از غیبهای حق یکیاست
عقل را دربینش او، کی شکی است؟
در ضمیرش بود مکنونات غیب
زان برآوردی یدبیضا ز جیب
در «مصیبتنامه»،پس از بیان فضایل #امامحسین«ع» بر او ندبه میکند و به کشندگان او لعنت میفرستد ؛
کیست حق را و پیمبر را، ولـیّ؟
آن حسَن سیرت، حسینبنعلی
نُه فلک را تا ابد مخدوم بود
زانکه او سلطان دَه معصوم بود
صدهزاران جانپاک انبیا
صفزده بینم، به خاک کربلا
هرکه در رویی چنین آورد، تیغ
لعنتم از حق بدو آید دریغ
زبان شعری عطار، ساده، بسیار گرم و دلنشین، با پختگی و غنای مشحون از آیات و روایات فراوان، است.
گاه زبانش چونان «تازیانهی عرفان»، گاه چون پرنیان، راحت جان میشود و قصهی دلدادگی و برازندگی شوریدگی.
سخنش خالی از اطناب مُملّ و بری از ایجاز مُخلّ است.
آثارش، پانهادن به حرمخانهی عشاق الست است:
گفت مغناطیس عشاق الست
همتعالیاست،کشف و هرچ هست
سلوک او انفسی و قدسی،در کوشش مدام، با فروزش «نور» تمام؛
جهانی خالی از نزدیک وز دور
ز نورالنّور او، نورٌ علیٰ نور
و جوشش او نیایشی قدسی است؛
به شش سحرگه فطرت،به شش جهات جهان
به شش کرامت و شش روز و شش کریم عبا
کتابهایش، تاریخ عبور عارفانی رهیده از أنانیت و معبر دهلیزهای نور است که چنین مسرور و معمور گشته، واز شِرب روح قدسی مشروب؛
با غذایخاک، نتوانیم زیست
ما که شِربِ روح قدسی خوردهایم
عطار را باید از نو شناخت تا طراوت و حلاوت معانی شعر خالص عرفانی را باز یافت.
#امیرسرایانی
https://t.me/hezar_khom
Post #3876
565
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم https://t.me/hezar_khom
- 👏 6
- ❤ 3
- 👍 1
- 👎 1
- 🙏 1