جماعت مریدان گفتند: چه گویی در ما که مریدانیم و اینها که منکرند و تو را به سنگ خواهند زد؟ منصور حلاج گفت: ایشان را دو ثواب است، وشما را یکی؛ از آنکه شما را به من حسن ظنّی بیش نیست، وایشان از قوّت توحید به صلابتِ شریعت میجنبند. و توحید درشرع اصل بود، و حسن ظنّ، فرع.
پس هر کسی سنگی میانداختند، شبلی موافقت را گلی انداخت. حسینِ منصور آهی کرد. گفتند: از این همه سنگ هیچ آه نکردی، از گِلی آه کردن چه معنی است؟ گفت: از آنکه آنها نمیدانند، معذورند. از او سختم میآید، که او میداندکه نمیباید انداخت.
شبلی گفت: منصور را به خواب دیدم، گفتم: خدای تعالی با این قوم چه کرد؟ گفت: بر هر دو گروه رحمت کرد. آن که بر من شفقت کرد، مرا بدانست، و آن که عداوت کرد، مرا ندانست، از بهر حق عداوت کرد. به ایشان رحمت کرد که هر دو معذور بودند
تذکرةالاولیاء ، شیخ فرید الدین عطار نیشابوری، با مقدمه میرزا احمد خان قزوینی از روی نسخه چاپ نیکلسون ،
ذکر حسین منصور حلاج ، صفحه ۱۲۱
https://t.me/hezar_khom
Post #3855
443
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم هزار توی متن با مسعود بهنود "بر دار آویختن منصور حلاج" تذکرة الاولیاء اثر #عطار نیشابوری https://t.me/hezar_khom

- ❤ 5
- 👏 4
- 🙏 1