🔃📄2⃣خلاصهیکتاب(ص۱)
#تصویر_دوریان_گری
#اسکار_وایلد
🔸رمان «تصویر دوریان گری» اثر اسکار وایلد: خلاصه کلی و نقد شخصیتهای نمادین داستان
🔸اسکار وایلد شاعر و نویسنده ایرلندی، تاثیرات زیادی روی بیشتر نمایشنامه و رماننویسان پس از خود گذاشته و همواره از او به عنوان یکی از برترین نمایشنامهنویسان تاریخ ادبیات یاد میشود. او استعداد عجیبی چه در نوشتن، و چه در صحبت کردن داشت و در زمان خودش به دلیل سخنان هوشمندانه و کنایهدارش مشهور بود. اسکار وایلد از معدود نویسندگان و شاعرانی است که هیچگاه در دام کلیشه ها نیافته است و هرگز حصار سبک و فرم را به آثار خود راه نداده است. در این مقاله به نقد یکی از مهمترین رمانهای نوشته او به نام «تصویر دوریان گری» میپردازیم.
🔸فهرست:
1 خلاصه رمان «تصویر دوریان گری»
1.1 شروع ماجراهای عشقی در رمان تصویر دوریان گری
1.2 عشق، تحقیر و خودکشی در یک سکانس رمان
2 نقد رمان تصویر دوریان گری
3 رمزگشایی از شخصیتهای رمان تصویر دوریان گری
🔸خلاصه رمان «تصویر دوریان گری»
شخصیت اصلی رمان «دوریان گری» جوان اشراف زاده و خوشسیمایی که اهل هنر و موسیقی است و با مؤسسات خیریه همکاری دارد. تصمیم میگیرد که یک پرتره از چهره خود داشته باشد تا در روزهای پیری به یاد آورد که چه جمال و شکوهی داشته است. بنابراین با «بازیل هاروارد» – نقاش چیرهدست و هنرمند آشنا میشود.
🔸نقاش در چهره او زیبایی خاص و ویژهای کشف میکند و از او میخواهد که برای تصویر کردن این زیبایی مدل تابلو نقاشیهای او شود. در یکی از نقاشیها که بزرگترین هنر نقاش حساب میشود، دوریان به زیبایی شگفتانگیز خود پی میبرد و انگار که تازه متوجه آن شده باشد شیفته این زیبایی میشود.
🔸«لرد هنری وتن» که دوست بازیل است و بهتازگی با دوریان آشنا شده است این حسرت را در دل او میاندازد که دوران جوانی و طراوت زودگذر است و باید تا وقت هست از این دوران بهره برد. دوریان که شیفته زیبایی خود شده در یکلحظه اندوه از اینکه زیبایی تصویر او در قاب تابلو همیشگی است و او روزبهروز پیر و زشت خواهد شد، آرزو میکند که کاش زیبایی و جوانیش جاویدان بماند و در عوض نقش تابلو پیر شود!
🔸شروع ماجراهای عشقی در رمان تصویر دوریان گری :
زمان میگذرد و دوریان که تا امروز شیفته بازیل و روح هنرمند و لطیف او بود کمکم جذب لرد هنری و اشتیاق او در لذت بردن از جهان میشود. در این میان و در یک اتفاق غیرمنتظره، در یک تئاتر کوچک عاشق هنرپیشهای زیبا و کم سن به نام سبیل وین میشود که هر شب در یک نقش به روی صحنه میرود. او چنان زیبا در نقش بئاتریس و کوردلیا و الیندا و پورتیا – شخصیتهای نمایشنامههای شکسپیر – فرو میرود که دوریان احساس میکند هرلحظه عاشق زنی شده است. شیفته هنر سبیل میشود و با او طرح دوستی میریزد و به او پیشنهاد ازدواج میدهد. دخترک که عاشق دوریان شده به او لقب شاهزاده جذاب میدهد و از شادی داشتن او در پوست خود نمیگنجد. دوریان، بازیل و هنری را به تماشای تئاتر سبیل دعوت میکند تا اوج هنر او را ببینند و او را به خاطر انتخاب فوقالعادهاش تحسین و تایید کنند.
🔸عشق، تحقیر و خودکشی در یک سکانس رمان:
اما سبیل که احساس میکند دیگر عشق واقعی را یافته و نیازی به نقش بازی کردن ندارد، بدترین اجرایی که میتوان داشت را ارائه میدهد تا مسئول تئاتر از او ناامید شود و او را آزاد کند. دوریان که انتظار چنین بازیای ندارد و از طرفی در مقابل دوستانش – خصوصا هنری که سبیل را از آغاز تکذیب کرده بود – شرمسار شده بیدرنگ به پشتصحنه میرود و سبیل را به باد استهزا میگیرد و او را به کشتن عشق در درون خود متهم میکند و عذرخواهی او را ظالمانه رد کرده، ترکش میکند.
🔸سبیل که تحمل این ناکامی را ندارد همان لحظه با خوردن مواد گریم خودکشی میکند. دوریان که از این ماجرا بیخبر است به خانه میآید و درنهایت تعجب میبیند که در چشمان تصویر او در قاب، نشانههایی از قضاوت دیده میشود و لبهایش به نشانه تکبر به هم فشرده شده است. از دیدن تغییری که در تصویر پدید آمده یکه میخورد و سراسیمه به سراغ آینه میرود. تاثیری از تغییر در چهره خود نمیبیند و متوجه میشود آرزویی که کرده است برآورده شده و تصویر او آینه وجدان اوست. او که از این تغییر تحت تاثیر قرار گرفته است و تصمیم دارد از لرد هنری فاصله گرفته و به شرافت و پاکی قبل بازگردد بیاعتنا به پیغامهایی که او برایش میفرستد قلمبهدست میگیرد و بیخبر از مرگ سبیل برایش نامه عذرخواهی مینویسد.
https://t.me/hezar_khom/2341
🔃📄2⃣خلاصهیکتاب(ص۱)
Post #3707
638
- ❤ 5
- 👏 4
- 👍 1
- 🥰 1
- 🙏 1