هلیا!
تحملِ تنهایی، از گداییِ دوستداشتن آسانتر است.
تحمّلِ اندوه، از گداییِ همهی شادیها آسانتر است.
سهل است که انسان بمیرد تا آنکه بخواهد به تکدیِ حیات برخیزد...
نادر ابراهیمی
"بار دیگر شهری که دوست میداشتم"
-هلیا!
احساسِ رقابت، احساسِ حقارت است.
بگذار که هزار تیرانداز به روی یک پرنده تیر بیندازند، من از آنکه دو انگشت بر او باشد، انگشت بر میدارم !
رقیب، یک آزمایشگر حقیر بیشتر نیست.
بگذار آنچه از دست رفتنیست، از دست برود، تو در قلبِ یک انتظار خواهی پوسید ... !
من این را بارها تکرار کردم هلیا !
بار دیگر شهری که دوست میداشتم
نادر ابراهیمی
https://t.me/hezar_khom/3624
Post #3679
474
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم بار دیگر شهری که دوست می داشتم نوشته #نادر_ابراهیمی بار دیگر شهری که دوست میداشتم نوشته نادر ابراهیمی، با جملاتی لطیف و عمیق، با مفاهیمی زیبا و تاثیرگذار، روایتگر تعصب و عشق به زادگاه است و در عینحال کولهباری از درد و رنج را همراه دارد. هلیا دخترِ…





- 👏 5
- ❤ 3
- 💔 2
- 👍 1