2⃣🔃
#غروب_بت_ها
#نیچه
کتاب غروب بتها آخرین اثر فریدریش نیچه است که به نوعی چکیدهای از تمام فلسفهاش را در برمیگیرد. داریوش آشوری – مترجم کتاب – درباره این اثر در مقدمه توضیحات دقیقی ارائه میکند که ما نیز به گوشهای از آن اشاره میکنیم. آشوری مینویسد: پیشنویس این کتاب را نیچه در هفت – هشت روز در فاصله ۲۶ اوت تا ۳ سپتامبر ۱۸۸۸، در اقامتگاه تابستانیاش، دهکده زیلس ماریا در ناحیه اُبرانگادین سوییس نوشت. غروب بتها فراورده آخرین سال زندگانی کوشای ذهنیِ نیچه است.
این کتاب آخرین اثری بود که نیچه، خود منتشر کرد، اما هنگامی که در ژانویه ۱۸۸۹ از چاپ درآمد، او دیوانه شده بود و از کارهایش دیگر خبر نداشت. نیچه میخواست کتاب غروب بتها درآمدی فشرده و کوتاه بر فلسفه او باشد و از این نظر به درستی چکیدهای است از همه دیدگاههای اساسی فسلفی او.
نیچه در این کتاب با زبانی بسیار فشرده، اما چالاک و سرزنده تبرِ بتشکنیاش را بر تمامی بتهای دیرینه و نو، کلاسیک و مدرن میکوبد و به تمامی بنیارهای متافیزیکِ میراثِ افلاطون و سقراط و یونانیت در کل، تا بازسازیهای مدرنِ آن، به ویژه به دست کانت، حمله میبرد. هدف او نقاب برگرفتن از چهره همه پیش داوریهای ناسنجیدهای است که جماعت از فیلسوف و نافیلسوف، در طول هزارهها به آنها به عنوان حقیقت باور داشتهاند و آنها را پرستیدهاند. روشی سخت انقلابی است، زیرا هدف او خالی کردن زیر پای برترین ارزشها و فروافکندنشان از جایگاه بلند تاریخیشان است.
در قسمت دیگری از مقدمه کتاب درباره نام کتاب چنین آمده است:
نام غروب بتها، طعنهای است به «غروب خدایان» اثر واگنر و نامی است زیبا و پر معنا برای چنین کتابی.
همانطور که به طور خلاصه بخشی از مقدمه کتاب را به قلم مترجم این کتاب، داریوش آشوری خواندیم، کتاب غروب بتها پُتکی است که نیچه بر سر تمام ارزشهای دیرینه فرود میآورد. و روی خاکهای این ویرانه، بنای نویی را که میخواهد میسازد. به واقع کار نیچه در کتاب آخرش را میشود «فلسفیدن با پتک» نامید.
خود نیچه درباره این کتاب چنین گفته:
در این کتابی که صد و پنجاه صفحه هم نمیشود، با آن لحن شادمانه و سرنوشت سازش، اهریمنی میخندد – این فراوردهی روزهای چندان اندک شمار، که دلم نمیخواهد بگویم چند روز، کتابی است بر روی هم بیمانند، که پرمایهتر از آن، بر پای خویش ایستادهتر از آن، زیر و زبر کنندهتر از آن و شریرتر از آن کتابی نیست. کسی که بخواهد درکی برقآسا از آن داشته باشد که پیش از من همهچیز چه واژگون ایستاده بوده است، میباید از این کتاب بیاغازد. آنچه عنوان این کتاب بُت مینامد، درست همان چیزی است که تاکنون حقیقت نامیده میشده است. غروب بتها – به زبان ساده، یعنی پایانِ کارِ حقیقتِ دیرینه.
اینجا تمام ارزش گذاریهای دیرینه و قدیمی که حقیقت خوانده میشدند به دست نیچه فرو میریزند. نیچه در اینجا تمام مفاهیم و اندیشههایش را بسیار خلاصه بیان میکند. شاید برای همین است که خودش ادعا میکند و میگوید:
بلندپروازی من آن است که در ده جمله چیزی را بگویم که کسی دیگر در یک کتاب میگوید – که کسی در یک کتاب هم نمیگوید!
پس در این کتاب با پتکی به نام قلم به تمام نگرشها و ایدههای فلسفی افرادی که از آنها بت ساخته شده، میتازد و حمله میکند. از یونانیان و سقراط و افلاطون گرفته تا کانت و شوپنهاور همه را به باد نقد تند میگیرد.
کتاب غروب بتها :
فریدریش نیچه این کتاب را نوعی اعلام جنگ میداند. در راستای شکستن بتهایی که از پوکی درونشان صدای بنایی نو به گوش میرسد. که وقت غروب بتها و طلوع خدایان جدید به دست خود ماست. اما رسالت او، نه تنها هجوم به اندیشهها، بلکه هجوم به هر نوع بت دیگری است که به دست اجتماع تحت عنوان حقیقت ساخته و پذیرفته شده است. مسیحیت، مذهب، متافیزیک، زناشویی، آزادی، هنر، روح آلمان، سیاست، آنارشیسم و غیره.
او تمام این ارزشها را نابود میکند. چرا که طبق باورهای خود نیچه، تنها زمانی میتوان چیزی را از نو ارزشگذاری کرد، که تمامی ارزشهای قبلی فرو ریخته باشند. بهواقع برای ساختن، ابتدا باید ویران کرد. و این تمام کاری است که نیچه در این کتاب به زیبایی از عهدهاش برآمده است: «ویران کردن. و بازسازی ارزشهای خودساخته روی این خاکریزهها.»
سرفصلهای کتاب عبارت است از:
نکتهپردازیها و خدنگاندازیها
مسئلهی سقراط
«عقل» در فلسفه
چهگونه «جهانِ حقیقی» افسانه از کار درآمد
اخلاق همچون ضد طبیعت
چهار خطای بزرگ
«بهبودبخشان» بشریت
آن چه آلمانیان از دست میدهند
پویندگیهای مرد نابههنگام
آن چه من وامدار باستانیانام
پُتک سخن میگوید
نیچه در هر کدام از این فصلها به یک موضوع
https://t.me/hezar_khom
2⃣🔃
Post #3507
733
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم غروب بت ها - فردریش نیچه.zip
- 👏 5
- ❤ 2
- 👍 2
- 🙏 2