#لحظاتیبرایمطالعهوتفکر
#تاریخمشروطهایران
#احمدکسروی
(جلد دوم )
شهرهای مختلف وقتی از تلگراف تبریز به تحرکات شاه پی بردند ، صرفا از محمدعلی شاه بیزاری جستند
در حالی که هیچ آمادگی نمیداشتند و صرفا از مشروطه خواهی ، هیاهو راه انداختن را میدانستند
و چنانچه خواهیم دید به جز *شهررشت* ، دیگر شهرها کمترین مقاومتی از خود نشان ندادند.
متاسفانه در آن روزها اکثر نمایندگان مجلس هم به چند دسته تقسیم شده بودند؛
١- کسانی که از مشروطه دل کنده بودند
٢- کسانی که بی طرف بودند
٣- کسانی که مشروطه خواه بودند اما جان خود را بیشتر دوست داشتند
۴- کسانی که از بیگانگان دستور میگرفتند
۵- و فقط عده ی اندکی که از جان و دل برای مشروطه زحمت می کشیدند.
ص 600-604
اگر نیک بنگریم ، مجلس هنوز هم گمان نمیکرد که محمدعلی شاه دست به توپ و تفنگ خواهد زد و مانند همیشه در فکر آن بود که با نماینده فرستادن و لایحه نوشتن ، مشکل را حل کند.
درحالی که سربازان در حال جمع کردن افزار جنگی از دست مردم بوده و توپ های جنگی را به باغشاه فرستادند
و نیز اولین آزادیخواهی که دستگیر کردند و به باغشاه فرستادند ، *میرزا سلیمان خان* رئیس انجمن برادران دروازه قزوین و دستیار وزیر جنگ بود
ص 604-606
در همان روزها لایحه ای که مجلس آماده میکرد تمام شد.
شش نفر از نمایندگان آنرا نزد محمدعلی شاه بردند تا پاسخ بگیرند.
محمدعلی شاه به آن هیچ اعتنایی نکرد و حتی نخواند و گفت:
این کشور را پدران من گشادند، من نیز پسر همان پدرانم و کشور را دوباره با شمشیر خواهم گشاد؛ حال که مشروطه خواهان مرا از پادشاهی برمیدارند، من هم خود را پادشاه نمیدانم تا تاج و تخت خود را پس بگیرم.
بعد از این اتفاقات، مجلس و آزادیخواهان به خشم محمدعلی شاه پی برده و به فکر راه چاره افتادند.
ص 606-611
واقعیت آن است که آزادیخواهان ، نیروی قدرتمندی بودند و اگر قرار بود به میدان آیند ، قزاق های محمدعلی شاه را به راحتی شکست میدادند.
اما متاسفانه رهبر قویای نداشته و بهشکل متحد و هماهنگ حرکت نمیکردند.
مشروطه خواهان به مردم اعلام کردند که در اعتراض به دربار ، تجمع کنید اما اسلحه نیاورید!
انگار به عروسی می خواستند بروند!
در حالی که با توجه به تحرکات دربار، چاره ای جز جنگ نبود.
ص 611-614
از روزهای 31 خرداد و 1 تیر
دیگر حتی روزنامه ای هم چاپ نشد
مشخص است که فشار محمدعلی شاه شدت گرفته بود.
در این روزها محمدعلی شاه 2 حرکت انجام داد؛
1- به علمای تبریز گفت برعلیه مشروطه، مطلب نوشته و آزادیخواهان را بی دین معرفی کنند
(و در تبریز که پایگاه مشروطه خواهان بود ، اختلاف شدیدی واقع شد)
2- تلگرافی به همه شهرها فرستاد مبنی بر اینکه ؛
این مجلس برخلاف مشروطیت است و بعد از این هرکس از فرمایشات ما تجاوز کند ، مورد تنبیه سختی قرار خواهد گرفت.
ص 614-623
در حالی که در تهران، حرکت مهمی از طرف مشروطه خواهان انجام نمیگرفت
اما در تبریز، مشروطه خواهان به پا خواسته و می گفتند:
چرا اینجا نشسته ایم ؟
چرا به تهران نرویم تا از مجلس محافظت کنیم ؟
لذا اسم نویسی میکردند تا به تهران بروند
باقرخان و ستارخان نیز همراهی مینمودند.
اما طبق نقشه ای که محمدعلی شاه از اول کشیده بود ، *امام جمعه* و *میرزا حسن مجتهد* شروع کردند به تحرک
تا با بلند کردن پرچم جنگ برعلیه مشروطه خواهان ، آنان را در تبریز سرگرم کنند.
ص 623-628
شادروان شریفزاده فریاد زد و گفت:
همین تاجران و روحانیونی که الان برعلیه مشروطه قیام کرده اند، همان کسانی هستند که سالیان دراز، مواد غذایی را در انبارهای خود انباشته میکردند و با احتکار کردن، ثروت کلانی به جیب می زدند.
در حالی که مردم در بدبختی بودند.
لذا آزادیخواهان به باقرخان و ستارخان خبر دادند که در تبریز بین ما و روحانیون جنگ در حال وقوع است، از رفتن بهسوی تهران برگشته و به شهر بازگردید.
(نقشه محمدعلی شاه در حال انجام بود)
ص 629-632
دوم تیرماه در تاریخ مشروطه، یک روز بیمانندی بود
کشاکش آزادیخواهی و استبداد که از 2 سال پیش در میان میبود ، امروز به جنگ و خونریزی تبدیل شد
و مجلس و مشروطه پس از 2 سال ایستادگی، از پا افتاد.
محمدعلی شاه که از 20 روز پیش مخالفت خود با مشروطه را علنی کرده بود، امروز زمینه را آماده دید برای تمام کردن کار مشروطه .
لذا محمدعلی شاه در ساعت 8 شب *لیاخوف* را به باغشاه خواسته و دستور کار فردا را به او داد.
ص 632-634
https://t.me/hezar_khom
🔃📑 1⃣2⃣(صص ۶۳۴ -۶۰۰ )
Post #3417
796
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم #لحظاتیبرایمطالعهوتفکر #تاریخمشروطهایران #احمدکسروی (جلد دوم ) در نیمه دوم فروردین 1287 ، بار دیگر در تهران، هیاهویی برخاسته، کشاکش میان دربار و انجمن های آزادیخواهی بوجود آمد. زیرا محمدعلی شاه از آن حادثه ای که به سویش نارنجک پرتاپ شده بود، آرزده…
- ❤ 9
- 🙏 3
- 👍 2
- 🕊 1