خلاصه کتاب :
#شازده_احتجاب
#هوشنگ_گلشیری
تلخیص:
سعید ناظمی
و
روزنامه اعتماد
🔸شازده احتجاب رمانی انتقادی به اوضاع اجتماعی ایران در تغییر سلطنت از قاجاریه به پهلوی است.
داستان، خاطراتی است از گذشته که در عرض چند دقیقه در ذهن شازدهٔ مسلول، قبل از مرگش میگذرد.
شازده خود به وضعیت موجود تن داده و بهطور حتم انسانی بیمار است. هم سل دارد و هم بیمار روانی است. اینها را در طول گفتن خاطرات و روایتها در رفت و برگشتهای زمانی متوجه میشویم.
تمام اطرافیان شازده مردهاند. اینها را مراد میگوید که در آخر هم، خبر مرگ شازده احتجاب را به خود او میگوید. آن کلونی زمیندار و خونریز که برادر برادر را بهراحتی میکشد، دیگر فرو ریخته است و جامعه بهسمت مدرنیته گام بر میدارد.
این جامعه دیگر پذیرای شازده و امثال شازده نیست. روایتها توسط راوی (دانای کل محدود یا نویسنده)، فخری و فخرالنساء، گفته میشود و تمامی آنها از ذهن شازده میگذرد.
این درست که «ناخودآگاه» اغلب در خواب و رؤیا بهصورت نمادین جلوهگر است، ولی در این اثر میتوان زندگی داخلی شازده را ناخودآگاهِ شازده در گذر از زمان حال و رفتن به گذشته دانست. تصاویر خانوادگی، کتابها، اشیای عتیقه و… میتواند ناخودآگاهِ شازده محسوب شود.
شاید بهصورت تمثیلی بتوانیم مراد را رابطی فیزیکی بین خودآگاه و ناخودآگاه شازده بهحساب بیاوریم. هم او که در جایی خبر مرگ شازده را به خود او میدهد.
🔸هوشنگ گلشیری " شازده احتجاب " را سال ۱۳۴۸ چاپ کرد . کتابی که به سرعت به یکی از آثار بحث ساز ادبیات ایران تبدیل شد. گلشیری پیش از انتشار شازده احتجاب چند داستان کوتاه موفق و ناموفق و یک کتاب ناموفق منتشر کرده بود. اما ظهور شازده احتجاب در فضای مملو از رئالیسم گرایی افراطی از نوع سوسیالیستی اش و البته تقلید از نویسندگان نسل اولی، چون هدایت و چوبک یک انقلاب بود.
🔃1
https://t.me/hezar_khom
Post #3283
389
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم شازده احتجاب - هوشنگ گلشیری.zip
- ❤ 5
- 🙏 4
- 👍 1
- 👏 1